آسیاامنیت و دفاعخارجی

روندهای اصلی در توسعه نیروهای موشکی و هسته‌ای چین

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «روندهای اصلی در توسعه نیروهای موشکی و هسته‌ای چین» نوشته آلکسی استپانوف (Alexey Stepanov) در اندیشکده شورای امور بین‌الملل روسیه (Russian International Affairs Council) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی جامع تحول کیفی و کمی زرادخانه موشکی و هسته‌ای جمهوری خلق چین می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه پکن با حفظ دکترین «بازدارندگی حداقلی»، در حال ایجاد یک ساختار هسته‌ای پیچیده‌تر و انعطاف‌پذیرتر است که پیامدهایی فراتر از مرزهای منطقه دارد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.


در سال‌های اخیر، نیروهای موشکی و هسته‌ای جمهوری خلق چین دستخوش دگرگونی‌های کیفی و کمی چشمگیری شده‌اند؛ امری که نگرانی ایالات متحده و متحدانش در منطقه آسیا‌ـ‌پاسفیک را برانگیخته است. با وجود این، دکترین رسمی پکن همچنان بر اصل «بازدارندگی حداقلی» و قابلیت حمله تلافی‌جویانه محدود استوار است، هرچند ساختار نیروهای هسته‌ای چین به‌تدریج به سامانه‌ای پیچیده‌تر و انعطاف‌پذیرتر بدل شده است. این کشور اکنون تقریباً به یک سه‌گانه هسته‌ای کامل دست یافته که شامل موشک‌های قاره‌پیما، زیردریایی‌های بالستیک و سامانه‌های هوابرد است و هر بخش آن نشانه‌هایی از توانایی بیشتر و پایداری بالاتر دارد.

در حوزه موشک‌های قاره‌پیما، نسل جدید موشک سوخت جامد دی‌اف‌۴۱ که نخستین‌بار در رژه نظامی ۲۰۱۹ نمایش داده شد، وارد خدمت شده و در دست‌کم دو تیپ ارتش آزادی‌بخش خلق مستقر است. این موشک که از سیلو و پرتابگر متحرک شلیک می‌شود، بردی بیش از ۱۲ هزار کیلومتر دارد. مدل‌های قدیمی‌تر، مانند دی‌اف‌۳۱ و دی‌اف‌۵، نیز به‌روز شده‌اند و برخی از آن‌ها به چند کلاهک مستقل مجهز شده‌اند. موشک دی‌اف‌۲۷ با برد ۵ تا ۸ هزار کیلومتر، که در سال ۲۰۲۳ وارد خدمت شد، قابلیت استفاده دوگانه و امکان حمل کلاهک گلایدر مافوق صوت دارد.

در رده میان‌برد، موشک دو‌منظوره دی‌اف‌۲۶ به ستون فقرات نیروهای موشکی چین بدل شده است. تولید و استقرار آن به‌طور چشمگیری افزایش یافته و نسخه ضد‌کشتی آن در سال ۲۰۲۰ آزمایش شد. چین همچنین نخستین کشوری بود که موشک بالستیک با گلایدر مافوق صوت، یعنی دی‌اف‌۱۷ با کلاهک (DF-ZF)، را در سال ۲۰۱۹ عملیاتی کرد. این موشک با بردی حدود ۱۸۰۰ تا ۲۵۰۰ کیلومتر در مناطق مختلف چین مستقر است، هرچند شواهدی قطعی درباره تجهیز آن به کلاهک هسته‌ای وجود ندارد. از سال ۲۰۲۱، تصاویر ماهواره‌ای تجاری از وجود سه میدان سیلو برای موشک‌های بالستیک در گانسو، سین‌کیانگ و مغولستان داخلی خبر داده‌اند که مجموعاً بیش از ۳۰۰ پایگاه زیرزمینی پرتاب موشک دارند. هدف از این سیلوها به‌احتمال زیاد استقرار گونه‌ای از دی‌اف‌۴۱ است، اما مشخص نیست آیا همه آن‌ها پر خواهند شد یا تنها بخشی برای فریب دشمن مورد استفاده قرار می‌گیرد. همین ابهام توان بازدارندگی چین را افزایش می‌دهد، زیرا دشمن برای نابودی کامل این اهداف ناچار است شمار زیادی از کلاهک‌ها را به‌کار گیرد.

در بخش دریایی، نیروی دریایی چین اکنون شش زیردریایی بالستیک نسل دوم نوع ۰۹۴ دارد که هر یک تا دوازده موشک جی‌ال‌۲ حمل می‌کند. با وجود این، به دلیل صدای بالای سامانه پیشران، فعالیت آن‌ها معمولاً به آب‌های نزدیک محدود است. این ضعف تا حدی با توسعه موشک دوربردتر جی‌ال‌۳ جبران خواهد شد که قرار است بر روی زیردریایی‌های نسل بعدی نوع ۰۹۶ نصب شود. در بعد هوایی، چین با معرفی بمب‌افکن راهبردی اچ‌ـ‌۶‌اِن در سال ۲۰۱۹ گام بلندی برداشت. این هواپیما توان حمل موشک‌های بالستیک هواپرتاب با برد سه هزار کیلومتر و قابلیت سوخت‌گیری هوایی دارد. انتظار می‌رود بمب‌افکن پنهان‌کار اچ‌ـ‌۲۰ گام بعدی در تقویت این ظرفیت باشد.

آزمایش سامانه موسوم به بمباران مداری جزئی در سال ۲۰۲۱، که در آن گلایدر مافوق صوت از مدار پایین زمین به‌سوی هدف شلیک شد، نگرانی زیادی در آمریکا برانگیخت؛ زیرا چنین سامانه‌ای می‌تواند از هر جهت به آمریکا نزدیک شود و رادارهای هشدار شمالی آن کشور را دور بزند. بااین‌حال، کارشناسانی چون جفری لوئیس این طرح را بازآفرینی ایده‌ای مربوط به دوران جنگ سرد می‌دانند که از نظر فنی پیچیده، پرهزینه و با دقت پایین است و مزیت عملی چندانی نسبت به سامانه‌های موجود ندارد. در کنار این‌ها، چین زرادخانه موشک‌های کروز خود را نیز گسترش داده است. موشک‌های سی‌جی‌ـ‌۱۰ و سی‌جی‌ـ‌۱۰۰ در مرکز این توان قرار دارند و حدود ۱۵۰ پرتابگر زمینی و بیش از ۴۰۰ موشک از این نوع در خدمت‌اند. گونه هواپرتاب سی‌جی‌ـ‌۲۰ نیز بر بمب‌افکن‌های راهبردی نصب شده است. هرچند برخی منابع آمریکایی احتمال داده‌اند که این موشک‌ها به کلاهک‌های هسته‌ای کم‌بازده مجهز شوند، اما شواهد معتبری در این‌باره وجود ندارد.

نیروی موشکی ارتش آزادی‌بخش اکنون بیش از چهل تیپ دارد و ساختار فرماندهی آن دو‌شاخه است: تیپ‌های مجهز به سلاح هسته‌ای مستقیماً تابع کمیسیون مرکزی نظامی‌اند، در حالی که یگان‌های موشکی متعارف تحت فرماندهی مناطق رزمی فعالیت می‌کنند. استقرار موشک‌های قاره‌پیما در مناطق داخلی چین، مانند سیچوان و گانسو، با هدف افزایش بقاپذیری و جلوگیری از حملات پیش‌دستانه انجام شده است. در مقابل، موشک‌های کوتاه‌برد در مناطق ساحلی چون فوجیان و گوانگ‌دونگ برای هدف‌گیری تایوان و دریای جنوبی چین مستقرند؛ موشک‌های میان‌برد در شمال شرقی چین ژاپن و شبه‌جزیره کره را در تیررس دارند و نیروهای غربی متوجه هند هستند.

در جزیره هاینان، پایگاه یولین مرکز استقرار زیردریایی‌های بالستیک است، در حالی که بمب‌افکن‌های اچ‌ـ‌۶‌اِن در پایگاه هوایی نیشیانگ مستقرند. چین همچنین ظرفیت تولید مواد هسته‌ای خود را از طریق بخش غیرنظامی توسعه می‌دهد؛ از جمله احداث دو رآکتور نوترونی سریع در نیروگاه شیاپو در فوجیان، که سوخت آن‌ها توسط روس‌اتم تأمین می‌شود. در حوزه فرماندهی و کنترل، پکن به‌سرعت در حال ایجاد سامانه هشدار زودهنگام موشکی است. چند رادار بزرگ با آنتن‌های آرایه فازی و دست‌کم سه ماهواره اختصاصی هشدار اولیه در مدار قرار دارد و ماهواره‌های یاوگان و تیانجین نیز در این حوزه فعال‌اند. ساخت مراکز فرماندهی مستحکم زیرزمینی و تقویت شبکه‌های ارتباطی در برابر جنگ الکترونیکی و حملات سایبری بخشی از این تلاش‌هاست. افزون بر این، چین در زمینه ارتباطات کوانتومی پیشرفت‌هایی داشته و سامانه‌ای برای توزیع کلید کوانتومی از طریق ماهواره آزمایش کرده است؛ فناوری‌ای که امنیت ارتباطات راهبردی را به‌طور چشمگیری افزایش می‌دهد. همچنین، ساخت مجتمع ارتباطی بسیار‌کم‌فرکانس، که ظاهراً برای مقاصد زمین‌شناسی طراحی شده، احتمالاً به‌منظور برقراری ارتباط یک‌طرفه با زیردریایی‌های هسته‌ای نیز قابل استفاده است.

افزایش تعداد کلاهک‌ها و سامانه‌های پرتاب موجب شده چین توان هدف‌گیری طیف گسترده‌تری از اهداف نظامی و مراکز فرماندهی را بیابد و در نتیجه امکان استفاده محدود از سلاح هسته‌ای و کنترل دقیق‌تر بر پله‌های تشدید درگیری فراهم شود. وجود موشک‌های دوگانه، با قابلیت‌های متعارف و هسته‌ای، نیز تفسیر نیت واقعی پکن را برای دشمنان دشوارتر می‌کند. هم‌زمان، توسعه سامانه‌های هشدار و فضایی بیانگر تمایل چین به ارتقای توان پاسخ سریع در بحران‌های احتمالی است. با این حال، ادعای پنتاگون مبنی بر گذار چین به دکترین «شلیک در هشدار» هنوز تأیید نشده، زیرا چنین راهبردی مستلزم واکنش خودکار هسته‌ای است و هیچ نشانه رسمی از تغییر در دکترین وجود ندارد.

بر اساس برآوردهای معتبر، از جمله بولتن دانشمندان اتمی، چین اکنون حدود ششصد کلاهک هسته‌ای دارد و حتی در صورت تحقق پیش‌بینی‌های پنتاگون مبنی بر رسیدن به هزار کلاهک تا سال ۲۰۳۰، این رقم همچنان بسیار کمتر از زرادخانه‌های آمریکا و روسیه خواهد بود. شمار واقعی کلاهک‌های نصب‌شده و تعداد سیلوهای فعال یا موشک‌های واقعاً هسته‌ای هنوز نامشخص است. برای روسیه، این روندها پیامدهای مهمی دارد: از یک سو، هرچند توان هسته‌ای چین هنوز با آمریکا و روسیه برابری نمی‌کند، اما در حال نزدیک شدن به آن‌هاست و تعامل دوجانبه مسکو و واشنگتن در حوزه بازدارندگی را پیچیده‌تر می‌سازد. از سوی دیگر، رقابت تسلیحاتی فزاینده میان چین و آمریکا خطر تنش در آسیا‌ـ‌پاسفیک را افزایش می‌دهد و منافع روسیه در شرق دور را تحت تأثیر قرار می‌دهد. افزون بر این، توسعه ظرفیت‌های هسته‌ای غیرنظامی چین موجب شده همکاری‌های فنی میان دو کشور در چرخه سوخت هسته‌ای شدت یابد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا