چرا آسیای مرکزی نمیتواند مسیر ترانزیتی ایران را کنار بگذارد
با وجود تحریمها و حملات نظامی آمریکا، جبر جغرافیایی کشورهای آسیای مرکزی را ناگزیر به حفظ مسیر ترانزیتی و بنادر ایران میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا آسیای مرکزی نمیتواند مسیر ترانزیتی ایران را کنار بگذارد» به قلم تیمور سریکولی (Timur Serikuly) در تایمز آسیای میانه (The Times of Central Asia) منتشر شده است. این یادداشت استدلال میکند که علیرغم تشدید خطرات نظامی و تحریمهای آمریکا، وابستگی ساختاری و جغرافیایی کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی به مسیرهای ارتباطی ایران، مانع از کنارگذاشتن این کریدور راهبردی میشود. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
اخیراً قزاقستان و ایران توافقنامهای ۲۷ساله برای ساخت و بهرهبرداری از یک پایانه لجستیکی در بندر شهید رجایی امضا کردند تا آستانه به بازارهای خلیج فارس، جنوب آسیا و آفریقا دسترسی مستقیم پیدا کند. با این حال، حملات نظامی آمریکا به زیرساختهای ریلی و ساحلی ایران، از جمله آسیبرسیدن به پلی در مسیر ریلی متصل به ترکمنستان، این پروژهها را با خطرات جدیدی روبهرو کرد. همزمان، کارزار جدید تحریمهای آمریکا تحت عنوان «عملیات طرد اقتصادی» شرکای تجاری خارجی ایران را تحت فشارهای فزایندهای قرار داده است.
جنگ و تحریمها میتوانند استفاده از مسیر ایران را پرهزینهتر و خطرناکتر کنند، اما توانایی تغییر جبر جغرافیایی را ندارند. ایران به کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی امکان دسترسی زمینی به خلیج فارس و دریای عمان را میدهد. برخلاف کریدور میانی که نیازمند تخلیه و بارگیری مکرر در دریای خزر است، مسیر ایران یک زنجیره ترانزیت زمینی پیوسته و متصل به آبهای آزاد را فراهم میکند؛ مزیتی که در افزایش چشمگیر تجارت و تردد ریلی میان قزاقستان و ایران بهخوبی نمایان است.
اهمیت این مسیر فراتر از تجارت دوجانبه است. برای کشوری مانند ازبکستان، بخش بزرگی از تجارت خارجی، از جمله تجهیزات فناوری، از خاک ایران ترانزیت میشود. اختلال در این مسیرها و افزایش هزینههای حملونقل میتواند میلیاردها دلار به اقتصاد تاشکند ضربه بزند. از سوی دیگر، تاجیکستان نیز برای تأمین سوخت و فرآوردههای نفتی به ایران روی آورده است و ترکمنستان نیز دهههاست که از طریق زیرساختهای ریلی و انرژی به همسایه جنوبی خود متصل است.
اهمیت دسترسی به مسیرهای جایگزین زمانی آشکارتر میشود که اختلالات مرزی، کشورهایی نظیر افغانستان را نیز به استفاده از ظرفیت ترانزیتی بنادر ایران وادار کرد. هند نیز برای دورزدن پاکستان، سالهاست روی توسعه بندر چابهار سرمایهگذاری کرده است، هرچند فشارهای تحریمی واشنگتن همواره این روند را با مشکلاتی روبهرو ساخته است.
با وجود همه این مزیتها، آسیای مرکزی قصد ندارد وابستگی خود را به ایران تعمیق ببخشد؛ بلکه راهبرد اصلی منطقه، توسعه همزمان چندین کریدور بینالمللی است تا از آنها بهعنوان بیمهای در برابر یکدیگر استفاده کند. کریدور میانی با محدودیت ظرفیت، مسیر روسیه با خطر تحریم و پروژههای ترانسافغان با کمبود سرمایهگذاری مواجهاند. در این میان، اگرچه تحریمهای جدید و تهدیدات نظامی مسیر ایران را پرهزینه کردهاند، اما کشورهای آسیای مرکزی نمیتوانند این گزینه حیاتی را کنار بگذارند./ منبع



