گلوگاهها و هزینه قطع دسترسی
خطرناکترین گلوگاههای راهبردی، الزاماً تنگترین آبراهها یا کمیابترین فناوریها نیستند، بلکه نقاطی هستند که تصمیم نهایی در اختیار افراد معدودی قرار دارد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «گلوگاهها و هزینه قطع دسترسی» نوشته رابین هو (Robin Hu) در ساوت چاینا مورنینگ پست (South China Morning Post) منتشر شده است. نویسنده با بررسی نمونههایی از استارلینک، تنگه مالاکا، تنگه هرمز، صادرات فناوری و عناصر نادر خاکی، استدلال میکند که ارزیابی گلوگاههای راهبردی تنها با سنجش میزان وابستگی کافی نیست و باید هزینه اعمال اهرم و تمرکز اختیار تصمیمگیری را نیز در نظر گرفت. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
در سال ۲۰۲۲، اوکراین از ایلان ماسک خواست پوشش استارلینک را در اطراف سواستوپول فعال کند تا از حمله به ناوگان روسیه در دریای سیاه پشتیبانی شود، اما ماسک مخالفت کرد. این رویداد نشان داد که در برخی گلوگاهها، مسئله فقط محل تمرکز وابستگی نیست، بلکه این است که چه کسی در لحظه حساس اختیار قطع یا اعطای دسترسی را دارد. در اینجا برای سنجش گلوگاهها سه پرسش مطرح میشود: چه میزان وابستگی به آن وجود دارد، استفاده از اهرم چه هزینهای دارد و چه کسی تصمیم نهایی را میگیرد؟ آستانه واقعی یک گلوگاه در پرسش دوم قرار دارد؛ یعنی اینکه برای تبدیل اهرم بالقوه به اقدام، چه میزان هزینه جانی، مالی، حقوقی یا اعتباری باید پذیرفته شود.
چین بیش از دو دهه است با مسئله وابستگی به مسیرهای دریایی مواجه است. هو جینتائو در ۲۰۰۳ درباره امکان کنترل تنگه مالاکا توسط قدرتهای بزرگ هشدار داد و پکن این نگرانی را «معضل مالاکا» نامید. این آسیبپذیری، در کنار مسئله تایوان، اختلافات سرزمینی و رقابت قدرتهای بزرگ، به تقویت نیروی دریایی چین کمک کرد. منطق آن روشن بود: اگر نمیتوان مسیر را کنترل کرد، باید توانایی لازم برای افزایش هزینه هر تلاش احتمالی برای مسدود کردن آن را ایجاد کرد.
تنگه هرمز نشان میدهد که گلوگاههای جغرافیایی چرا اهرمی قدرتمند ایجاد میکنند. پس از حملات آمریکا و اسرائیل، ایران این تنگه را مسدود کرد و عبور مسیری را که معمولاً حدود یکپنجم محمولههای نفت و گاز جهان از آن میگذرد، مختل ساخت. پیامدهای چنین اقدامی به کشور هدف محدود نمیشود و واردکنندگان، صادرکنندگان، بیمهگران، متحدان و اقتصادهای بیطرف را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. افزایش قیمت انرژی و ورود قدرتهای دیگر به تلاش برای حفاظت از مسیر، هزینههای گسترده این اهرم را نشان میدهد.
در حوزه فناوری، پرسش مهم این است که آیا وابستگی واقعاً غیرقابل جایگزینی است. ژاپن در سال ۲۰۱۹ محدودیت صادرات برخی مواد و فناوریهای مورد نیاز صنایع کره جنوبی را افزایش داد، اما شرکتهای کرهای به تنوعبخشی به تأمینکنندگان و بومیسازی تولید روی آوردند. چین نیز پس از اعمال محدودیت بر برخی عناصر کمیاب خاکی برای ژاپن، با واکنش مشابهی روبهرو شد و شرکتها و سیاستگذاران ژاپنی بهدنبال منابع جایگزین رفتند. بنابراین، استفاده از گلوگاه میتواند در کوتاهمدت اهرم تأمینکننده را تقویت کند، اما در بلندمدت انگیزه خریدار برای کاهش وابستگی را افزایش دهد.
سپس مسئله تمرکز اختیار تصمیمگیری وجود دارد. در سال ۲۰۱۸، وزارت بازرگانی آمریکا شرکت چینی زدتیئی را از خرید محصولات آمریکایی منع کرد و این شرکت را تا آستانه فروپاشی پیش برد؛ اما دونالد ترامپ دستور داد به بازگشت آن به فعالیت کمک شود و در نهایت توافقی تا سقف یکمیلیارد و چهارصد میلیون دلار شکل گرفت. ماجرای استارلینک نیز نشان داد هرچه وابستگی بیشتر و اختیار مؤثر در دست افراد کمتری متمرکز باشد، تصمیم یک فرد میتواند پیامد بیشتری داشته باشد.
نسل بعدی گلوگاهها در مدار پایین زمین شکل میگیرد. استارلینک حدود ۱۰ هزار ماهواره دارد، چین در حال ساخت منظومه گواوانگ با حدود سیزده هزار ماهواره است و آمازون نیز شبکه لئو را توسعه میدهد. با این حال، مقیاس بهتنهایی یک شبکه را به گلوگاه تبدیل نمیکند؛ زمانی چنین میشود که دولتها، شرکتها یا عملیات نظامی به آن وابسته شوند، جایگزینها کاهش یابند و خروج دشوار شود. بنابراین، ارزیابی تابآوری باید علاوه بر شناسایی تأمینکنندگان، مسیرها و فناوریهای حیاتی، ساختار کنترل را نیز مشخص کند: چه کسی میتواند دسترسی را قطع کند، چه کسی میتواند مخالفت کند یا تصمیم را لغو کند، و زمان قطع دسترسی در مقایسه با زمان ایجاد جایگزین چقدر است. همین فهرست تصمیمگیرندگان ممکن است مهمترین یافته در نقشهبرداری گلوگاههای راهبردی باشد./منبع



