فرسودگی نیروهای نظامی؛ چرا خرید تجهیزات نمادین راهحل نیست؟
نیروهای مسلح آمریکا تحت فشار مأموریتهای طولانیمدت و فرساینده قرار دارند و بیش از شعارهای تبلیغاتی به کاهش فشار عملیاتی نیاز دارند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «فرسودگی نیروهای نظامی؛ چرا خرید تجهیزات نمادین راهحل نیست؟» نوشته جیم گراغتی (Jim Geraghty) در واشنگتن پست (Washington Post) منتشر شده است. این یادداشت به بحران فرسودگی، کمبود خواب و فشارهای روانی ناشی از استقرار طولانیمدت ناوها و نیروهای نظامی آمریکا پرداخته و با نقد رویکرد مقامات ارشد در برابر این چالشها، بر ضرورت تنظیم یک ریتم عملیاتی واقعبینانه تأکید میکند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
بازار اقلام نمادین و تجاری با شعارهای حمایتی از ارتش، مانند تیشرت، کلاه و پرچم، همواره داغ است. با این حال، پرسش اصلی این است که معنای واقعی حمایت از نیروهای نظامی چیست و سربازان و ملوانان در عمل به چه چیزی نیاز مبرم دارند. بررسی وضعیت یگانهای مستقر نشان میدهد که بحران خستگی مفرط به یک چالش جدی تبدیل شده است. برای نمونه، ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» و خدمه آن پس از ماهها مأموریت متوالی و شکستن رکوردهای حضور مداوم در دریا، در حالی به کشور بازگشتند که گزارشهای نگرانکنندهای از فشارهای روانی شدید، کمبود خواب و تلاش برخی ملوانان برای رها کردن خود به داخل آب منتشر شد.
این رویدادها حوادثی استثنایی نیستند، بلکه بخشی از یک روند نگرانکننده در ساختار نظامی محسوب میشوند. ناوهای دیگر نیز مأموریتهای بیسابقهای را پشت سر گذاشتهاند و برنامههای استاندارد وزارت دفاع برای حفظ تناوب زمانی مأموریتها با چالش جدی مواجه شده است. گزارشهای نهادهای نظارتی دولتی، از جمله دفتر حسابرسی دولت، تصویر تیرهای از شرایط عمومی نیروهای مسلح ترسیم میکنند؛ شرایطی که شامل کشتیهای کمنیرومند، استانداردهای ضعیف اسکان، تجهیزات فرسوده و کمبود خواب مداوم است. خستگی مفرط نیروها به طور مستقیم در بروز حوادث غیرجنگی، سوانح پروازی و تصادفات دریایی نقش داشته است.
واکنش مقامات ارشد سیاسی و نظامی به این بحرانها اغلب با انگیزه توجیه وضع موجود همراه بوده است. در حالی که فرماندهان ارشد بر تعهد خود به تأمین امکانات تاکید میکنند، اظهارنظر مقامات عالیرتبه اجرایی درباره تداوم مأموریتها و رد ضرورت کاهش فشارها، نشاندهنده شکاف عمیق میان واقعیتهای میدانی و نگاه دولتمردان است. افزایش پیدرپی بودجههای دفاعی این توهم را ایجاد میکند که دستگاه نظامی به تمام منابع مورد نیاز خود دسترسی دارد، اما واقعیت این است که منابع مالی تنها بخشی از پازل حل مشکل است.
چالش اصلی ساختار نظامی آمریکا، فراتر از تأمین بودجه، نیازمند اصلاح بنیادین در ریتم عملیاتی است. ارتش به جای اتکا به نمادهای سطحی حمایت و مأموریتهای فرساینده، به راهبردی واقعبینانه برای حفظ توان انسانی خود نیاز دارد؛ رویکردی که تصمیمگیری درباره آن به صورت مستقیم در دست بالاترین مقامات اجرایی کشور قرار دارد./منبع



