جنگ قریبالوقوع عناصر کمیاب: چین در جایگاه برتری
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جنگ قریبالوقوع عناصر کمیاب: چین در جایگاه برتری» به قلم هلن تامپسون (Helen Thompson)، در نشریه آنهرد (UnHerd)، منتشر شده است. این یادداشت به بررسی راهبردهای بلندمدت چین در بهرهبرداری و تسلط بر بازار فلزات نادر میپردازد و نشان میدهد چگونه بیتوجهی و وابستگی کشورهای غربی، بهویژه آمریکا، به واردات این منابع از چین، زمینهساز برتری ژئوپلیتیکی پکن در دوران رقابتهای نوین صنعتی شده است. در ادامه، گزیده این مطلب آمده است.
در اواخر تابستان ۲۰۱۰، با کاهش سهمیه صادرات فلزات کمیاب از سوی چین و توقف کامل صادرات به ژاپن در پی یک مناقشه دریایی، اهمیت راهبردی این منابع برای صنایع الکترونیک و خودروسازی غرب آشکار شد. ظرف چند روز، فشار اقتصادی چین باعث عقبنشینی ژاپن شد و قیمت فلزات کمیاب بهسرعت افزایش یافت. با توجه به اینکه در آن زمان بیش از ۹۰ درصد تولید جهانی در اختیار چین بود، این بحران نقطه عطفی در وابستگی جهانی به منابع چینی شد.
سه سال بعد، آمریکا، اتحادیه اروپا و ژاپن پروندهای را علیه محدودیتهای صادراتی چین به سازمان تجارت جهانی بردند. اگرچه چین در نهایت سهمیهبندی را کنار گذاشت، اما اعتبار آن بهعنوان شریک تجاری مطمئن خدشهدار شد. امروز اگرچه سهم چین از تولید جهانی به حدود هفتاد درصد رسیده، اما توان آن در اعمال فشار اقتصادی از طریق این منابع بیش از گذشته شده است.
در ماه آوریل سال جاری، چین در واکنش به افزایش تعرفههای آمریکا، مجوزهای جدیدی برای صادرات هفت فلز نادر وضع کرد که از جمله آنها ساماریوم است؛ عنصری که تنها در چین تولید و پالایش میشود و در تسلیحات پیشرفتهای چون جنگندههای اف-۳۵ نقش حیاتی دارد. این اقدام باعث کاهش فوری واردات آمریکا شد و صنعت خودروسازی هشدار داد که با اختلال جدی مواجه خواهد شد. در پی این بحران، دولت ترامپ توافقهایی را با چین امضا کرد، اما عرضه همچنان محدود باقی ماند و نیاز به توافقنامههای بیشتر بهوجود آمد.
در سطح ظاهری، تسلط چین بر این حوزه نتیجه بهرهبرداری از منابع طبیعی غنی خود است، اما عامل اصلی آن، چشمپوشی بلندمدت آمریکا از پیامدهای زیستمحیطی استخراج این فلزات در داخل خاک خود و اتکای کامل به واردات بوده است. پیش از دهه ۱۹۹۰، آمریکا تولیدکننده اصلی فلزات کمیاب بود، اما با تعطیلی تدریجی معادن و فروش شرکتهای داخلی به سرمایهگذاران چینی، عملاً کنترل این زنجیره از دست رفت. حتی بازگشایی معدن «مانتین پس» در سال ۲۰۱۲ هم موفق نبود و این مجموعه در نهایت به شرکتی واگذار شد که مواد خام را برای پالایش به چین میفرستاد.
در سالهای اخیر تلاشهایی برای احیای زنجیره داخلی تولید در آمریکا صورت گرفته است؛ از جمله اعطای بودجه به شرکت استرالیایی «لاینِس» برای ساخت کارخانه فرآوری در تگزاس و ایجاد واحد تولید مگنت در فورتورث. با این حال، ظرفیت این واحدها بسیار اندک است و فاصله زیادی با سطح تولید چین دارد. در نتیجه، پنتاگون در اقدامی اضطراری تصمیم گرفت سهامدار اصلی MP Materials شود تا بتواند زیرساختهای حیاتی را توسعه دهد.
در حالیکه تهدیدات صادراتی چین پررنگ شده، کمتر به این واقعیت توجه میشود که خود چین نیز اکنون به واردات فلزات کمیاب نیاز دارد. اجرای طرح «ساخت چین ۲۰۲۵» که ستون فقرات فناوریهای پیشرفته را شکل میدهد، باعث شده این کشور از صادرکننده خالص به واردکننده خالص تبدیل شود. بخش قابلتوجهی از واردات چین از میانمار تأمین میشود؛ کشوری که درگیر بیثباتی سیاسی است و کنترل برخی از معادن اصلی آن به دست شورشیان افتاده است. از اینرو، چین نیز بهدنبال منابع جایگزین در خارج از مرزهای خود است.
این رقابت جهانی برای منابع کمیاب، در جغرافیای حساسی مانند گرینلند نیز بازتاب یافته است؛ جایی که شرکتهای چینی و آمریکایی بر سر دسترسی به ذخایر کمیاب آن رقابت دارند. با وجود سختی شرایط استخراج در این منطقه و ممنوعیت استخراج اورانیوم از سوی دولت گرینلند، آمریکا با اعطای وامهای کلان در تلاش است بر حضور تجاری چین در منطقه غلبه کند.
پیشینه تاریخی نشان میدهد که چین، برخلاف آمریکا، سرمایهگذاری بلندمدت و مداومی بر صنعت فلزات نادر داشته است. از دهه ۱۹۲۰ تاکنون، این کشور با پشتکار توانسته است ظرفیت استخراج و فرآوری خود را توسعه دهد. برنامههای آینده نیز فراتر از زمین رفته و چین در پی بهرهبرداری از منابع موجود در ماه است؛ اقدامی که در صورت تحقق، برتری راهبردی آن را در حوزه منابع تثبیت خواهد کرد. این در حالی است که آمریکا با وجود آگاهی از تهدیدات ناشی از وابستگی، هنوز نتوانسته راهبردی کارآمد برای استقلال در این حوزه تدوین کند./ منبع



