آسیاداخلینظام بین‌الملل و نهادها

سازمان شانگهای به نام ایران به کام ترکیه

دیپلماسی اردوغان در شانگهای یک بهره‌گیری هوشمندانه از بازی قدرت شرق و غرب است

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با ‌عنوان «سازمان شانگهای به نام ایران، به کام ترکیه» به قلم اسلام ذوالقدر در دیپلماسی ایرانی منتشر شده است. نویسنده با بررسی تطبیقی سیاست‌گذاری خارجی ایران و ترکیه، معتقد است هنر دیپلماسی رجب طیب اردوغان در تعامل هم‌زمان با شرق و غرب، موقعیتی برتر برای ترکیه در سازمان شانگهای رقم زده، در حالی‌که ایران با وجود عضویت رسمی در این سازمان، از منافع اقتصادی آن بی‌بهره مانده است. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

سیاستگذاری خارجی در جهان امروز به‌مثابه بازی پیچیده‌ای از قدرت است که نیازمند دانش و هنر دیپلماسی برای تعیین جایگاه هر کشور در نظام بین‌الملل محسوب می‌شود. در این چارچوب، ترکیه در دو دهه اخیر الگویی از سیاست خارجی را طراحی کرده که مبتنی بر انگاره برتری‌طلبی و گسترش‌گرایی رجب طیب اردوغان است. این الگو با تلفیق اندیشه‌ عمق راهبردی احمد داووداوغلو و نیرنگ سیاستگذاری شخص اردوغان شکل گرفته و توانسته ترکیه را به بازیگری فعال و اثرگذار در روابط چندقطبی جهان تبدیل کند. اردوغان با بهره‌گیری از مفهوم «قرن ترکیه» و انگاره‌ «ترکیه بزرگ»، رویکردی دوگانه میان شرق و غرب ایجاد کرده است؛ رویکردی که مبتنی بر سازگاری با تحولات نظم جهانی و تعامل هم‌زمان با بلوک‌های متضاد قدرت، از جمله ناتو در غرب و سازمان‌های ضدغربی نظیر شانگهای و بریکس در شرق است. این سیاست دوگانه زمینه‌ تداوم بقای ترکیه در نظام جهانی را فراهم کرده و فرصت‌هایی را برای بهره‌برداری اقتصادی و راهبردی از هر دو جناح به وجود آورده است.

در مقابل، سیاست خارجی ایران طی دو دهه اخیر از عنصر هنر دیپلماسی تهی شده و به‌دلیل تمرکز صرف بر روابط با شرق و دوری از محور غرب، نتوانسته از سازمان‌هایی چون شانگهای و بریکس منافع ملموس و متناسبی به‌دست آورد. از این‌رو منابع و ظرفیت‌های راهبردی ایران در تعاملات منطقه‌ای و جهانی، به‌طور غیرمستقیم به‌سود رقبایی نظیر ترکیه منتقل شده است. در این میان، سازمان همکاری شانگهای صحنه‌ بارزی برای مقایسه‌ کارایی دو رویکرد دیپلماتیک ایران و ترکیه است؛ جایی که ترکیه برخلاف ایران با بهره‌گیری از هوش سیاسی و انعطاف راهبردی، توانسته موقعیتی برتر کسب کند. ترکیه هم‌زمان عضو فعال سازمان نظامی ناتو و شریک گفت‌وگو در سازمان‌های اقتصادمحور شرق است، در حالی که ایران با وجود عضویت رسمی، از دسترسی مؤثر به منافع اقتصادی این سازمان‌ها محروم مانده است.

پویایی سیاست ترکیه حاصل تلفیق تعامل با غرب و بهره‌برداری از فرصت‌های شرق است. خرید سامانه پدافند روسی اس۴۰۰ و جنگنده آمریکایی اف۳۵  نمونه‌ای از این دوگانگی عملی است که انعطاف دیپلماسی اردوغان را نشان می‌دهد. این سیاست سبب شده ترکیه در چارچوب «نیرنگ دیپلماتیک» جایگاهی ویژه در مناسبات قدرت جهانی بیابد، در حالی که ایران به‌رغم پایبندی به محور شرق، هنوز استانداردهای لازم برای تأمین منافع راهبردی خود را به‌دست نیاورده است. تقابل میان «دانش سیاستگذاری» و «هنر دیپلماسی» اکنون به نقطه‌ای رسیده که هنر، بر دانش پیشی گرفته است؛ مصداقی از همان مفهوم قدیمی «هنر جنگ» سان تزو که در جهان سیاست امروز، به شکل هنر مذاکره و تعامل جلوه‌گر شده است.

اجلاس شانگهای در تیانجین چین نماد تحول نظم جهانی و نمایش پیوند امنیت و اقتصاد در شرق جدید است. حضور فعال اردوغان در دیدار با رهبران این سازمان و عدم شرکت او در رژه ارتش چین، جلوه‌ای از ظرافت دیپلماسی ترکیه و مدیریت هوشمندانه‌ موقعیت‌های چندگانه محسوب می‌شود. در سوی دیگر، جایگاه کم‌رنگ ایران در همان نشست‌ها، حکایت از تراژدی دیپلماسی ایرانی دارد؛ وضعیتی که هزینه‌های سنگین همراهی با شرق و کمبود دستاوردهای اقتصادی را برجسته می‌کند. در نتیجه، سازمان شانگهای که از نظر ساختار و ماموریت می‌توانست فرصتی برای تقویت موقعیت ایران در منطقه باشد، عملاً به محملی بدل شده که منافع اقتصادی و سیاسی آن بیش از همه نصیب ترکیه شده است. بدین‌سان، هزینه‌های امنیتی و سیاسی همراهی ایران با شرق در برابر منافع اقتصادی ترکیه در چارچوب همان بازی قدرت جهانی قرار گرفته است، جایی که هنر سیاست و دیپلماسی اردوغان، سازمان شانگهای را به نام ایران اما به کام ترکیه رقم زده است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا