آسیاداخلینظام بین‌الملل و نهادها

ایران؛ محور ناگفته‌ اتاق بیضی

ترامپ با استقبال از ولیعهد سعودی، راهبرد تازه مهار ایران را کلید زد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با ‌عنوان «ایران؛ محور ناگفته اتاق بیضی» در دیپلماسی ایرانی منتشر شده است. در این تحلیل، دیدار اخیر محمد بن‌سلمان و دونالد ترامپ در کاخ سفید به‌عنوان نقطه چرخش در سیاست غرب آسیای آمریکا تفسیر می‌شود؛ جایی که رویکرد واشنگتن از فشار مستقیم به‌سمت مهار تدریجی ایران با مدل «شوروی‌سازی» تغییر یافته است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.

در دیدار اخیر محمد بن‌سلمان و دونالد ترامپ در کاخ سفید، بازگشت ولیعهد سعودی به عرصه رسمی قدرت، نماد تغییری مهم در مناسبات غرب آسیا و سیاست آمریکا بود. در فضایی که تشریفات پرشکوه استقبال از او نشان از پایان سال‌های سرد روابط پس از قتل جمال خاشقجی داشت، پیام اصلی دیدار، نه در نمایش‌های نظامی بلکه در لبخندهای محتاطانه و گفت‌وگوهای پشت درهای بسته درباره نقشه جدید منطقه نهفته بود. ترامپ، پس از نادیده‌گرفتن گزارش‌های اطلاعاتی درباره نقش بن‌سلمان در قتل خاشقجی و اعطای نوعی عفو سیاسی، عملاً زمینه بازگشت او به صحنه جهانی را فراهم کرد و او را از یک چهره مطرود، به متحدی برجسته در چارچوب «منطق اول آمریکا» تبدیل نمود. این تطهیر سیاسی پیش‌زمینه شکل‌گیری مرحله تازه روابط واشنگتن و ریاض شد که هدف اصلی آن، بازتعریف راهبرد مهار ایران است.

در لایه‌های پنهان دیدار، سناریویی تازه علیه ایران طراحی شد که بر پایه تغییر مدل تقابل استوار است. در این طرح، دولت ترامپ و ریاض به‌جای فشار مستقیم و تحریم‌های کور، به‌سوی الگویی الهام‌گرفته از سیاست‌های رونالد ریگان، در قبال اتحاد جماهیر شوروی حرکت می‌کنند. هدف، نه جنگ و نه تغییر رژیم، بلکه کشاندن ایران به مسیر استحاله تدریجی از درون است. بر اساس این مدل، ترکیب فشار اقتصادی هوشمند و درهای باز دیپلماتیک، ایران را وارد فرآیندی فرسایشی می‌کند که در آن تعامل با غرب به‌شرط پذیرش استانداردهایی متضاد با ماهیت انقلابی جمهوری اسلامی خواهد بود. این رویکرد به باور تئوری‌پردازان آمریکایی می‌تواند تضادهای داخلی ایران را فعال کند و فروپاشی نرم را رقم بزند.

با این حال، اتحاد ظاهری میان واشنگتن و ریاض از اختلاف منافع، خالی نیست. عربستان به ثبات بلندمدت و تعلیق دائمی قدرت ایران می‌اندیشد، در حالی‌که آمریکا چشم‌اندازی جهانی‌تر دارد و ممکن است برای موازنه با چین یا روسیه، به تهران امتیازهایی بدهد. بن‌سلمان برای کنترل این شکاف، قراردادهای گسترده دفاعی منعقد کرد تا مسیر هر توافق احتمالی با ایران از فیلتر امنیتی ریاض عبور کند.

در حوزه دیپلماسی معاملاتی، ترامپ با نگاه تجاری همیشگی خود، فروش جنگنده‌های پیشرفته اف-۳۵ به عربستان را به بهای سرمایه‌گذاری‌های بزرگ پذیرفت. این معامله که ارزش آن تا یک تریلیون دلار به‌صورت شفاهی عنوان شد، شامل همکاری فناورانه میان صندوق ثروت ملی عربستان و شرکت انویدیا برای ایجاد کارخانه‌های هوش مصنوعی نیز هست. اجازه صدور تراشه‌های پیشرفته، با وجود نگرانی پنتاگون از روابط ریاض و پکن، خطر انتقال فناوری به چین را افزایش می‌دهد. بدین ترتیب، ولیعهد سعودی با بهره‌برداری از رقابت آمریکا و چین، توانست امتیازات تکنولوژیک بی‌سابقه‌ای به‌دست آورد.

در محور فلسطین، عربستان مشارکت در پیمان ابراهیم را مشروط به تضمین تشکیل دولت فلسطین دانست. این موضع با سیاست‌های دولت راست‌گرای اسرائیل و بی‌میلی ترامپ نسبت به اصل دوکشوری در تضاد است. همچنین فروش جنگنده‌های اف-۳۵، برتری نظامی اسرائیل را تهدید می‌کند، هرچند ترامپ برای رفع نگرانی‌ها، سخن از ایجاد «موازنه‌ای از قدرت» میان دو طرف گفت.

در جمع‌بندی، دیدار ترامپ و بن‌سلمان بیش از یک اتحاد پایدار، نوعی معامله سیاسی و اقتصادی پرریسک بود که هر دو رهبر در کوتاه‌مدت از آن سود بردند. اما پایداری این توافق وابسته به متغیرهایی چون اجماع بین‌المللی درباره ایران، روند عادی‌سازی با اسرائیل و تصویب قراردادهای نظامی در آمریکا است. آن‌چه فعلاً حاصل شده، ابتدای شکل‌گیری مثلثی است میان عربستانِ مجهز به فناوری‌های پیشرفته، ایرانِ در معرض فشار استحاله و اسرائیلی نگران از زوال برتری نظامی؛ مثلثی که تعادل آن می‌تواند در هر لحظه برهم بخورد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا