اژدها و لحظه؛ سال ۲۰۲۷ بهعنوان نقطه عطف میان چین و تایوان
تلاقی بیسابقه اهداف نظامی، چرخههای انتخاباتی و رقابتهای تکنولوژیک، سال ۲۰۲۷ را به محتملترین پنجره زمانی برای اقدام نظامی چین علیه تایوان و چالشی حیاتی برای سیاست خارجی اسرائیل تبدیل کرده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «اژدها و لحظه؛ سال ۲۰۲۷ بهعنوان نقطه عطف میان چین و تایوان» به قلم ایدان موراگ (Edan Morag) در مؤسسه مطالعات امنیت ملی (Institute for National Security Studies) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی دلایل تمرکز جامعه اطلاعاتی و پژوهشی جهان بر سال ۲۰۲۷ بهعنوان زمان احتمالی حمله چین به تایوان میپردازد. تحلیل همزمانی چرخههای سیاسی در پکن و تایپه، به پیامدهای راهبردی این رویارویی برای امنیت ملی و اقتصاد اسرائیل اشاره میکند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
سال ۲۰۲۷ بهعنوان نقطه عطف در منازعه چین و تایوان، تنها یک حدس گمانهزنی نیست؛ بلکه حاصل تلاقی چندین «لحظه راهبردی» است که برای نخستین بار با هم همزمان میشوند. نخستین لحظه، صدمین سالگرد تأسیس ارتش آزادیبخش چین (PLA) در سال ۲۰۲۷ است. شی جین پینگ از ارتش خود خواسته تا در این تاریخ به قابلیتهای لازم برای پیروزی در یک جنگ منطقهای و بازگشت تایوان به خاک اصلی دست یابد. اگرچه پکن رسماً تاریخی را اعلام نکرده، اما آمادگی نظامی برای یک حمله دوزیست یا محاصره کامل، محور اصلی اصلاحات ارتش چین در سالهای اخیر بوده است.
لحظه دوم، مربوط به چرخه شخصی قدرت شی جین پینگ است. او که اکنون در سومین دوره ریاستجمهوری خود قرار دارد، به دنبال تثبیت میراثی فراتر از رهبران پیشین و همتراز با مائو زدونگ است. الحاق تایوان، رکن اصلی این میراث محسوب میشود. از سوی دیگر، انتخابات ریاستجمهوری تایوان در اوایل سال ۲۰۲۸، لحظه سوم را به حرکت درآورده است. پیروزی احتمالی دوباره حزب دموکراتیک پیشرو (DPP) که گرایشی جداییطلبانه دارد، ممکن است پکن را به این نتیجه قطعی برساند که راههای مسالمتآمیز برای اتحاد کاملاً مسدود شده است و تنها گزینه باقیمانده، اعمال زور است.
رقابت تسلیحاتی با ایالات متحده نیز عامل شتابدهنده دیگری است. چین در حال حاضر در حوزه موشکهای هایپرسونیک که تهدیدی جدی برای ناوهای هواپیمابر آمریکایی محسوب میشوند، برتری دارد. از آنجا که سامانههای دفاعی آمریکا برای مقابله با این تهدید احتمالاً تا سال ۲۰۲۹ به بهرهبرداری کامل نمیرسند، بازه زمانی سال ۲۰۲۷ فرصتی طلایی برای چین ایجاد میکند تا پیش از تغییر توازن قدرت به نفع واشنگتن، اقدام کند. علاوه بر این، انباشت ذخایر طلا و تلاش برای خودکفایی اقتصادی، نشان از آمادگی پکن برای مقابله با تحریمهای احتمالی غرب دارد.
برای اسرائیل، این بحران فراتر از یک درگیری دوردست است. هرگونه تنش نظامی در تنگه تایوان میتواند منجر به اختلال گسترده در زنجیره تأمین جهانی، بهویژه در بازار نیمهرساناها شود، اما خطر بزرگتر برای تلآویو، تغییر تمرکز راهبردی ایالات متحده از غرب آسیا به شرق آسیاست. در صورت وقوع جنگ، واشنگتن منابع نظامی و اطلاعاتی خود را بهسمت اقیانوس آرام گسیل خواهد کرد که این امر میتواند خلأ امنیتی در برابر تهدیدات منطقهای اسرائیل ایجاد کند. همچنین، فشار واشنگتن بر تلآویو برای اتخاذ موضع صریح علیه چین، روابط تجاری گسترده اسرائیل با پکن را در معرض خطر قرار خواهد داد.
اسرائیل باید از هماکنون برای این سناریو آماده شود. تقویت استقلال نظامی، تأمین ذخایر راهبردی مهمات و قطعات یدکی و تدوین یک سیاست خارجی منعطف که بتواند میان وفاداری به متحد اصلی (آمریکا) و حفظ منافع اقتصادی با چین توازن برقرار کند، از ضرورتهای حیاتی است. درسهای آموخته شده از جنگ اوکراین و وقایع هفتم اکتبر نشان میدهد که آمادگی برای سناریوهای بهظاهر دور، تنها راه بقا در نظم نوین جهانی است که در آن «زمان» به نفع آرامش کنونی در حرکت نیست./ منبع



