محور جدید در نیویورک؛ ترامپ، پاکستان و پیمان سعودی
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «محور جدید در نیویورک؛ ترامپ، پاکستان و پیمان سعودی» نوشته سهریش قیوم (Sehrish Qayyum) در مرکز پژوهشهای راهبردی و معاصر (Centre for strategic and contemporary Research) منتشر شده است. این یادداشت نشان میدهد که چگونه توافقهای اخیر آمریکا، پاکستان و عربستان در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل، شکلی تازه از سیاست خارجی معاملهمحور واشنگتن را رقم زده و پیامدهای ژئوپولیتیک مهمی برای جنوب آسیا و غرب آسیا دارد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک اغلب پر از سخنرانیهای بیثمر است، اما امسال روندی متفاوت داشت. در حاشیه نشست، توافقها و رایزنیهای جدی شکل گرفت که پیامدهای فوری و مهمی برای جنوبآسیا و غرب آسیا داشت. اوج این تحولات در دیدار گرم روز جمعه ۲۶ سپتامبر در کاخ سفید بود که میان دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان و فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان برگزار شد. این دیدار فراتر از یک فرصت عکسبرداری، جشن علنی یک سیاست خارجی آشکارا معاملهمحور آمریکا و شکلگیری یک محور راهبردی تازه بود؛ تحولی چشمگیر در روابطی که سالها با بیاعتمادی و سرزنش متقابل مسموم شده بود.
پایههای این دوستی تازه بر تغییر نگرش صرف استوار نبود، بلکه توافقهایی مشخص آن را محکم کرد. مهمترین آن «پیمان سرمایهگذاری و منابع راهبردی آمریکا و پاکستان» بود که پس از ماهها مذاکره محرمانه به امضا رسید. این پیمان به شرکتهای بزرگ آمریکایی در حوزه معدن و انرژی امتیاز ویژه و تضمین ریسک برای بهرهبرداری از منابع عظیم و بکر پاکستان در بلوچستان اعطا میکند؛ ذخایری شامل مس، طلا و بهویژه عناصر نادر خاکی که برای فناوریهای نوین و کاربردهای دفاعی حیاتیاند. در مقابل، پاکستان موجی از سرمایهگذاری خارجی و کمکهای فناورانه دریافت خواهد کرد. این توافق برای دولت اسلامآباد که دیپلماسی اقتصادی مبتنی بر منابع را بر اتحادهای انتزاعی ترجیح میدهد، دستاوردی بازاریابیشده است و نمونه بارز رابطهای کاملاً معاملهای به شمار میرود.
در کنار این قرارداد اقتصادی، یادداشت تفاهم تازهای در حوزه امنیتی نیز نهایی شد. برخلاف چارچوبهای پیشین که بیشتر بر کمک به عملیات ضدشورشی متمرکز بودند، توافق جدید انتقال فناوریهای مرزی پیشرفته آمریکا به پاکستان را دربر دارد؛ از جمله سامانههای پهپادی نظارتی و پلتفرمهای پیشرفته مدیریت دادههای بیومتریک برای کنترل بهتر مرزهای پرچالش با افغانستان و ایران. این دو توافق، چند روز پیش از دیدار کاخ سفید، زمینه را برای جشن یک «توافق قطعی» فراهم کردند.
با این حال، درک این همکاری دوجانبه بدون توجه به پیوند فزاینده پاکستان و عربستان ناقص خواهد بود. این دو کشور تنها ۹ روز پیش، در روز ۱۷ سپتامبر، پیمان دفاعی متقابلی امضا کردند که اعلام میکرد «حمله به یکی از دو کشور، حمله به هر دو محسوب میشود». مشورتهای محرمانه واشنگتن، ریاض و اسلامآباد نشان میدهد حمایت ضمنی آمریکا عنصر نهایی در شکلگیری این مثلث راهبردی بود. حساسترین بخش این توافق، احتمال گسترش چتر هستهای پاکستان بر فراز عربستان است؛ موضوعی که با وجود ابهام، معادلات امنیتی غرب آسیا را دگرگون کرده است. برای عربستان، تحت رهبری محمدبنسلمان، این تضمین بازدارندگی قدرتمندی در برابر ایران ایجاد میکند و اتکای صرف به غرب را کاهش میدهد. برای پاکستان نیز جایگاه امنیتی و منافع مالی چشمگیری به همراه دارد.
حمایت پرشور ترامپ از این روند نمونهای روشن از سیاست «اول آمریکا» است. نزدیکی به پاکستان، هم فرصت اقتصادی و هم امکان همکاری امنیتی فراهم میکند و برخلاف دولتهای پیشین که رابطه با اسلامآباد را صرفاً از دریچه جنگ افغانستان میدیدند، دولت ترامپ پاکستان را شریکی فرصتمحور مینگرد. نقش محوری فرمانده ارتش پاکستان نیز نشانگر درک واشنگتن از مرکز ثقل قدرت در این کشور است. حضور منیر در کنار شریف نشانه اجماع نهادی و تضمینی برای اجرای توافقهاست؛ رویکردی که برای سیاست خارجی معاملهگرای ترامپ ایدهآل است و نسبت به تلاشهای گذشته، دوام و ثبات بیشتری نوید میدهد.
با این همه، این محور نوظهور خطرهایی جدی نیز دارد. مهمترین آن، بیگانگی احتمالی هند است که آمریکا سالها برای جلبش بهعنوان ستون راهبرد هند-آرام تلاش کرده است. برای دهلی نو، تقویت پاکستان با فناوری پیشرفته آمریکایی و پشتوانه مالی عربستان، کابوسی راهبردی و تهدیدی برای اعتماد به مشارکت با واشنگتن میباشد. در نتیجه، اتحادهایی همچون کواد و چشمانداز مهار چین میتواند متزلزل شود.
این تحرکات اخیر نقشه ژئوپولیتیک را دگرگون کرده است. رویکرد معاملهای ترامپ فرصتها و چالشهای تازهای آفریده و هرچند دستاوردهای کوتاهمدت آشکارند، پیامدهای بلندمدت همچنان نامطمئن باقی ماندهاند. این قمار پرریسک بر پایداری محوری تازه شرطبندی میکند، حتی به بهای تضعیف روابط کلیدی دیگر. جامعه جهانی باید این تحولات را با دقتی ویژه دنبال کند./ منبع



