مدل توسعه چین در سراسر جهان طنینانداز میشود
مدل توسعه چینی از کارخانه جهانی کمهزینه تا قطب جهانی فناوری پیشرفته؛ آیا غرب و کشورهای جنوب جهانی در حال تقلید از پکن هستند؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «مدل توسعه چین در سراسر جهان طنینانداز میشود» به قلم ریچارد حیدریان (Richard Heydarian) در ساوت چاینا مورنینگ پست (South China Morning Post) منتشر شده است. این مقاله با تأکید بر سخنان شی جینپینگ در سال ۲۰۱۸ که گفت «ما خود مسیریم، نه اینکه بهدنبال مسیر دیگران باشیم»، به بررسی مدل توسعه موفق چین میپردازد. این تحلیل نشان میدهد که چگونه چین، با اتکا به راهبرد اقتصادی «ساخت چین سال ۲۰۲۵»، به یک قطب فناوری تبدیل شده و وابستگی خود را به غرب کاهش داده است و حتی قدرتهای صنعتی غربی، به ویژه ایالات متحده تحت رهبری دونالد ترامپ، با فاصله گرفتن از ایدئولوژی بازار آزاد، بهسمت اشکالی از سرمایهداری دولتی برای مقابله با «شوک چین» سوق یافتهاند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
اظهارات جسورانه شی جینپینگ در سال ۲۰۱۸ در سانیا، استان هاینان، درباره اینکه «ما خود مسیریم»، نشاندهنده اعتماد بیحد و حصر او به جامعه علمی چین و خرد نهفته در راهبرد ملی اقتصادی «ساخت چین سال ۲۰۲۵» است که یک رنسانس در فناوری را رقم زده است. سیاست صنعتی موفق چین باعث شده این کشور بهسرعت از یک کارخانه جهانی کمهزینه به قطب جهانی فناوری پیشرفته تبدیل شود. چین وابستگی خود به فناوری خارجی را کاهش داده که مزایای امنیت ملی قابل توجهی دارد و در عین حال دیگران را به استفاده از محصولات چینی واداشته است. با اتکا به اقتصاد قوی و پویا، چین با موفقیت در برابر جنگ تجاری مقاومت کرده و مدل توسعهاش برخی از کارشناسان را به بازنگری در فرضیات رشد و نوآوری واداشته است؛ اکنون قدرتهای صنعتی غربی در حال تقلید از چین هستند، هرچند همچنان پکن را بهدلیل «ظرفیت مازاد» و روشهای تجاری تهاجمی نقد میکنند. چین به نمادی از مدل توسعه برای کشورهای جنوب جهانی تبدیل شده است.
حتی ایالات متحده تحت ریاستجمهوری دونالد ترامپ نیز بهنظر میرسد ایدئولوژی بازار آزاد را کنار گذاشته و بهسمت سرمایهداری دولتی حرکت میکند. اگرچه تمرکز عمده بر رفتار اقتدارگرایانه و بومیگرایی ترامپ بوده است و تأثیرات آن بر مهاجران و ساختار اجتماعی آمریکا قابل درک است، اما مهمترین ویژگی ترامپ حمله مستقیم او به تعهد دیرینه به سرمایهداری بازار آزاد است. ترامپ توانسته بخشهایی از جامعه آمریکا، از جمله مردم مناطق محروم، غولهای فناوری، جنگطلبهای صنعت دفاع و جمهوریخواهان سنتی را جذب سیاست خود کند و بر احیای پایگاه اقتصادی این کشور متمرکز شود. پس از دههها صنعتیزدایی، ایالات متحده با نابرابری شدید داخلی و کاهش نفوذ جهانی مواجه است و در حال از دست دادن برتری نظامی است.
ترامپ در پی ساخت نوعی سرمایهداری دولتی آمریکایی است؛ مدلی که در آن دولت سهم مستقیم و قاطعی در بخشهای راهبردی دارد. او با خرید «سهم طلایی» در تولید فولاد آمریکا، تملک ۱۰ درصد سهام اینتل، و توافقات مجوز صادرات با انویدیا و اِیاِمدی گامی جدی در این مسیر برداشته است. وزارت دفاع آمریکا با خرید ۱۵ درصد سهام شرکت راهبردی استخراج فلزات خاکی کمیاب اِمپی متریالز بزرگترین سهامدار آن شده است. سابقه این نوع مداخلات دولتی در آمریکا بیشتر محدود به دورههایی مانند رکودهای اقتصادی، جنگها و بیماریهای همهگیر بوده است، اما رویکرد ترامپ پاسخی به «شوک چین» یعنی ظهور رقیب اقتصادی و ژئوپلیتیک آمریکاست.
چین با اجرای «ساخت چین سال ۲۰۲۵» منابع عظیمی را برای ارتقای صنعت و خودکفایی فناورانه اختصاص داده است. در سال ۲۰۱۹، این کشور بیش از دویست میلیارد دلار در این زمینه سرمایهگذاری کرد. پیشرفتهای فناورانه چین ناشی از زیرساختهای بینقص، سرمایه انسانی قوی، دانشگاههای سطح جهانی و ترکیبی از سیاست مستمر و چابکی است. سهم چین از تولید جهانی طی پانزده سال گذشته از ۱۹ درصد به ۳۴ درصد افزایش یافته و چین بزرگترین نصبکننده رباتهای صنعتی در جهان است. همچنین وابستگی چین به واردات صنعتی کاهش یافته است.
چین به پیشتازی فناوریهای کلیدی ادامه میدهد و از اهداف خود در خودروهای برقی فراتر رفته است. گزارشها نشان میدهند که در ۳۷ بخش از ۴۴ فناوری حیاتی، چین پیشرو است و در پنج بخش راهبردی مانند پهپادها، خودروهای برقی و باتریهای لیتیومی، رهبر جهانی محسوب میشود. اگرچه چالشهایی در زمینه تسلط بر نیمهرساناهای پیشرفته وجود دارد، بیشتر شرکتهای خارجی انتظار دارند چین طی پنج تا ده سال آینده بر این فناوریها تسلط یابد.
در پاسخ به این تغییرات، رهبران غربی در بحبوحه جنگ سرد نوین با چین، به اشکال متنوعی از سیاستهای صنعتی روی آوردهاند. اقتصادهای نوظهور مانند هند، برزیل، ترکیه و اندونزی نیز بخش تولیدی خود را تقویت میکنند؛ بعضاً در همکاری با چین. چین نهتنها در کاهش وابستگی فناوری به غرب موفق بوده، بلکه جذابیت مدل بازار آزاد را کاهش داده و بهشدت رویکرد توسعهمحور را تقویت کرده است. این روند، چین را به شکلدهنده مرزهای نظم اقتصادی چندقطبی جهانی در حال ظهور تبدیل کرده است./ منبع



