سرگردانی شاهینهای واشنگتن
رئیسجمهور آمریکا با رها کردن استراتژی فشار حداکثری، جریانهای جنگطلب داخلی را در برابر واقعیتهای ژئوپلیتیک خاورمیانه به زانو درآورد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت حاضر با عنوان «سرگردانی شاهینهای واشنگتن» به قلم جاناتان چیت (Jonathan Chait) در نشریه آتلانتیک (The Atlantic) منتشر شده است. این نگارش تحلیلی با نگاهی انتقادی به مواضع جریان نوحافظهکار آمریکا، سرخوردگی شدید تندروهای واشنگتن را در پی ناکامی کارزار نظامی و پذیرش توافق مقدماتی از سوی دونالد ترامپ با جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار میدهد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
پذیرش یادداشت تفاهم مقدماتی میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران از سوی دونالد ترامپ، نشاندهنده یک چرخش راهبردی آشکار و اعتراف به شکست کارزار نظامی علیه تهران است. در این میان، جریان نوحافظهکار و تحلیلگران تندروی آمریکایی که سالها بر طبل برخورد سخت و تسلیم بیقمار ایران میکوفتند، اکنون در مواجهه با واقعیتهای موجود دچار سرگردانی و سرخوردگی عمیق شدهاند. بررسی مواضع این جریان نشان میدهد که آنها فرآیند پذیرش این شکست را از مرحله انکار و خشم آغاز کرده و اکنون میان چانهزنیهای غیرواقعبینانه و ناامیدی مفرط سرگردان هستند؛ چرا که رئیسجمهور آمریکا بر خلاف تصورات پیشین آنها، مطالبات حداکثری خود را رها کرده و به دنبال خریدن راه خروجی از این بحران است.
ریشه این ناکامی استراتژیک در دو اشتباه محاسباتی بزرگ تندروهای واشنگتن نهفته است. نخست، ایمان مفرط و بیحدومرز آنها به کارآمدی قدرت نظامی ایالات متحده بود. این جریان تصور میکرد تهدید نظامی یا گسترش بمبارانها میتواند نظام ایران را به دادن امتیازات کلان وادارد؛ اما واقعیتهای میدانی نشان داد که ساختار حاکم بر ایران نه تنها از تسلط بالایی بر اوضاع برخوردار است، بلکه بخش عمدهای از توانمندیهای موشکی و هستهای خود را در تاسیسات عمیق زیرزمینی پنهان کرده، جایی که نیروی هوایی آمریکا توانایی نابودی کامل آن را ندارد.
دومین خطای فاحش نوحافظهکاران، شناخت نادرست شخص ترامپ و انگیزههای او بود. برخلاف تصور شاهینهای واشنگتن، مخالفت ترامپ با توافق هستهای سال ۲۰۱۵ صرفاً ناشی از یک خصومت شخصی و حزبی با باراک اوباما بود، نه یک رویکرد ایدئولوژیک برآمده از دکترینهای امنیت ملی. نگاه ترامپ به مسائل بینالمللی کاملاً شخصی و ابزارگرایانه است و پایداری نظام ایران در برابر فشارهای داخلی و خارجی، موقعیت تهران را در ذهن او به سطح سایر قدرتهای اقتدارگرایی که ستایش میکند، ارتقا داد. مواضع اخیر وی در نشست گروه هفت، مبنی بر منطقی و هوشمند خواندن رهبران ایران و بیاهمیت جلوه دادن غنیسازی، گواهی بر این مدعاست.
تلاش کنونی دولت آمریکا برای توجیه آزادسازی میلیاردها دلار دارایی مسدود شده و پرداخت احتمالی مبالغ کلان تحت عنوان بودجه بازسازی، تناقض آشکار مواضع کنونی با یک دهه تبلیغات علیه توافقات پیشین را آشکار میسازد. ترامپ عملاً هزینههای میانمدت و بلندمدت یک ایران هستهای را به آینده موکول کرده تا از هزینههای فوری اقتصادی مانند افزایش قیمت سوخت در آستانه انتخابات رهایی یابد. برآیند این تحولات نشان میدهد که کارزار تغییر رفتار یا تغییر ساختار با ابزار نظامی شکست خورده و تندروهای آمریکایی به زودی ناچار خواهند شد میان پذیرش این واقعیت تلخ یا ستایش مصلحتآمیز از هنر معاملهگری ترامپ با شرکای جدید ایرانی، یکی را انتخاب کنند.منبع



