پیمان دفاعی ترکیه، عربستان و پاکستان؛ آزمونی برای ناتو
پیمان دفاعی جدید ترکیه با عربستان و پاکستان، تعهدات امنیتی آنکارا را با ساختار دفاع جمعی ناتو در موقعیتی تازه و مبهم قرار میدهد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «پیمان دفاعی ترکیه، عربستان و پاکستان؛ آزمونی برای ناتو» به قلم لیرام کوبلنتس-استنزلر (Liram Koblentz-Stenzler) و بردلی مارتین (Bradley Martin) در نیوزویک (Newsweek) منتشر شده است. نویسندگان استدلال میکنند که پیمان دفاع متقابل جدید ترکیه با عربستان و پاکستان، با ایجاد تعهدات دفاع جمعی موازی، پرسشهای مهمی درباره نحوه عملکرد ناتو در صورت تعارض تعهدات امنیتی اعضای آن ایجاد میکند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
ناتو بیش از ۷۵ سال بر این اصل استوار بوده که اعضای آن در چارچوب یک نظام دفاع جمعی مشترک عمل میکنند. ترکیه، که یکی از مهمترین قدرتهای نظامی ناتو و دارای دومین ارتش بزرگ این ائتلاف است، اکنون یک پیمان دفاعی متقابل دیگر با عربستان سعودی و پاکستان امضا کرده است. هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، این توافق را از نظر فنی مشابه ماده ۵ ناتو توصیف کرده است؛ یعنی حمله مسلحانه به یک عضو، حمله به همه اعضا تلقی میشود. مقامهای ترکیه تأکید دارند که این پیمان مکمل ناتو است، نه رقیب آن. با این حال، نویسندگان میپرسند در شرایطی که تعهدات دو پیمان با یکدیگر تعارض پیدا کنند، آنکارا چگونه عمل خواهد کرد.
این توافق میتواند نشانه آغاز مرحلهای تازه در امنیت غرب آسیا باشد. برخلاف دهههای گذشته که قدرت منطقهای عمدتاً از طریق سازمانهای نیابتی اعمال میشد، ترکیه اکنون مدلی مبتنی بر همکاری میان دولتهای مستقل را دنبال میکند. عربستان منابع مالی و نفوذ انرژی، پاکستان یکی از بزرگترین ارتشهای جهان و توانمندی هستهای، و ترکیه دومین ارتش بزرگ ناتو و صنعت دفاعی پیشرفتهای را وارد این چارچوب میکنند. در صورت پیوستن مصر، یک قدرت نظامی مهم دیگر نیز به این مجموعه افزوده خواهد شد. دولتهای مستقل برخلاف گروههای نیابتی، میتوانند معاهده امضا کنند، صنایع دفاعی ایجاد کنند و رزمایشهای مشترک برگزار کنند و از این طریق توازن قدرت منطقهای را تغییر دهند.
با این حال، جزئیات تعهدات ترکیه همچنان مبهم است. توافق بر بازدارندگی جمعی، دفاع متقابل و همکاری نظامی نزدیکتر تأکید دارد، اما برخلاف ماده ۵ ناتو فاقد دههها برنامهریزی نظامی یکپارچه، نهادهای مشترک و برداشت مشترک از تهدیدهاست. بنابراین مسئله اصلی صرفاً عضویت همزمان ترکیه در دو چارچوب دفاعی نیست، بلکه احتمال تعارض تعهدات آنها در زمان بحران است.
سه سناریوی محتمل در اینجا مطرح است: جنگی دوباره میان هند و پاکستان که بتواند ترکیه را در چارچوب تعهدات جدید وارد درگیری کند؛ حمله بزرگ ایران به عربستان که ممکن است ریاض را به درخواست اجرای پیمان وادارد؛ و رویارویی نظامی میان ترکیه و اسرائیل که واشنگتن را با بحران همزمان میان یک متحد ناتو و یکی از شرکای راهبردی مهم خود در غرب آسیا مواجه کند. هیچیک از این وضعیتها الزاماً ماده ۵ ناتو را فعال نمیکند، اما همگی پرسشهای دشواری درباره تأثیر تعهدات امنیتی موازی بر تصمیمگیری متحدان ایجاد میکنند.
اظهارات مقامهای ترکیه و پاکستان درباره اسرائیل نیز بر اهمیت این مسئله افزوده است. وزیر دفاع پاکستان اسرائیل را «نامشروع» و تهدیدی برای جهان اسلام خوانده و خواستار ایجاد جبهه نظامی متحد علیه آن شده است. هاکان فیدان نیز اسرائیل را باری توصیف کرده که بشریت دیگر نمیتواند تحمل کند. این مواضع الزاماً بهمعنای تبدیل پیمان به یک بلوک نظامی علیه کشور خاصی نیست، اما نشان میدهد یکی از قدرتمندترین اعضای ناتو تعهدات دفاع جمعی جدیدی را پذیرفته که پیامدهای آینده آن مشخص نیست.
تجربه خرید سامانه اس-۴۰۰ روسیه نیز نشان داده است که ترکیه در صورت تعارض منافع راهبردی خود با مواضع ناتو، حاضر به پذیرش اصطکاک با ائتلاف است. مسئله جدید این است که اگر اختلافات آینده مستقیماً به دفاع جمعی مربوط شود، چه رخ خواهد داد. ناتو نباید منتظر وقوع بحران بماند، بلکه باید از هماکنون مشخص کند تعهدات دفاعی موازی چگونه مدیریت و تعارض احتمالی میان آنها چگونه حل خواهد شد؛ زیرا قدرت ائتلافها زمانی بیشتر است که تعهداتشان پیش از وقوع بحران روشن باشد./منبع



