امنیت و دفاعخاورمیانه

ترامپ در تضاد با دولت خود و واقعیت

اختلافات داخلی دولت ترامپ، راهبرد آمریکا در جنگ با ایران را بی‌ثبات کرده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ترامپ در تضاد با دولت خود و واقعیت» نوشته دیوید ای. گراهام (David A. Graham) در آتلانتیک (Atlantic)، تشدید اختلافات درون دولت آمریکا بر سر اهداف جنگ با ایران و نحوه دستیابی به آن‌ها را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد تضاد میان ترامپ، معاون رئیس‌جمهور، فرماندهان نظامی و متحدان سنتی آمریکا، انسجام راهبردی واشنگتن را تضعیف کرده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

تفاهم‌نامه میان ایران و آمریکا که در ژوئن با هدف ایجاد فرصتی برای کاهش تنش و پایان‌دادن به درگیری دو کشور امضا شده بود، در حالی منقضی شده است که آتش‌بس حاصل از آن عملاً تنها حدود سه هفته دوام آورد. این توافق نتوانست زمینه مذاکرات ثمربخش را فراهم کند و مسئله بازگشایی واقعی تنگه هرمز نیز همچنان حل‌نشده باقی مانده است. پایان اعتبار تفاهم‌نامه، در شرایطی رخ داده که اختلافات درباره اهداف جنگ و مسیر ادامه آن در داخل دولت آمریکا افزایش یافته است.

رویکرد دولت ترامپ در قبال جنگ ایران بیش از پیش فاقد انسجام واحد به نظر می‌رسد. رئیس‌جمهور، معاون او، فرماندهان نظامی و متحدان سنتی آمریکا برداشت یکسانی از هدف جنگ ندارند. این اختلافات صرفاً درباره شیوه اجرای سیاست نیست، بلکه به تعریف هدف نهایی جنگ نیز کشیده شده است مسئله‌ای که می‌تواند تصمیم‌گیری راهبردی واشنگتن را دشوار و احتمال تغییرات ناگهانی در سیاست خارجی را بیشتر کند.

یکی از آشکارترین اختلافات به مسئله انرژی و قیمت سوخت مربوط می‌شود. ترامپ از آمریکایی‌ها خواسته است افزایش قیمت بنزین را هزینه‌ای قابل‌قبول برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بدانند و جلوگیری از هسته‌ای‌شدن ایران را «هدف شماره یک» جنگ معرفی کرده است. این موضع در حالی مطرح می‌شود که ارزیابی پیش از جنگ دولت آمریکا نشان می‌داد ایران در آن مقطع در حال ساخت فعالانه سلاح هسته‌ای نبود. همچنین مشخص نیست فشار نظامی چگونه می‌تواند مانع دائمی ازسرگیری برنامه تسلیحاتی ایران شود.

در مقابل، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، کاهش قیمت سوخت را هدف اصلی جنگ معرفی کرده است. این تفاوت، تضادی جدی میان اهداف امنیتی و اقتصادی سیاست آمریکا ایجاد می‌کند. از یک سو، جنگ با هدف جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای توجیه می‌شود و از سوی دیگر، کنترل هزینه انرژی و کاهش فشار اقتصادی بر شهروندان آمریکایی به‌عنوان اولویت مطرح است. ادامه هم‌زمان این دو هدف، بدون ارائه یک چارچوب روشن برای نحوه تحقق آن‌ها، می‌تواند اعتبار راهبردی دولت را تضعیف کند.

از منظر تهران نیز ادامه جنگ ممکن است پیامدهای متفاوتی داشته باشد. فشار نظامی و اقتصادی می‌تواند آسیب‌پذیری‌های ایران را افزایش دهد، اما هم‌زمان ممکن است انگیزه برای تقویت ظرفیت بازدارندگی و حرکت به سوی توان هسته‌ای بیشتر را افزایش دهد. بنابراین، استفاده از جنگ برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای می‌تواند در صورت نبود مسیر دیپلماتیک معتبر، نتیجه‌ای معکوس ایجاد کند.

در سطح بین‌المللی نیز اختلاف با متحدان سنتی آمریکا بر پیچیدگی بحران افزوده است. هنگامی که واشنگتن در تعریف اهداف خود دچار اختلاف داخلی است و هم‌زمان با شرکای خارجی بر سر مسیر جنگ اختلاف دارد، توانایی آن برای ایجاد یک ائتلاف منسجم و ارائه پیام واحد کاهش می‌یابد. این وضعیت همچنین می‌تواند محاسبات ایران را تغییر دهد و فضای بیشتری برای ادامه مقاومت یا استفاده از شکاف‌های سیاسی در آمریکا ایجاد کند.

در مجموع، مسئله اصلی صرفاً طولانی‌شدن جنگ نیست، بلکه فقدان توافق در واشنگتن درباره چرایی و چگونگی ادامه آن است. ترکیب اهداف متناقض، اختلافات داخلی، فشار اقتصادی ناشی از قیمت انرژی و نبود چشم‌انداز روشن برای پایان بحران، خطر تبدیل جنگ به منازعه‌ای فرسایشی و غیرقابل‌پیش‌بینی را افزایش داده است./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا