آسیاامنیت و دفاعخارجی

آیا صنعت دفاعی چین از ایالات متحده پیشی می‌گیرد؟

نیروی دریایی ارتش چین ممکن است در واقع نتواند نیروی دریایی ایالات متحده را در منطقه هند و آرام شکست دهد. اما اگر به‌نظر برسد که بتواند، چین از مزایای راهبردی بهره‌مند خواهد شد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای تحلیلی با عنوان «آیا صنعت دفاعی چین واقعاً از ایالات متحده پیشی می‌گیرد؟» به قلم جیمز هولمز (James Holmes) در نشنال اینترست (National Interest)  منتشر شده است. این مقاله به بررسی یک پرسش راهبردی می‌پردازد: آیا در رقابت کنونی، حکومت‌های اقتدارگرا پویاتر از جوامع باز عمل می‌کنند؟ نویسنده با طرح این نظریه که چین توانسته مزیت‌های سرعت‌عمل اقتدارگرایانه را با قابلیت‌های خلاقانه و نوآورانه که معمولاً به جوامع آزاد نسبت داده می‌شود، ترکیب کند، به این سؤال پاسخ مثبت می‌دهد. او با استناد به نظریه آلفرد تایر ماهان در مورد قدرت دریایی و سابقه تاریخی روم، استدلال می‌کند که اگرچه جوامع آزاد در مقام تئوری، توانایی تغییر رهبری و سیاست‌ها را برای انطباق با زمان دارند، اما در عمل، پویایی و توانایی چین در مدیریت تصویر عمومی و تولید سریع ابزارهای قدرت دریایی (مانند بزرگ‌ترین ناوگان تجاری، نیروی دریایی، و گارد ساحلی جهان) باعث شده است که این کشور به‌عنوان مدعی پیروزی احتمالی در اذهان ناظران تلقی شود و این ادراک خود به یک مزیت سیاسی و راهبردی تعیین‌کننده تبدیل شده است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

رقابت راهبردی کنونی میان ایالات متحده و چین، که برخی آن را جنگ سرد دوم می‌نامند، حول این پرسش می‌چرخد که آیا حکومت‌های اقتدارگرا می‌توانند پویاتر از جوامع باز عمل کنند. در تئوری، جوامع آزاد به‌دلیل امکان بحث، انتقاد و پاسخگویی نهادی، از شانس بهتری برای اتخاذ سیاست‌های عاقلانه‌تر و انطباق‌پذیری با تغییرات برخوردارند. نیکولو ماکیاولی با مثال روم که رهبرانش (مانند فابیوس کُند و سپس اسکیپیوی آفریقایی) را برای انطباق با مراحل مختلف جنگ تغییر داد، برتری انعطاف‌پذیری جوامع آزاد را تأیید می‌کند. در مقابل، ناخدا آلفرد تایر ماهان، نظریه‌پرداز قدرت دریایی، اذعان می‌کند که «قدرت اقتدارگرایانه، که با قضاوت و ثبات اعمال می‌شود» می‌تواند با «سرعت مستقیم‌تری» به ایجاد ناوگان و تجارت دریایی بزرگ دست یابد، اما این دستاوردها آسیب‌پذیر هستند، زیرا حیات آن به حکمت و ثبات یک رهبر یا چند رهبر وابسته است و در برابر تغییرات زمان مقاومت نشان می‌دهد.

با این حال، نتایج کنونی رقابت آمریکا و چین، برتری نظری جوامع باز را تأیید نمی‌کند. به‌نظر می‌رسد حکومت‌های اقتدارگرای امروز، به‌ویژه چین، مزایای هر دو حالت حکمرانی را ترکیب کرده‌اند. چین می‌تواند به‌سرعت و قاطعانه عمل کند، زیرا دستورات بدنه تصمیم‌سازش اجرا می‌شوند، و در عین حال سطحی از انعطاف‌پذیری و نوآوری را حفظ می‌کند که به‌طور معمول در جوامع بسته خفه می‌شود. دستاوردهای چین در پروژه ماهانی خود (ایجاد بزرگ‌ترین ناوگان تجاری، نیروی دریایی و گارد ساحلی جهان و تأمین دسترسی اقتصادی و دیپلماتیک به بنادر خارجی، حتی در حیاط خلوت آمریکا مانند بندر پرو) شایان توجه است، در حالی که تلاش‌های آمریکا و غرب برای احیای قدرت دریایی با چالش مواجه شده است.

به‌رغم اینکه ممکن است نیروی دریایی ارتش چین نیز مانند نیروی دریایی آمریکا با مشکلات داخلی (مانند تصادم در دریا یا مشکلات کشتی‌سازی) دست و پنجه نرم کند، اما رهبران حزب کمونیست می‌توانند اخبار بد را کنترل کرده و تأثیر آن‌ها بر افکار عمومی داخلی و شهرت خارجی را خنثی سازند. این در حالی است که نیروی دریایی آمریکا در معرض انتقادات مداوم از سوی نهادها و رسانه‌ها قرار دارد، که اگرچه می‌تواند انگیزه‌ای قوی برای بهبود باشد، اما به اعتبار آن لطمه می‌زند. در نهایت، در رقابت راهبردی در زمان صلح، اعتبار از اهمیت بالایی برخوردار است. نیروی دریایی چین به‌نظر می‌رسد یک نیروی در حال پیشرفت است و به‌نظر می‌رسد برنده احتمالی در درگیری‌های دریایی باشد. این ادراک برتری ظاهری، صرف‌نظر از معیارهای عینی، منافع سیاسی و راهبردی واقعی برای پکن به‌همراه دارد و مردم تمایل دارند به مدعیان قوی‌تر بپیوندند. این دیدگاه پیچیده رهبران حزب کمونیست نسبت به رقابت دریایی در زمان صلح و تلاش آن‌ها برای مدیریت وجهه، خود نمونه دیگری از پویایی اقتدارگرایانه است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا