اژدهای غایب چین بهعنوان یک ابرقدرت خارج از صحنه
تداوم تعلل راهبردی چین میتواند ابتکار عمل را بهطور کامل به واشنگتن واگذار کند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «اژدهای غایب چین بهعنوان یک ابرقدرت خارج از صحنه» نوشته ایلهان نیاز (Ilhan Niaz) در مرکز مطالعات راهبردی و معاصر (Centre for Strategic and Contemporary Research) منتشر شده است و به تبیین جایگاه چین در نظم بینالملل و پیامدهای راهبردی رویکرد احتیاطآمیز پکن در برابر سیاست مهار پیشدستانه آمریکا میپردازد. این یادداشت نشان میدهد که تداوم تعلل راهبردی چین میتواند ابتکار عمل را بهطور کامل به واشنگتن واگذار کند و ضرورت بازنگری در نقشآفرینی جهانی پکن را برجسته میسازد. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
در می ماه سال ۲۰۲۵، رسانههای اجتماعی چین با جشن و سرور خبر پیروزی پاکستان در بزرگترین نبرد هوایی این قرن را اعلام کردند. پاکستان، که عمدتاً از سلاحهای چینی استفاده کرده بود، توانست ۶ هواپیمای جنگی هند را سرنگون کند، بدون اینکه خود تلفات هوایی داشته باشد. این ضربه به نیروی هوایی هند باعث شد که هند از نبرد عقبنشینی کند و در حال تلاش برای تحلیل آنچه رخ داده بود، باشد. تحلیلگران نظامی و رسانهها در خارج از هند و پاکستان به تدریج به موفقیت نظامی پاکستان اذعان کردند، حتی اگر این پیروزی در رسانههای داخلی هند که همچنان درگیر پروپاگاندا بودند، به سختی پذیرفته شد.
این جنگ نشان داد که توازن قدرت در نظام بینالمللی فقط به میزان منابع اقتصادی و نظامی محدود نمیشود. اگرچه هند دارای مزیتهای کمی و کیفی قابل توجهی بود، پاکستان با ارتش آموزشدیدهتر و حاضر به ریسک بیشتر توانست این نبرد را به نفع خود به پایان برساند. در واقع، در حالی که سلاحهای هستهای پاکستان بهعنوان یک عامل بازدارنده عمل کرده بودند، این کشور بهطور مؤثر برای انجام جنگهای محدود آماده شده بود و توانست در برابر هند، که تاکنون در چنین جنگهایی تجربه نداشت، پیروز شود.
پس از این درگیری، چین در حال جشن گرفتن این پیروزی بود، چرا که تجهیزات نظامی چینی در یک نبرد مدرن به خوبی عمل کرده بودند و توانستند از رقبای غربی و روسی پیشی بگیرند. این پیروزی نشاندهنده کاهش مزیت کیفی سلاحهای غربی و روسی و برتری سلاحهای چینی بود که ارزانتر و سازگارتر بودند. با این حال، این پیروزی برای چین یک تفاوت اساسی را روشن کرد: چین به سیاست تدریجی و اجتناب از درگیریهای مستقیم پایبند است و به نظر میرسد که از ورود به جنگهای بزرگ و مواجهه مستقیم با قدرتهای غربی خودداری میکند.
چین بهرغم پیروزیهای نظامی که در خارج از مرزهای خود مشاهده میکند، همچنان در موقعیتی استراتژیک نگرانکننده قرار دارد. آمریکا با سیاستهای خود در حال تقویت موقعیت خود برای آغاز جنگ سرد دوم یا حتی حفظ یکجانبهگرایی جهانی است. این در حالی است که چین همچنان در حال مذاکره برای حفظ جایگاه خود است و در صورتی که به سرعت وارد عمل نشود، ممکن است منابع حیاتی، راههای دریایی، پایگاههای راهبردی و اعتبار قدرت بزرگ خود را از دست بدهد. در واقع، چین باید فهمیده باشد که دوران تأخیر استراتژیک به پایان رسیده و در صورتی که اقدامی نکند، ممکن است در جهانی که بهطور فزایندهای توسط آمریکا اداره میشود، جایگاه خود را از دست بدهد.
اگر چین بخواهد در برابر چالشهای آمریکا واکنش نشان دهد، باید به طور جدیتر وارد بازیهای جهانی شود و خطرات بیشتری را بپذیرد. بهویژه باید به کشورهای هدف آمریکا که در معرض تهدیدات و اقدامات این کشور قرار دارند، کمک مستقیم ارسال کند و یک رویکرد قویتر برای مقابله با سیاستهای آمریکا در پیش گیرد. این مسیر، که در دوران جنگ سرد اول توسط رهبران چین از جمله مائو، ژو انلای و دنگ شیائوپینگ پی گرفته میشد، بهویژه برای نسل کنونی چین چالشی بزرگ است.
چین باید از تجربه درگیری هند و پاکستان در ماه می سال ۲۰۲۵ درس بگیرد و بداند که قدرتهای کوچک میتوانند در مواجهه با دشمنان بزرگ با دقت و تمرکز پیروز شوند. این بدان معناست که چین باید خود را بهعنوان یک قدرت جهانی تراز اول معرفی کند و نقشی کلیدی در متعادل کردن سیاستهای جهانی ایفا نماید. برای این کار، چین باید از تدابیر سختتر استفاده کند و خود را بهعنوان منبع ثبات جهانی معرفی کند. با این حال، برای رسیدن به این هدف، چین باید آماده پذیرش ریسکها و اتخاذ رویکردی جسورانهتر در سیاست خارجی خود باشد./ منبع



