آسیاآمریکاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

آیا جهان مسحور قدرت و ثروت می‌تواند از جنگ در سال ۲۰۲۶ بگریزد؟

میل به رشد اقتصادی و قدرت نظامی، جهان را به‌سوی تعارض سوق می‌دهد و هم‌زمان مفاهیمی مانند احترام متقابل و همزیستی مسالمت‌آمیز را بی‌ارزش می‌کند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «آیا جهان مسحور قدرت و ثروت می‌تواند از جنگ در سال ۲۰۲۶ بگریزد؟» به قلم آنتونی رولی (Anthony Rowley) در ساوت چاینا مورنینگ پست (South China Morning Post)  منتشر شده است. این مقاله به بررسی افول اخلاقیات در سیاست بین‌الملل، خطرات ناشی از پولی‌سازی ارزش‌های انسانی و ناپایداری نظام مالی جهانی پرداخته و هشدار می‌دهد که فقدان حکمت در میان رهبران کنونی، جهان را به‌سمت تقابلی گریزناپذیر سوق می‌دهد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

ورود به سال ۲۰۲۶ با بیم و امیدهای فراوانی همراه است، اما واقعیت‌های موجود بیش از آنکه نویدبخش باشند، از دورانی تیره حکایت دارند. هشتاد سال پس از پایان جنگ جهانی دوم، شعار «دیگر هرگز» بیش از هر زمان دیگری توخالی به‌نظر می‌رسد. تنش‌های ژئوپلیتیک میان چین و ژاپن، و تقابل فرساینده اروپا و روسیه که به تبع آن ایالات متحده را نیز درگیر کرده، در کنار تهدیدات وجودی تغییرات اقلیمی، سایه سنگین جنگ را بر سر جهان گسترانده است. نظام مالی بین‌المللی با تهدیدهای چندگانه روبرو است و بی‌ثباتی در تجارت جهانی به یکی از ارکان اصلی اقتصاد تبدیل شده است. در این میان، رهبران سیاسی به‌جای بهره‌گیری از حکمت و فروتنی، به ملی‌گرایی افراطی روی آورده‌اند. جامعه مدرن به‌جای تکریم دانایی، در برابر هوش مصنوعی و جادوی بازار سر تعظیم فرود آورده و میلیاردها دلار سرمایه را به‌جای مهار بیماری‌ها یا حفظ اقلیم، صرف سوداگری‌های فناورانه می‌کند.

ریشه اصلی بحران‌های کنونی را باید در پولی‌سازی همه‌جانبه ارزش‌ها و انگیزه‌های بشری جست‌وجو کرد. عطش برای رشد اقتصادی، قدرت و برتری نظامی، مفاهیم بنیادینی همچون برابری‌خواهی، احترام متقابل و همزیستی مسالمت‌آمیز را از سکه انداخته است. امروزه در دنیای تجارت و سیاست، هر کسی که به ارزش‌های قدیمی مانند وظیفه‌شناسی، تعهدات اجتماعی یا انسانیت پایبند باشد، به‌عنوان یک بازنده شناخته می‌شود. این وسواس نسبت به انباشت ثروت و تورم دارایی‌ها، بدون توجه به پیامدهای تورمی در دنیای واقعی و سقوط ارزش پول‌های ملی، جهان را به‌سمت یک فروپاشی بزرگ هدایت می‌کند. اعتماد میان ملت‌ها پشت دیوارهای دفاعی ناشی از تسلیح مجدد و موانع تعرفه‌ای در حال ناپدیدشدن است و تعهد به چندجانبه‌گرایی و جهانی‌شدن به پایین‌ترین سطح خود رسیده است.

در حالی که واژه پایداری در ادبیات سرمایه‌گذاری اقلیمی بسیار تکرار می‌شود، پایه‌های زیرین جامعه و فعالیت‌های اقتصادی به‌شدت ناپایدار شده‌اند. رهبران کنونی به‌جای نگاه بلندمدت، گرفتار منافع راهبردی و اقتصادی آنی هستند. برخلاف دهه‌های گذشته که تصمیمات راهبردی مانند توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل یا تسلط بر منابع کمیاب با نگاهی به آینده اتخاذ می‌شد، ذهنیت فعلی سرمایه‌گذاران و سیاستمداران بر محور بازارهای سهام و سودهای لحظه‌ای می‌چرخد. این رویکرد نه‌تنها برنامه‌ریزی‌های بلندمدت را نابود کرده، بلکه پتانسیل یک سقوط مالی عظیم را به‌وجود آورده است. سال ۲۰۲۶ زمانی برای تامل رهبران بر این حماقت‌هاست، پیش از آنکه حسابرسی بزرگ تاریخ فرا برسد؛ هرچند در شرایط کنونی تنها می‌توان به معجزه امید، امیدوار بود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا