جنوب جهانی چگونه مسیر خود را ترسیم میکند
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «جنوب جهانی چگونه مسیر خود را ترسیم میکند» به قلم جفری ا. توبین (Jeffery A. Tobin) در نشریه نشنال اینترست(National Interest)منتشر شده است. این مقاله استدلال میکند که کشورهای جنوب جهانی، بهجای همراستایی با آمریکا یا چین، با ایجاد شبکههای منطقهای و چندجانبه و تأکید بر خودمختاری راهبردی، نظم جهانی را بر اساس شرایط خود بازآرایی میکنند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
جنوب جهانی در حال شکلدهی به پیکربندی ژئوپلیتیکی جدیدی است که نه از دوقطبی سنتی شرق در برابر غرب یا از آمریکا در برابر چین پیروی میکند و نه موضع منفعلانه جنبش عدم تعهد در جنگ سرد را احیا میکند. این «نقشه سوم» نشاندهنده خودمختاری کشورهای جنوب جهانی از طریق تمرکز بر ادغام منطقهای، چندجانبهگرایی راهبردی و بازتعریف توسعه و حاکمیت است. از آمریکای لاتین تا آفریقا و آسیای جنوب شرقی، کشورها اکوسیستمهای همپوشان از نفوذ شامل بلوکهای تجاری، چارچوبهای دیجیتال، توافقنامههای نظارتی و ائتلافهای دیپلماتیک را ایجاد کردهاند که نه به واشنگتن وابستهاند و نه تابع پکن هستند، بلکه نشاندهنده حرکت بهسوی خودمختاری راهبردی هستند.
بازگشت دونالد ترامپ به قدرت، این تحول را تسریع کرده است. سیاستهای «اول آمریکا»ی او، با کاهش کمکهای توسعهای، تردید نسبت به نهادهای چندجانبه مانند سازمان ملل، سازمان تجارت جهانی و ناتو، و احیای تعرفهها، به کشورهای جنوب جهانی نشان داده که اتکا به رهبری آمریکا موقت و در بدترین حالت به وابستگی منجر میشود. این امر بهجای چرخش کامل به سوی چین، به ادغام منطقهای و همکاری جنوب-جنوب منجر شده است. گزارش تجارت و توسعه سازمان ملل نشان میدهد که تجارت جنوب-جنوب از دو تریلیون و سیصد میلیارد دلار در سال ۲۰۰۷ به پنج تریلیون و ششصد میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ افزایش یافته، که نشانهای از تنوع و کاهش وابستگی به الگوهای تجارت شمالمحور است. مجمع جهانی اقتصاد نیز بر همکاریهای جنوب-جنوب و سهجانبه برای حل چالشهای توسعه با راهحلهای محلی تأکید دارد. تحلیل گروه مشاوره بوستون نشان میدهد که کشورهای جنوب جهانی از طریق اتحادهایی مانند بریکس، آسهآن، منطقه تجارت آزاد قاره آفریقا (AfCFTA) و مرکوسور، مسیرهای چندجانبه، متنوع و شبکهای منطقهای را دنبال میکنند.
چین با ابتکار کمربند و جاده، تجارت، سرمایهگذاری و برنامههای آموزشی، نفوذ خود را در جنوب جهانی گسترش داده، اما توانایی آن برای جلب وفاداری کامل این کشورها با تردید مواجه است، زیرا آموزشهای حکومتی اقتدارگرایانه و کمکهای نهادیاش اغلب با مقاومت راهبردی روبهرو میشوند. برخلاف دیدگاه جنگ سردی از «حوزههای نفوذ» و «رقابت قدرتهای بزرگ»، قدرتهای نوظهور امروز بهجای انتخاب یک طرف، به همکاری با طرفهای متعدد علاقهمندند. گسترش بریکسپلاس با اضافهشدن مصر، اتیوپی، ایران، امارات در سال ۲۰۲۴ و اندونزی در اوایل سال ۲۰۲۵، نشاندهنده بستری برای تنوع در تجارت، تأمین مالی توسعه، شراکتهای فناوری و اهرم دیپلماتیک است، نه صرفاً وزنهای مقابل غرب. در آفریقا، منطقه تجارت آزاد قاره آفریقا با ۵۴ عضو، بزرگترین منطقه تجارت آزاد جهان از نظر جمعیت را ایجاد میکند و با تعرفههای مشترک، مقررات دیجیتال هماهنگ و طرحهای زیرساختی، بازار پانآفریقایی را تقویت میکند. در آسیای جنوب شرقی، آسهآن با سیاستهای خودمختاری راهبردی، مانند سیستمهای پرداخت فرامرزی، استانداردهای سایبری مشترک و سازوکار مالی اقلیمی، از اصطکاک قدرتهای بزرگ مستقل مانده است.
دومین دوره ریاستجمهوری ترامپ با کاهش کمکهای توسعهای آمریکا در حوزههای سلامت و آموزش، خلأیی در کشورهای وابسته به حمایت آمریکا ایجاد کرده است. لفاظیهای ملیگرایانه اقتصادی و تعرفهها، صادرکنندگان بازارهای نوظهور از مکزیک تا مالزی را متزلزل کرده است. برخلاف دوره اول ترامپ، جنوب جهانی طی چهار سال گذشته برای این نتیجه آماده شده و بانکهای توسعه، ارزهای منطقهای و سیستمهای پرداخت جایگزین مانند بریکسپی (BRICS Pay) و سیستم پرداخت و تسویه پانآفریقایی (PAPSS) را آزمایش کرده است. این تغییرات بهمعنای عدم تعهد جدید نیست، بلکه تلاشی برای بازنویسی قواعد بازی است. در دیپلماسی اقلیمی، کشورهای آمریکای لاتین با همتایان آفریقایی و آسیای جنوب شرقی برای حفاظت از آمازون همکاری میکنند و چارچوبهای اهداکنندگان غربی را دور میزنند. این اقدامات نه از سر سرکشی، بلکه خودتعریفیاند. این نقشه سوم قدرت، با نهادهای منطقهای متراکم، شراکتهای چندلایه و همراستاییهای موضوعی، منطق ژئوپلیتیکی جدیدی را شکل میدهد که برای آمریکا مستلزم بازآموزی چشمانداز جهانی بهعنوان مجموعهای از جاهطلبیهاست، نه میدان رقابت نفوذ./ منبع



