آسیاداخلینظام بین‌الملل و نهادها

خیزش روسیه، هند و چین به‌عنوان دولت‌های تمدنی

به گزارش اطلس‌دیپلماسی، یادداشتی با ‌عنوان «خیزش روسیه، هند و چین به‌عنوان دولت‌های تمدنی» به قلم الکساندر دوگین (Alexander Dugin) در موسسه مطالعات ایران و اوراسیا منتشر شده است. نویسنده با تمرکز بر نقش سه قدرت مستقل جهان، استدلال می‌کند که این کشورها با تکیه بر میراث تاریخی، هویت فرهنگی و استقلال ژئوپولیتیک خود، در حال شکل‌دهی به نظم چندقطبی و مقابله با هژمونی غرب هستند. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.


روسیه، هند و چین به‌عنوان سه دولت تمدنی با ویژگی‌های جمعیت، رشد اقتصادی، منابع طبیعی، تسلیحات و فناوری شناخته می‌شوند که هیچ‌یک وابستگی بنیادی به دیگری ندارند و سه قطب مستقل جهان را شکل می‌دهند. در قلب هر یک، دین، هویت، فرهنگ و تاریخی طولانی نهفته است. روسیه خود را مرکز جهان روسی می‌داند، نه بخشی از غرب. در هویت چینی، بنیان کنفوسیوسی امپراتوری همچنان پابرجاست و مائوئیسم و اصلاحات دنگ شیائوپینگ ابزارهای نوسازی برای مقاومت در برابر غرب بوده‌اند. چین اصول و مبانی متافیزیکی خود را حفظ کرده است. هند با قدرت‌گرفتن حزب بهاراتیا جاناتا به رهبری نارندرا مودی، هویت ودایی خود را در تقابل با غرب بازتعریف کرده و فرآیند استعمارزدایی از ذهنیت را دنبال می‌کند.

تمدن روسی به ریشه‌های هند و اروپایی و عهد سکاها و سَرمت‌ها بازمی‌گردد. این تمدن با پذیرش مسیحیت و بیزانسی‌گری، وارث میراث یونانی-رومی شد و فرهنگ کد هند و اروپایی را زنده نگه‌داشت. پس از جدایی کلیساها در قرن یازدهم، مسیر روسیه از غرب جدا شد و در حالی که غرب به اصول ضدمذهبی روی آورد، روسیه بر ایمان ارتدکسی پایدار ماند. سقوط قسطنطنیه، مسئولیت پاسداری از این کد را بر دوش روس‌ها گذاشت و عنوان «روم سوم» را به آن بخشید. این میراث تا ایران و بابل امتداد دارد و در پنج قرن گذشته، روسیه خود را نگهبان تمدنی می‌داند که غرب رها کرده است.

روسیه نه بخشی از غرب، بلکه تداوم حقیقی آن دانسته می‌شود و غرب نسخه منحطی از تمدن اصلی محسوب می‌گردد که از مسیر تاریخی خود دور افتاده است. هم‌زمان، چینی‌ها و هندی‌ها نیز حامل فرهنگ‌های دیرینه خود باقی مانده‌اند. این سه تمدن پس از دوره‌هایی دشوار دوباره به یکدیگر نزدیک شده و به ذات مشترک خود پی برده‌اند. در برابر آن‌ها، غرب به‌عنوان دشمن مشترک قرار گرفته است. آمریکا در دوران ترامپ می‌توانست یک قطب مستقل دیگر باشد، اما با شکست او چنین جایگاهی محقق نشد.

سه قطب جهان چندقطبی هم‌اکنون شکل گرفته‌اند، اما باشگاه این جهان باز است و در قالب سازمان‌هایی مانند بریکس، امکان حضور قدرت‌های اسلامی، آفریقایی و آمریکای لاتین نیز وجود دارد. هرچه فشار غرب بیشتر شود، پیوند این کشورها مستحکم‌تر می‌گردد. حتی فشار ترامپ بر هند منجر به نزدیکی بیشتر این کشور با دیگر اعضا شد.

این روند ماهیتی آخرالزمانی دارد و اکنون هر یک از این تمدن‌ها خود و سرنوشت خود را روشن‌تر از هر زمان در سیصد سال اخیر درمی‌یابند. هند که سابقاً مستعمره بود، اکنون به هویت خود بیدار شده و چین نیز به بنیان کنفوسیوسی بازمی‌گردد. آنچه در آغاز وجود داشت، در پایان نیز دوباره آشکار می‌شود.

ورود به عصر دولت‌های تمدنی با فروپاشی تدریجی غرب همراه است. تلاش غرب برای حفظ هژمونی به پایان رسیده و این دوره، لحظه احتضار آن محسوب می‌شود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا