ژئوپلیتیک داروین استرالیا و نقش چین
بهگزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «ژئوپلیتیک داروین استرالیا و نقش چین» که بهقلم جیمز هولمز (James Holmes)، در نشنال اینترست (National Interest)، منتشر شده است، استدلال میکند که کنترل چین بر بندر داروین تهدیدی برای امنیت استرالیا و متحدانش است و بازپسگیری آن توسط دولت استرالیا و همچنین انتقال کنترل کانال پاناما از شرکتهای چینی به منافع آمریکا، برای حفظ زنجیره قدرت دریایی حیاتی است. در ادامه چکیده این مقاله را میخوانید.
آنتونی آلبانیز، نخستوزیر استرالیا، به وعده انتخاباتی خود برای بازپسگیری بندر داروین در قلمرو شمالی از کنترل چین عمل میکند. شرکت چینی لندبریج از سال ۲۰۱۵ این بندر را تحت اجاره ۹۹ساله اداره کرده است. هفته گذشته، شرکت آمریکایی سربروس برای اجاره بندر از کانبرا ابراز علاقه کرد. آلبانیز به دلایل امنیت ملی، اجاره را فسخ کرد. واگذاری بندر داروین به چین فرصتی طلایی برای پکن فراهم میکند تا برای استرالیا و متحدانش مشکل ایجاد کند.
بندر داروین از نظر استراتژیک حیاتی است و با معیارهای آلفرد تایر ماهان -یعنی موقعیت جغرافیایی، استحکام دفاعی و منابع- ارزیابی میشود. داروین شمالیترین بندر بزرگ استرالیاست؛ جایی نزدیک به دریای چین جنوبی و در امتداد زنجیره جزایر اول آسیا، از ژاپن تا تنگه مالاکا. این موقعیت به نیروهای دریایی امکان حرکت افقی برای مسدود کردن دسترسی چین به این زنجیره و دسترسی عمودی به دریای چین جنوبی را میدهد. تنگههای سوندا و لومبوک، جایگزینهای تنگه مالاکا، در دسترس دارویناند. بندر از نظر منابع برای پشتیبانی از نیروهای دریایی کافی است. حدود ۲۵۰۰ تفنگدار دریایی آمریکا سالانه در داروین مستقر میشوند تا تاکتیکهای جلوگیری از دسترسی را تمرین کنند و به متحدان، مانند فیلیپین، در برابر تجاوزات خاکستری چین کمک کنند. زیردریاییهای تهاجمی نیروی دریایی آمریکا، مانند یواساس مینهسوتا، نیز از بندر بازدید میکنند.
کنترل چین بر داروین امکان جمعآوری اطلاعات درباره فعالیتهای نیروهای استرالیا و متحدان، ارزیابی قابلیتها، تاکتیکها، و رویهها، و آمادهسازی ارتش آزادیبخش خلق (PLA) برای رویارویی را فراهم میکند. در زمان جنگ، اپراتورهای چینی ممکن است حرکات یا تأمین نیروهای متحد را مختل کنند. در چین، هیچ توافقی با شرکتها بیسیاست نیست؛ قانون داخلی شرکتها را ملزم به تبعیت از حزب کمونیست در مسائل امنیت ملی میکند. شرکتها ابزار ژئوپلیتیک پکناند و حزب کمونیست و ارتش چین این سلاح را بیوقفه به کار میگیرند. تصمیم آلبانیز برای بازپسگیری بندر ستودنی است.
کانال پاناما که تا همین اواخر توسط شرکت هنگکنگی CK Hutchison اداره میشد، در زمستان گذشته از سوی دولت ترامپ مجبور شد اجاره را به کنسرسیومی شامل بلکراک واگذار کند و هنوز در انتظار تأیید دولت پاناماست. کانال پاناما از داروین حیاتیتر است، زیرا جایگزینهای عملی -مسیر شمالغرب از آلاسکا و کانادا یا دماغه هورن در جنوب آمریکا- غیر قابل اجرا یا پرهزینهاند. حفر کانال، جغرافیای دریایی نیمکره غربی را بازنویسی کرد، بنادر شرق آمریکا را به آسیا نزدیکتر کرد، تجارت را رقابتیتر نمود، و به نیروی دریایی آمریکا امکان جابهجایی سریع نیروها بین اقیانوسها داد. کنترل چین بر کانال میتواند این مزیت را از بین ببرد.
طبق نظریه آلفرد ماهان، قدرت دریایی زنجیرهای از تولید داخلی، بنادر داخلی، و بنادر خارجی است. واگذاری بنادر به چین، به پکن امکان قطع این زنجیره را میدهد. بنابراین قدرت دادن به یک رقیب، ویرانی به دنبال دارد. آلبانیز و ترامپ با دور کردن چین از داروین و پاناما، عاقلانه عمل کردند. من امیدوارم دیگر رهبران جهان نیز کنترل بنادرشان را از چین بازپس گیرند تا زنجیره قدرت دریایی حفظ شود. /منبع



