آمریکاجهان

نظم متروک زندگی در جهان پساآمریکایی

جهان پساآمریکایی و فروپاشی نظم بین‌المللی مبتنی بر قواعد

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «نظم متروک: زندگی در جهان پساآمریکایی» نوشته مارک لئونارد (Mark Leonard) در فارن افرز (Foreign Affairs) منتشر شده است. نویسنده استدلال می‌کند که نظم بین‌المللی به رهبری آمریکا دیگر قابل احیا نیست و جهان وارد دوره‌ای از بی‌نظمی، پراکندگی، سرایت بحران‌ها و رقابت بر سر گلوگاه‌های اقتصادی و راهبردی شده است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

نظم بین‌المللی مبتنی بر قواعد، به رهبری ایالات متحده، در حال متروک‌شدن است و جهان وارد دوره‌ای بی‌نظم می‌شود. این وضعیت را می‌توان به ساختمان‌های نیمه‌کاره چینی، موسوم به «لان‌وی لو» تشبیه کرد؛ سازه‌هایی که پس از فروپاشی بازار مسکن رها شدند و ساکنان با امکانات باقی‌مانده در آنها زندگی کردند. کشورها نیز باید با بقایای نظم قدیم چنین برخوردی داشته باشند، زیرا آمریکا دیگر خواهان تأمین هزینه‌های آن نیست و قدرت دیگری جایگزینش نشده است.

ستون‌های اصلی نظم جهانی، یعنی توازن نسبتاً باثبات قدرت و مجموعه‌ای از قواعد مشترک، هر دو در حال فروپاشی‌اند. آمریکا همچنان قدرت برجسته نظامی، اقتصادی و فناورانه جهان است، اما دیگر نمی‌تواند از درگیری‌ها جلوگیری یا تجارت آزاد را تضمین کند. گسترش موشک‌ها و پهپادهای ارزان نیز برتری نظامی آمریکا را تضعیف کرده است. ترامپ روند را با فشار بر متحدان، خروج از نهادهای بین‌المللی، حذف برنامه‌های کمک خارجی و اعمال تعرفه‌ها تشدید کرده است. حتی پس از پایان ریاست‌جمهوری او در سال ۲۰۲۹، بعید است آمریکا به نقش سابق خود بازگردد، زیرا آمریکایی‌ها پیش‌تر علاقه خود را به نقش تأمین‌کننده کالاهای عمومی جهانی و حامی تجارت از دست داده بودند.

سه نیرو جهان را متحول می‌کنند: تکه‌تکه‌شدن، سرایت و خفه‌سازی. ائتلاف‌ها و بازارهای جهانی پراکنده می‌شوند و کشورها به‌جای راه‌حل‌های جهانی، به ترتیبات منطقه‌ای و موضوعی روی می‌آورند. اختلاف بر سر واقعیت‌های مشترک نیز امکان توافق درباره رخدادها را کاهش داده است. در اقتصاد، حمایت‌گرایی، کنترل صادرات و تحریم‌ها نظام جهانی را به شبکه‌ای از بازارهای ناسازگار تبدیل می‌کنند. قیمت کالاها بر اساس مسیر، خریدار و نظام پرداخت متفاوت شده و سهم دلار از ذخایر ارزی جهان ممکن است به زیر ۵۰ درصد برسد.

«سرایت» به این معناست که بحران‌ها دیگر در حوزه خود باقی نمی‌مانند. روابط اقتصادی و امنیتی درهم تنیده شده و اختلاف سیاسی می‌تواند به تجارت و حوزه‌ها سرایت کند. هم‌زمان، محدودیت‌های هنجاری در جنگ تضعیف شده و هدف قرار دادن غیرنظامیان و زیرساخت‌ها عادی‌تر می‌شود؛ روندی که می‌تواند به جنگ‌های کوچک بر سر سرزمین و عادی‌شدن تهدید هسته‌ای بینجامد.

«خفه‌سازی» نیز به تبدیل گلوگاه‌های ارتباطی و اقتصادی به ابزار قدرت اشاره دارد. آمریکا و متحدانش دسترسی به فناوری، نظام مالی و زنجیره‌های تامین را محدود کرده‌اند و چین نیز با الگوبرداری از واشنگتن، کنترل خود بر مواد خام و فناوری را گسترش داده است. مسیرهای انرژی، کشتی‌رانی، دارو، غذا و فناوری همگی می‌توانند به گلوگاه تبدیل شوند؛ مسدود شدن چند گلوگاه هم‌زمان می‌تواند پیامدهایی بسیار شدید برای جهان داشته باشد.

البته میان «معماران» و «صنعتگران» تمایز وجود دارد. معماران می‌کوشند نظم جدیدی بر پایه قواعد جهان‌شمول و نهادهای چندجانبه بسازند، اما صنعتگران با واقعیتی بی‌ثبات از طریق انعطاف، موازنه و استفاده مجدد از نهادهای موجود کنار می‌آیند. چین و برخی قدرت‌های میانی بیشتر رویکرد دوم را در پیش گرفته‌اند، در حالی که بسیاری از کشورهای غربی هنوز می‌کوشند شکل نظم قدیم را بدون پشتوانه قدرت آمریکا حفظ کنند. اما قواعد بدون قدرتی که هزینه اجرای آنها را بپردازد، کافی نیستند و هیچ ائتلافی از قدرت‌های میانی نمی‌تواند نقش سابق آمریکا را تکرار کند./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا