هزینه کنار گذاشتن چین
ترس واشنگتن از سرمایهگذاری چین میتواند بهجای حفاظت از آمریکا، رقابتپذیری صنعتی و فناوری آن را تضعیف کند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «هزینه کنار گذاشتن چین» به قلم پیتر کاوی (Peter Cowhey) و مگ ریتمایر (Meg Rithmire) در فارن افرز (Foreign Affairs) منتشر شده است. نویسندگان استدلال میکنند که محدود کردن گسترده سرمایهگذاری و فناوری چین، در شرایطی که این کشور در صنایع پیشرفته به جایگاه رهبری رسیده، میتواند بیش از آنکه امنیت آمریکا را افزایش دهد، رقابتپذیری اقتصادی و ظرفیت صنعتی آن را تضعیف کند و خواستار «گشودگی گزینشی» همراه با سازوکارهای حفاظتی هستند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
مسافران بازگشته از چین اغلب میگویند آینده را دیدهاند: رباتهایی که در رستورانها غذا تهیه و سرو میکنند، پهپادهایی که غذا و دارو تحویل میدهند و فناوریهای رباتیک پیشرفته در کارخانهها. خودروهای برقی چینی نیز در بسیاری از کشورها، بهدلیل قیمت مناسب، محبوب شدهاند. با این حال، آمریکاییها عمدتاً از این تحولات بیخبرند، زیرا خودروهای برقی چین عملاً با تعرفه ۲۵۰ درصدی و محدودیتهای امنیت ملی از بازار آمریکا کنار گذاشته شدهاند و نگرانیهای دوحزبی مانع ورود بسیاری از فناوریهای پیشرفته چینی شده است.
نگرانی آمریکا بیدلیل نیست. از دولت اوباما به بعد، واشنگتن با یارانههای ناعادلانه چین مقابله کرده و کمیته سرمایهگذاری خارجی در آمریکا (CFIUS) نیز کوشیده است از انتقال فناوریهای حساس به بازیگران چینی جلوگیری کند. از ۲۰۱۷، شرکتهای چینی با بررسیهای امنیتی شدیدتری مواجه شدهاند. بااینحال، فشارها برای جدایی بیشتر از اقتصاد چین افزایش یافته است.
پارادوکس اصلی این است که سرمایه و تخصص تولیدی مورد نیاز آمریکا برای رقابت با چین، بیش از پیش از خود چین قابل دسترس است. تلاشهای دولتهای اوباما، ترامپ و بایدن برای ساخت بازاری متحد با قواعد مشترک در خارج از چین، یا شکست خورده یا دستاورد محدودی داشتهاند. اکنون فناوریهای چینی در بسیاری از کشورها فراگیر شدهاند و امکان جدایی گسترده گذشته است. کانادا و انگلیس نیز با پذیرش وابستگی متقابل، بهدنبال قواعدی برای متوازنکردن هزینهها و منافعاند. کانادا تعرفههای سنگین خودروهای برقی چینی را با سهمیه واردات و تولید مشترک جایگزین کرده است.
میتوان از تجربه تیکتاک بهعنوان نمونهای از «گشودگی گزینشی» یاد کرد. در این مدل، شرکت چینی بایتدنس کنترل کسبوکار آمریکایی را به یک سرمایهگذاری مشترک تحت کنترل آمریکا واگذار کرد، درحالیکه سهم اقلیتی خود را حفظ کرد؛ کنترل نرمافزار و بهروزرسانیها به تیم آمریکایی رسید و دادههای شخصی در آمریکا ذخیره شد. آمریکا میتواند برای سرمایهگذاری چینی در حوزههایی مانند رباتیک و علوم زیستی نیز تدابیر حفاظتی مشابهی طراحی کند.
چین خود سالها از همین الگو استفاده کرده است: شرکتهای خارجی را به استفاده از زنجیرههای تأمین محلی و انتقال فناوری ملزم کرد. ن آمریکا نیز باید سرمایهگذاری چینی را مشروط کند. کمیته سرمایهگذاری خارجی در آمریکا و نهادهایی مانند سازمان غذا و دارو، وزارت بازرگانی و کمیسیون ارتباطات فدرال میتوانند درباره بومیسازی داده، مشارکت محلی، تنوع زنجیره تأمین قواعد مشخص وضع کنند. نمونه تسلا در چین نشان میدهد که چنین سیاستی میتواند سرمایهگذاری خارجی و توان صنعتی داخلی را تقویت کند. چین با جذب تسلا فشار رقابتی لازم برای رشد شرکتهایی مانند خودروسازی بیوایدی را ایجاد کرد. آمریکا باید با «گشودگی گزینشی» و نظارت هماهنگ، ریسکهای امنیتی را مهار و از مزایای فناوری و سرمایه چینی برای تقویت رقابتپذیری خود استفاده کند./منبع



