آسیاآمریکاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

نشست ترامپ-شی: نقطه عطف راهبردی در رقابت آمریکا و چین

آنچه آشکار شده است این است که ایالات متحده به کشورهای دیگر نیاز دارد تا با برنامه‌های آن موافقت کنند و به اجرای آن‌ها کمک کنند، در حالی که چین به اندازه کافی قوی است که به‌تنهایی عمل کند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «نشست ترامپ-شی: نقطه عطف راهبردی در رقابت آمریکا و چین» به قلم وینستون موک (Winston Mok) در ساوت چاینا مورنینگ پست (South China Morning Post)  منتشر شده است. این مقاله به تحلیل آتش‌بس تجاری اخیر میان شی جین‌پینگ و دونالد ترامپ در حاشیه نشست اَپک (APEC) در بوسان کره جنوبی می‌پردازد. نویسنده استدلال می‌کند که اگرچه آمریکا با اعمال تعرفه‌های جدید و رساندن میانگین تعرفه‌ها به ۴۷ درصد، از دستیابی به یک پیروزی تاکتیکی خرسند شد و چین نیز امتیازات محدودی (نظیر ازسرگیری خرید سویا و کاهش محدودیت صادرات عناصر کمیاب) اعطا کرد، اما این توافق نشان‌دهنده یک نقطه عطف راهبردی است. دلیل آن این است که آمریکا برای کسب اهرم فشار به هماهنگی با متحدان نیاز دارد، در حالی که چین می‌تواند اهرم فشار خود (مانند سلطه بر فرآوری عناصر کمیاب و پیشرفت در نیمه‌رسانا‌ها) را به‌تنهایی حفظ و تقویت کند. این تفاوت بنیادین، پیشگام تغییر موازنه قدرت به‌نفع چین است.

در اواخر ماه گذشته، شی جین‌پینگ و دونالد ترامپ در حاشیه نشست اَپک در بوسان، به یک آتش‌بس تجاری دست یافتند. دولت فعلی ترامپ تعرفه‌های جدیدی را در حدود ۲۰ درصد بر چین وضع کرد که میانگین تعرفه‌ها بر محصولات چینی را به رقم قابل توجه ۴۷ درصد رساند، اگرچه تعرفه بر جریان فنتانیل به آمریکا را کاهش داد. با وجود اینکه چین در حال حاضر بالاترین تعرفه‌های جهانی را برای ورود به بازار آمریکا تحمل می‌کند و هنوز از خرید پیشرفته‌ترین چیپ‌های واحد پردازش گرافیکی (GPU) برای هوش مصنوعی و حفظ مالکیت کامل تیک‌تاک محروم است، پکن با امتیازات محدودی موافقت کرد (از جمله ازسرگیری خرید سویا) تا از تشدید بیشتر تنش‌ها جلوگیری کند. در مقابل، آمریکا نیز از برخی از اقدامات مهارکننده خود عقب‌نشینی کرد. در حالی که آمریکا این توافق را یک پیروزی تاکتیکی در جنگ تجاری می‌داند، این رویداد در واقع یک نقطه عطف راهبردی در رقابت دو قدرت بزرگ است.

انتخاب چین برای ایستادگی و پذیرش تعرفه‌های بالا، در حالی که از تشدید بیشتر تنش جلوگیری می‌کند، ممکن است ناشی از آگاهی پکن نسبت به ماهیت متزلزل ابزار تعرفه‌ای ترامپ باشد. مصرف‌کنندگان و کسب‌وکارهای آمریکایی متحمل بیشتر هزینه‌های تعرفه‌ای می‌شوند، و ترامپ به‌دلیل تأثیر تعرفه‌ها بر هزینه‌های زندگی با فشار سیاسی مواجه است (همانطور که در شکست‌های اخیر جمهوری‌خواهان در انتخابات ایالتی و محلی دیده شد). در حالی که این توافق در بوسان صرفاً یک آتش‌بس تاکتیکی است و رقابت قدرت بزرگ در زیر سطح ادامه خواهد یافت، اما اهرم‌های بلندمدت همچنان در دست چین باقی است.

تفاوت بنیادین میان دو کشور در نحوه استفاده از اهرم فشار نهفته است. ایالات متحده برای تغییر توازن قدرت و اجرای اقدامات مهارکننده خود، نیازمند هماهنگی و همکاری با متحدانش است و بدون این پشتیبانی خارجی، نمی‌تواند کفه ترازو را به‌نفع خود سنگین کند. در مقابل، چین می‌تواند اهرم فشار خود را به‌تنهایی حفظ و تقویت کند. پکن به‌طور منحصربه‌فردی بر فرآوری عناصر کمیاب و فناوری و دانش فنی مرتبط با آن سلطه دارد، که برای صنایع دفاعی و خودروسازی اروپا حیاتی است (و چین مکث در کنترل‌های صادراتی عناصر کمیاب را به اتحادیه اروپا نیز گسترش داده است). چین در تلاش است تا ائتلاف غربی در مهار فناوری (به ویژه در مورد نیمه‌رسانا‌ها) را بشکند و در این زمینه پیشرفت ثابتی داشته است. این نشان می‌دهد که در حالی که آمریکا در تلاش برای تضمین منابع جایگزین و هماهنگی با متحدان است (پس از دوره‌ای از تخاصم با تعرفه‌های جهانی)، چین به‌طور پیوسته در حال کاهش اهرم فشار رقیب است.

نشست سال آینده اَپک در شنژن چین، احتمالاً نشانگر روشنی از جابه‌جایی جزر و مد در موازنه قدرت آمریکا و چین خواهد بود. موفقیت چین در تبدیل شرکت‌های مستقر در شنژن به رهبران جهانی فناوری، پیشگام چیزی است که نشست بوسان تنها به‌طور مبهم آن را پیش‌بینی کرد: تغییر پایدار موازنه قدرت به‌نفع پکن./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا