چگونه سومین ناو هواپیمابر نیروی دریایی ارتش چین پویایی را برای آمریکا تغییر میدهد
بین آنچه ایالات متحده میتواند در منطقه حفظ کند، در مقابل آنچه چین میتواند در نزدیکی سواحل خود بر آن تمرکز کند، این محاسبه بهطور فزایندهای بهنفع پکن است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای تحلیلی با عنوان «دریای چین جنوبی: چگونه سومین ناو هواپیمابر نیروی دریایی ارتش چین پویایی را برای آمریکا تغییر میدهد» به قلم سوفی ووشوانگ یی (Sophie Wushuang Yi) در ساوت چاینا مورنینگ پست (South China Morning Post) منتشر شده است. مقاله استدلال میکند که عملیاتی شدن ناو هواپیمابر فوجیان (اولین ناو چین با پرتابگر الکترومغناطیسی)، توازن قدرت دریایی در اقیانوس آرام غربی را تغییر داده است. نویسنده معتقد است در ارزیابی توازن قدرت، مقایسه تعداد کل ناوها (یازده ناو آمریکا در مقابل سه ناو چین) گمراهکننده است؛ مسئله اصلی این است که آمریکا تا چه حد میتواند نیرو در منطقه مستقر کند و چین چقدر میتواند در نزدیکی سواحل خود نیروی متمرکز سازد. در این محاسبه جدید، مزیت اکنون بهسرعت بهنفع پکن در حال تغییر است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
عملیاتی شدن ناو هواپیمابر فوجیان (تایپ-۰۰۳)، که بهعنوان تنها دومین ناو جهان که از سیستم پرتاب الکترومغناطیسی (EMALS) استفاده میکند، یک جهش کیفی در وضعیت بازدارندگی دریایی چین ایجاد کرده است. این فناوری به فوجیان اجازه میدهد تا هواپیماهای بیشتری را با محموله سنگینتر و برد بیشتر حمل کند و توانمندی خود را به سطح ناوهای کلاس جرالد آر فورد آمریکا نزدیک سازد. این ناو جدید، همراه با ناو شاندونگ، در پایگاه دریایی یولین تحت فرماندهی منطقهای جنوبی مستقر شده است و چین را قادر میسازد تا کل ناوگان هواپیمابر خود را بهسرعت و با پشتیبانی گسترده هوایی-زمینی در دریای چین جنوبی متمرکز سازد. این ترکیب، توانایی چین را برای حفظ حضور پایدار دریایی و ایجاد سناریوهایی مانند محاصره یا عملیات آبی-خاکی که قبلاً برایش دشوار بود، افزایش میدهد.
در مقابل، نیروی دریایی آمریکا با چالشهایی روبروست. ناوگان هفتم آمریکا معمولاً تنها یک گروه ضربت ناو هواپیمابر در اقیانوس آرام غربی مستقر میکند و اعزام نیروهای بیشتر زمانبر است. علاوه بر این، ارتش آمریکا پس از دو دهه تمرکز بر عملیات ضدشورش، در حال گذر به رقابت با همتایان بزرگ است، که این گذار هنوز ناقص است و با عواملی چون کهولت ناوگان و عدم قطعیت سیاسی در مورد اراده برای جنگ تمامعیار متعارف تضعیف میشود. همچنین، گزارشها در مورد سوانح جنگندههای F/A-18 نیروی دریایی آمریکا، نشاندهنده فشار عملیاتی و سکوهای قدیمی است، در حالی که چین با سرعتی بیسابقه در حال پیشرفت و مدرنسازی است.در نتیجه، توازن راهبردی در منطقه تغییر کرده است. مسئله مهم این نیست که آمریکا در مجموع ناوهای بیشتری دارد، بلکه این است که آیا آمریکا میتواند نیروی کافی را در غرب اقیانوس آرام بهصورت پایدار مستقر کند و اراده سیاسی لازم برای به کارگیری آن را داشته باشد؟ بازدارندگی دریایی بهطور فزایندهای به آمادگی رزمی و توانایی تمرکز سریع نیرو در نقاط حساس بستگی دارد. هدف چین نه برابری جهانی با آمریکا، بلکه دستیابی به برتری محلی در آبهای مجاور در بازه زمانی کوتاهتر از چرخه تقویت نیروی آمریکاست. این امر، کشورهای منطقه مانند فیلیپین و آسه آن را وادار به اتخاذ راهبردهای پوشش ریسک کرده است؛ آنها ضمن تقویت روابط امنیتی با آمریکا، اهمیت قدرت رو به رشد و حضور پایدار منطقهای پکن را نیز بهرسمیت میشناسند./ منبع



