آسیاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

بریکس هنوز فاقد انسجام لازم برای ساختاردهی مؤثرتر است

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «بریکس هنوز فاقد انسجام لازم برای ساختاردهی مؤثرتر است» که به قلم آنتونی رولی (Anthony Rowley) در نشریه ساوت چاینا مورنینگ پست (SCMP) منتشر شده است، به بررسی ناتوانی گروه بریکس در ایجاد نظم جهانی جدید به‌عنوان جایگزین نظم تحت رهبری آمریکا می‌پردازد و استدلال می‌کند که فقدان یکپارچگی اقتصادی، مالی و رهبری واحد، مانع از تحقق این هدف است. نویسنده بر لزوم ادغام عمیق‌تر اعضای بریکس برای رهایی از سلطه دلار و سیاست‌های حفاظت‌گرایانه آمریکا تأکید دارد. در ادامه بهره سخن این مقاله را می‌خوانید.


گروه بریکس، متشکل از برزیل، روسیه، هند، چین، آفریقای جنوبی و اعضای جدید شامل اندونزی، مصر، ایران، و امارات، با وجود نمایندگی حدود چهل درصد تولید ناخالص جهانی و بیش از نیمی از جمعیت جهان، فاقد نیروی پیونددهنده‌ای است که بتواند آن را به یک بلوک منسجم برای ایجاد نظم سیاسی و اقتصادی جدید جهانی تبدیل کند. این ناتوانی در حالی برجسته شده که اجلاس اخیر بریکس در ریودوژانیروی برزیل، با غیبت شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، و ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، برگزار شد. شی جین‌پینگ، نخست‌وزیر لی کیانگ را به نمایندگی ازطرف خود فرستاده بود و پوتین که به دلیل حکم بازداشت دادگاه کیفری بین‌المللی به اتهام تهاجم به اوکراین، از طریق ویدئوکنفرانس شرکت کرد، سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه، را به‌جای خود اعزام نمود. این غیبت‌ها، هرچند قابل‌توجه، مسائل اصلی بریکس نیستند. بحث‌هایی درباره تلاش نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند، برای هدایت بریکس به‌سمت غیرمتعهد بودن به‌جای تبدیل‌شدن به یک قطب قدرت جهانی نیز حاشیه‌ای است. پرسش اصلی این است که چرا جهان، به‌ویژه کشورهای در حال توسعه و نوظهور، در ایجاد نظمی چندجانبه که تحت سلطه آمریکا نباشد، ناکام مانده است.

تسلط جهانی آمریکا که مادلین آلبرایت، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا، آن را «ملت ضروری» نامید، ریشه در توانایی این کشور در جذب صادرات جهانی برای تأمین تقاضای عظیم مصرف‌کنندگانش دارد؛ پدیده‌ای که درک دیویس، سردبیر سابق فار ایسترن اکونومیک ریویو (Far Eastern Economic Review)، آن را «صدای مکش بزرگ» توصیف کرد. آمریکا از طریق پرداخت برای واردات، سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، سرمایه‌گذاری پرتفوی، کمک‌های خارجی و ارائه چتر امنیتی نظامی، به‌عنوان یک خیرخواه جهانی عمل کرده و هیچ کشوری نتوانسته چنین نقشی را ایفا کند. این برتری تا حدی از تصمیم کنفرانس برتون وودز در سال ۱۹۴۴ ناشی می‌شود؛ جایی که هری دکستر وایت، مقام خزانه‌داری آمریکا، با غلبه بر مخالفت جان مینارد کینز، اقتصاددان بریتانیایی، دلار آمریکا را به‌عنوان دارایی ذخیره جهانی تثبیت کرد. این وضعیت به آمریکا اجازه داد تا به‌عنوان پرداخت‌کننده اصلی جهان و مرکز اقتصاد پساجنگ عمل کند. با این حال، سیاست‌های حفاظت‌گرایانه دونالد ترامپ در دوره دوم ریاست‌جمهوری‌اش، از جمله تهدید به اعمال تعرفه‌های ۱۰ درصدی علیه کشورهای حامی سیاست‌های «ضدآمریکایی» بریکس، اعتبار جهانی دلار و تصویر آمریکا به‌عنوان خیرخواه جهانی را تضعیف کرده است. این اقدامات، که اولویت را به منافع داخلی آمریکا می‌دهند و بقیه جهان را کم‌اهمیت جلوه می‌دهند، فرصتی برای بریکس ایجاد کرده تا جایگزینی برای نظم تحت رهبری آمریکا ارائه دهد.

با این حال، بریکس فاقد توانایی فردی یا جمعی برای اعمال قدرتی مشابه آمریکا است. این گروه نه بازار مشترکی دارد، و نه ارز مشترکی برای تأمین مالی کمک‌های خارجی، سرمایه‌گذاری، یا چتر امنیتی مشابه آنچه آمریکا ارائه می‌دهد. هیچ رهبری در بریکس نمی‌تواند به‌عنوان سخنگوی واحد گروه عمل کند و سیاست‌های آن را هدایت کند. تنوع اعضای بریکس، از نظر سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، مانع از ایجاد انسجام لازم برای تبدیل‌شدن به یک بلوک واقعی می‌شود. از میان اعضا، تنها چین با بازار بزرگ، منابع مالی قابل‌توجه، و ابتکار کمربند و جاده، ظرفیت ایفای نقش محوری به‌عنوان «خورشیدی» که دیگران به دور آن بچرخند را دارد. کمربند و جاده می‌تواند به‌عنوان نیروی جاذبه‌ای برای پیوند اعضای بریکس عمل کند، اما این به‌تنهایی کافی نیست. کشورهایی مانند هند و برزیل که خواستار اجتناب از رقابت یا تقابل با آمریکا و غرب هستند، باید اقتصادها و سیستم‌های مالی خود را عمیقاً یکپارچه کنند تا بریکس به یک بلوک منسجم تبدیل شود. بدون این ادغام، بریکس نمی‌تواند کشورهای جنوب جهانی را از سلطه نظم تحت رهبری آمریکا رها کند.

غیرمتعهدبودن که به‌معنای عدم مشارکت فعال در امور جهانی است، نمی‌تواند به آزادی واقعی منجر شود. اهداف غیرسیاسی مانند ایجاد نظم جهانی عادلانه‌تر، احیای احترام به تجارت و سرمایه‌گذاری آزاد، یا مبارزه با تغییرات اقلیمی، اگرچه ارزشمند هستند، اما به‌تنهایی نمی‌توانند وابستگی به آمریکا را کاهش دهند. بریکس برای ساخت یک ساختار جدید به «مصالح ساختمانی مرتبط واقعی» نیاز دارد؛ یعنی ادغام اقتصادی و مالی عمیق‌تر که بتواند بازار مشترکی ایجاد کند، ارز مشترکی توسعه دهد، یا حداقل سازوکارهای مالی جایگزینی برای کاهش وابستگی به دلار ارائه دهد. بدون این پیوندها، بریکس نمی‌تواند به‌عنوان یک قطب قدرت جهانی در برابر آمریکا و سیاست‌های حفاظت‌گرایانه‌ای که تحت رهبری ترامپ تشدید شده‌اند، عمل کند. تا زمانی که بریکس نتواند این شکاف‌ها را پر کند، کشورهای جنوب جهانی همچنان در دام نظم تحت رهبری آمریکا گرفتار خواهند ماند، و فرصت ایجاد نظمی جدید که نگرانی‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی، و مالی مشترک را برآورده کند، از دست خواهد رفت./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا