آسیاآفریقاآمریکااروپاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

سازمان ملل برای بقا باید مقرش را از آمریکا خارج کند

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «سازمان ملل برای بقا باید مقرش را از آمریکا خارج کند» به قلم کارل بیلت (Carl Bildt) در پراجکت سندیکیت (Project Syndicate) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی چالش‌های بنیادین سازمان ملل در شرایط کنونی و محدودیت‌های عملکردی آن به‌دلیل اختلافات میان قدرت‌های بزرگ و کاهش حمایت مالی آمریکا می‌پردازد و ضرورت تغییر ساختاری و احتمال جابجایی مقر سازمان را برای تضمین بقا مطرح می‌کند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.


مجمع عمومی سازمان ملل هر سال فرصتی است برای بررسی وضعیت جهان و امسال، در هشتادمین سالگرد تأسیس این سازمان، فرصتی برای ارزیابی وضعیت خود سازمان نیز فراهم شد. سازمان ملل با وجود افزایش تقاضا برای فعالیت‌هایش، توانایی عملیاتی آن به‌شدت کاهش یافته است. شورای امنیت، جایی که چین، روسیه و ایالات متحده حق وتو دارند، درگیری دائمی بر سر مسائل مختلف دارد و این مانع از پیشرفت سایر بخش‌های سازمان می‌شود. در غرب آسیا، سازمان ملل نقش مرکزی در حل‌وفصل اختلافات و صلح‌سازی داشته و عملیات صلح‌بانی و کمک‌های بشردوستانه، به‌ویژه برای پناهندگان فلسطینی، جان بسیاری را نجات داده است. با وجود این، در سال‌های اخیر سازمان به حاشیه رانده شده و گروه چهارگانه شامل سازمان ملل، ایالات متحده، اتحادیه اروپا و روسیه دیگر اثری ندارد و بسیاری از عملیات سازمان مستقیماً با مانع‌تراشی اسرائیل مواجه شده است. دولت اسرائیل فعالیت‌های آژانس کمک به پناهندگان فلسطینی (UNRWA) را زیر سؤال می‌برد و به‌طور مداوم مانع انجام آن می‌شود.

پیش از حمله حماس در روز ۷ اکتبر ۲۰۲۳، سازمان ملل نقش مهمی در حفظ ثبات نسبی نوار غزه داشت. با وجود اختلافات داخلی فلسطینیان، به‌ویژه پس از به قدرت رسیدن حماس در سال ۲۰۰۶، سازمان توانست نیازهای اساسی حدود دو میلیون نفر ساکن غزه را تأمین کند. اما اکنون اسرائیل تقریباً تمامی اقدامات سازمان را زیر سؤال برده یا مورد حمله قرار داده و این کار بدون حمایت ضمنی آمریکا ممکن نبود. در این میان، ایالات متحده، به‌ویژه در دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، به‌طور گسترده اقدامات دولت اسرائیل را پذیرفته است.

سازمان ملل همچنین در پاسخ به بحران‌ها در سودان جنوبی و سودان با مشکلات جدی روبه‌رو بوده و جنگ داخلی و وضعیت نیمه‌ناکام این کشورها ادامه دارد. از جدایی کاتانگا در دهه ۱۹۶۰ تا عملیات صلح اخیر در شمال‌شرق کنگو، آفریقای مرکزی همچنان یکی از اولویت‌های صلح‌بانی سازمان است. بحران‌ها در نقاط مختلف جهان از جمله غزه، سودان، جمهوری دموکراتیک کنگو، هائیتی، میانمار و افغانستان نیازمند مشارکت سازمان ملل است، اما تمرکز قدرت‌های بزرگ بر منازعات خود و کاهش حمایت مالی آمریکا چشم‌انداز روشنی برای سازمان ایجاد نمی‌کند.

ایالات متحده حدود ۲۵ درصد بودجه سازمان را تأمین می‌کند، اما پرداخت‌های خود را متوقف کرده و سهم بزرگی از تأمین مالی داوطلبانه فعالیت‌های بشردوستانه نیز کاهش یافته است. چین، دومین کمک‌کننده بزرگ مالی سازمان، نیز در پرداخت‌ها عقب است. وضعیت مالی سازمان ملل به‌شدت بحرانی است و دبیرکل سازمان هشدار داده که کارکنان ممکن است یک‌پنجم کاهش یابند. روحیه کارکنان پایین و چشم‌انداز بهبود محدود است. صحبت‌های اخیر ترامپ در مجمع عمومی نشان داد که دید مثبتی نسبت به سازمان ندارد و تنها نقشی که برای آن متصور است، کمک به کسب جایزه صلح نوبل برای خود است. بررسی مجدد تعهدات چندجانبه آمریکا نیز احتمالاً خبرهای ناخوشایند بیشتری به همراه خواهد داشت.

با وجود نیاز مداوم به سازمان ملل، توانایی آن برای ایفای نقش کاهش یافته است. کاهش اهداف و قابلیت‌ها، و احتمالاً جابجایی مقر سازمان به کشوری دوستانه‌تر، ضروری به نظر می‌رسد. پایان دوره دبیرکل آنتونیو گوترش در سال ۲۰۲۶، فرصتی برای بحث در مورد تضمین بقا و تغییرات ساختاری سازمان است. نقل مکان مقر از آمریکا ممکن است بسیاری از جنبه‌ها را تغییر دهد، اما به‌نظر می‌رسد تنها راه بقای سازمان باشد. همان‌طور که داگ همارشولد (دومین دبیرکل سازمان ملل) گفته، سازمان برای رساندن به بهشت ایجاد نشده، بلکه برای جلوگیری از جهنم است و این مأموریت همچنان اهمیت خود را حفظ کرده است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا