پایان دوره تکقطبی آمریکا، واشنگتن را ناگزیر میکند تعهدات امنیتی جهانی خود را کاهش دهد و راهبردی محدودتر اتخاذ کند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «آمریکا باید ناتو را کنار بگذارد و از پلیسگری در غرب آسیا دست بکشد» به قلم تد گالن کارپنتر (Ted Galen Carpenter) در ناینتین فورتی فایو (19FortyFive) منتشر شده است. نویسنده استدلال میکند که دوره برتری تکقطبی آمریکا پایان یافته و تداوم تعهدات گسترده واشنگتن در اروپا، غرب آسیا و شرق آسیا، کشور را با خطر جدی فرسایش نظامی، اقتصادی و سیاسی روبهرو کرده است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
سیاستگذاران واشنگتن گویی همچنان در جهانی فعالیت میکنند که مشابه دو دوره اوج برتری اقتصادی و نظامی آمریکا است. دوره نخست، دهه پس از جنگ جهانی دوم بود که در آن انگلیس و فرانسه تضعیف شده، آلمان و ژاپن موقتاً از صحنه قدرت کنار رفته و اتحاد جماهیر شوروی تنها رقیب ژئوپلیتیکی نسبتاً معتبر آمریکا محسوب میشد. دوره دوم پس از فروپاشی شوروی در دهه ۱۹۹۰ و سالهای ابتدایی قرن ۲۱ شکل گرفت؛ زمانی که آمریکا از نظر اقتصادی قدرتمندتر و از نظر نظامی بسیار قدرتمندتر از هر رقیب احتمالی بود. بااینحال، حتی در آن زمان نیز چارلز کراوتامر از «لحظه تکقطبی» سخن میگفت و کریستوفر لین استدلال میکرد میزان برتری آمریکا بیش از حد ارزیابی شده است. شکست پرهزینه آمریکا در جنگ عراق نیز مؤید این دیدگاه بود.
لحظه تکقطبی اکنون پایان یافته است. ظهور چین و هند، افزایش تعداد قدرتهای بزرگ و شکلگیری قطبهای اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک جدید، واقعیت چندقطبی را نشان میدهد. هند اکنون چهارمین اقتصاد بزرگ جهان است و چین و هند در مقاومت دیپلماتیک کشورهای جنوب جهانی در برابر تلاش واشنگتن برای منزوی کردن روسیه نقش مهمی داشتهاند. ناتوانی آمریکا در سازگار شدن با این واقعیت، به «بیشگستری راهبردی» خطرناکی انجامیده است.
واشنگتن همزمان میکوشد هژمونی خود در اروپا را از طریق ناتو حفظ کند، روسیه را تضعیف کند، غرب آسیا را مدیریت کرده و باثبات سازد، از هژمونی خود در نیمکره غربی دفاع کند، چین را مهار و از تایوان و کره جنوبی حمایت کند و در برابر هند و سایر کشورهای جنوب جهانی نیز فعال بماند. این فهرست را باید تعریف عملی بیشگستری راهبردی دانست. جنگهای اوکراین و ایران نیز نشانههای شکست این رویکرد را آشکار کردهاند؛ ذخایر برخی تسلیحات، بهویژه موشکهای پدافند هوایی و پهپادها، با سرعت نگرانکنندهای کاهش یافتهاند. این وضعیت این پرسش را ایجاد میکند که در صورت وقوع جنگ در شبهجزیره کره یا تنگه تایوان، آیا واشنگتن قادر به اجرای تعهدات نظامی خود خواهد بود. آمریکا با وجود اختصاص حدود یکونیم تریلیون دلار برای دفاع در سال جاری، در ماه مارس درخواست دویست میلیارد دلار دیگر برای جنگ ایران کرد.
آمریکا باید طی پنج سال عضویت خود در ناتو را خاتمه دهد. این ائتلاف زمانی برای حفاظت از اروپای ضعیف در برابر شوروی ضروری بود، اما امروز اتحادیه اروپا در مجموع جمعیت و تولید اقتصادی بیشتری از آمریکا دارد و باید مسئولیت دفاع از اروپا را بر عهده بگیرد. همچنین پایاندادن به «وسواس غرب آسیا» ضروری است. حمایت از اسرائیل و تلاش برای جلوگیری از افزایشهای دورهای قیمت جهانی نفت، دو عامل اصلی درگیرشدن طولانی آمریکا در منطقه بودهاند؛ سیاستی که به کشتهشدن هزاران نیروی آمریکایی، صرف تریلیونها دلار و ایجاد هزینههای گسترده منجر شده است.
آمریکا میتوانست بهجای حفظ حضور نظامی گسترده و جنگهای متعدد، هزینه افزایشهای دورهای قیمت نفت را بپذیرد. پایاندادن به تعهدات غیرضروری در ناتو و غرب آسیا میتواند بودجه سالانه دفاعی را طی پنج سال به کمتر از ششصد میلیارد دلار برساند و با توجه به هزینههای فعلی، حدود یک تریلیون دلار در سال صرفهجویی ایجاد کند. مهمتر از صرفهجویی مالی، این اصلاحات باید نشانه بازگشت آمریکا به راهبردی مبتنی بر نیازهای امنیتی محدود و جمهوریخواهانه، بهجای تلاش برای حفظ هژمونی جهانی باشد./منبع



