آسیاآمریکاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

۲۰۲۵ سال انکار بود؛ اکنون چه در پیش است؟

سیاست‌های متناقض اقتصادی و چشم‌پوشی عامدانه از بحران‌های اقلیمی و امنیتی در سال ۲۰۲۵، نشان‌دهنده پناه‌بردن جوامع مدرن به سازوکار دفاعی «گسست‌گرایی» برای بقا در میانه آشفتگی‌های جهانی است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با ‌عنوان «۲۰۲۵ سال انکار بود؛ اکنون چه در پیش است؟» به قلم دیوید دادول (David Dodwell) در ساوت چاینا مورنینگ پست (South China Morning Post)  منتشر شده است. این مقاله با نگاهی انسان‌شناسانه به پدیده «گسست‌گرایی»، تناقض‌های رفتاری سیاستمداران و مصرف‌کنندگان در مواجهه با بحران‌های اقلیمی، جنگ‌های احتمالی در اروپا و حباب‌های اقتصادی ناشی از هوش مصنوعی را تحلیل می‌کند. نویسنده استدلال می‌کند که این نادیده‌گرفتن واقعیت‌های تلخ، نه از سر نادانی، بلکه یک مهارت بقا برای حفظ آرامش روانی در جهانی است که کنترل آن از دست خارج شده است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

سال ۲۰۲۵ با وجود بحران‌های مرگبار و چشم‌اندازهای تیره و تار جهانی، به شکلی عجیب با خوش‌بینی و تداوم روال عادی زندگی سپری شد. گسست‌انگاری یا ظرفیت نگهداری باورهای متناقض بدون احساس تضاد درونی، که زمانی ویژگی جوامع بدوی پنداشته می‌شد، اکنون به مشخصه اصلی دنیای توسعه‌یافته تبدیل شده است. در حالی که خطر جنگی گسترده در اروپا بیش از هر زمان دیگری جدی است و هزینه‌های دفاعی و بازسازی اوکراین کمرشکن شده، آمارهای خرده‌فروشی در اروپا رشد ۳.۱ درصدی را نشان می‌دهند. مردم آموخته‌اند که مشکلات جهان را به‌خوبی تصور کنند، اما هم‌زمان خود را آموزش داده‌اند که آگاهانه آن‌ها را نادیده بگیرند تا دچار فروپاشی روانی نشوند.

این پارادوکس در حوزه اقلیم و سیاست‌های اقتصادی دونالد ترامپ به اوج خود رسیده است. با وجود وضوح هشدارهای علمی درباره تغییرات اقلیمی و وقوع آب‌وهوای مخرب، جوامع همچنان به استفاده از سوخت‌های فسیلی اصرار دارند. ترامپ با شعار «حفر کن، عزیزم، حفر کن» و ممنوعیت مزارع بادی، بحران محیط‌زیست را فریب بزرگ چین می‌خواند. در جبهه تجارت نیز، او هم‌زمان به‌دنبال تعرفه‌های سنگین و افزایش قدرت رقابتی صادرات است؛ دو هدفی که از نظر اقتصادی با هم در تضاد هستند. جالب آنکه به‌رغم این جنگ تعرفه‌ای، صادرات چین در پایان سال برای نخستین بار از مرز یک تریلیون دلار گذشت که نشان‌دهنده ناکامی سیاست‌های محدودکننده واشنگتن در کاهش کسری تجاری است.

در بازارهای مالی، گسست‌گرایی (Compartmentalism) خود را در قالب حبابی عظیم پیرامون هوش مصنوعی نشان داده است. در حالی که بدهی‌های دولتی در بالاترین سطح دهه‌های اخیر قرار دارد و نابرابری بیداد می‌کند، بازارهای سهام آمریکا به شکلی جنون‌آمیز صعود کرده‌اند. هفت غول فناوری موسوم به «هفت شگفت‌انگیز»، اکنون ۴۰ درصد از ارزش بازار را به خود اختصاص داده‌اند که یادآور وضعیت بازار پیش از سقوط بزرگ سال ۱۹۲۹ است. سرمایه‌گذاران در نوعی شیزوفرنی جمعی، میان هراس از بیکاری ناشی از هوش مصنوعی و امید به تحول معجزه‌آسای اقتصادی توسط آن نوسان می‌کنند و هشدار اکثر مدل‌های سرمایه‌گذاری مبنی بر «فروش فوری» را نادیده می‌گیرند.

این حجم از ساده‌انگاری و مسدودکردن اخبار بد، تنها با هدف فرار از فشار بیش از حد واقعیت صورت می‌گیرد. اما این انباشت تناقض‌ها نمی‌تواند تا ابد ادامه یابد. در حالی که سال ۲۰۲۵ با انکار سپری شد، پیش‌بینی می‌شود که در سال ۲۰۲۶ این تضادهای درونی منفجر شوند و جوامع ناگزیر به رویارویی با پیامدهای سخت گسست‌انگاری خود شوند. بقا در دنیای جدید نیازمند واقع‌گرایی است، نه پناه بردن به حباب‌های خوش‌بینی کاذبی که بر پایه بدهی و تخریب محیط‌زیست بنا شده‌اند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا