آسیاآمریکاانتخاب سردبیرخارجینظام بین‌الملل و نهادها

چین مقصر چرخش اقتدارگرایانه آمریکا نیست

چرخش اقتدارگرایانه در آمریکا به دلیل مشکلات داخلی است، نه نفوذ فکری چین.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «چین مقصر چرخش اقتدارگرایانه آمریکا نیست» به قلم الکس لو (Alex Lo) در ساوت چاینا مورنینگ پست (South China Morning Post) منتشر شده است. این مقاله نظریه‌ای که اقتدارگرایی فزاینده آمریکا را ناشی از نفوذ فکری چین می‌داند، را به چالش می‌کشد. نویسنده با اشاره به علاقه‌ی فکری فزاینده در چین به متفکران غربی ضدلیبرال، مانند کارل اشمیت (Carl Schmitt)، استدلال می‌کند که این علاقه فکری نشانه‌ای از تقلید نیست و مشکلات ریشه‌ای داخلی آمریکا، مانند نابرابری شدید و نابودی طبقه متوسط، عامل اصلی ظهور پوپولیسم مقتدرانه مانند ترامپ بوده است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

بسیاری از منتقدان غربی چین، دچار مغالطه‌ای هستند که طی آن معتقدند صرف مشاهده پدیده‌ای، به‌معنای هم‌ذات‌پنداری یا تبدیل افراد به آن ویژگی است. برخی منتقدان، علاقه روشنفکران چینی به متفکران اقتدارگرا یا ضدلیبرال غربی مانند کارل اشمیت و لئو اشتراوس را نشانه گرایش عینی چین به اقتدارگرایی می‌دانند؛ اما روشنفکران چینی همواره به اندیشه‌های گوناگون غربی علاقه‌مند بوده‌اند و صرف علاقه به یک متفکر نازی یا محافظه‌کار افراطی، آن‌ها را به جریان‌های نئونازی یا نئومحافظه‌کاری تبدیل نمی‌کند.

در مقاله‌ای جدید در نشریه فارن افرز، گفته شده علاقه روشنفکران چین به اشمیت، از سال ۲۰۰۳ به‌بعد رشد چشمگیر یافته و اکنون ارجاعات به او ۳۰ برابر شده است. اما این موضوع نباید به‌طور مبالغه‌آمیز به‌عنوان عامل اقتدارگراتر شدن چین در نظر گرفته شود. تحلیل‌گری به نام بن استیل، به‌عنوان منتقد آن مقاله، معتقد است که نه‌فقط چین، بلکه آمریکا نیز رفته‌رفته به اقتدارگرایی نزدیک شده است؛ چرخش آمریکا به‌علت بحران داخلی و افول طبقه متوسط و رشد پوپولیسم است، نه به‌خاطر تاثیر چین.

نقد اشمیت به این می‌پردازد که ارزش‌های آمریکایی چون آزادی و دموکراسی که ادعای جهان‌شمولی دارند، با ارزش‌های خاص‌گرایانه مانند استقلال ملی یا فرهنگ در تضاد هستند و همین تقابل منجر به جنگ‌های گسترده می‌شود. همچنین، اشمیت جنگ‌های تجاری را نیز جنگی سیاسی در پوشش اقتصاد می‌دانست و سازمان تجارت جهانی را تلاشی برای پنهان کردن سیاست در اقتصاد.

این نگاه انتقادی نسبت به چندجانبه‌گرایی غربی فقط مختص اشمیت نیست؛ بسیاری از رهبران ضد استعماری و اقتصاددانان جهان سوم همان نگاه را نسبت به سلطه غرب در نظام‌های بین‌المللی دارند. بنابراین، علاقه دانشگاهیان چینی به طیف اندیشه‌های غربی صرفاً نشانه کنجکاوی فرهنگی و آکادمیک است، همان‌طور که محققان غربی نیز به فلسفه و ادبیات چینی علاقه دارند. این تبادل فکری نشانه بلوغ آکادمیک و تلاش برای پاسخ به مسائل مدرن است، نه دلیلی بر تشابه ساختاری یا گرایش سیاسی خاص./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا