آسیاداخلیسیاست داخلی و جامعه

پاکستانی‌های سرگردان؛ ثمره تلخ تجزیه هند

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «پاکستانی‌های سرگردان؛ ثمره تلخ تجزیه هند» به قلم محمدامین کریمی، در موسسه مطالعات ایران و اوراسیا منتشر شده است. این یادداشت با مروری تاریخی بر فرایند تجزیه شبه‌قاره هند و پیامدهای آن، به سرگذشت مسلمانان بیهاری می‌پردازد که پس از استقلال بنگلادش در میان سه کشور هند، بنگلادش و پاکستان سرگردان ماندند. نویسنده با نگاهی مستند، این وضعیت را نماد تداوم بحران هویت و قومیت در جنوب آسیا معرفی می‌کند. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.


پس از تجزیه هند در سال ۱۹۴۷ و تشکیل کشور تازه‌تأسیس پاکستان، مهاجرت‌های گسترده مسلمانان از هند به دو بخش پاکستان شرقی و غربی آغاز شد، اما بی‌توجهی به پراکندگی جمعیتی و تنوع فرهنگی به بروز بحران‌های قومی و مذهبی انجامید. مسلمانان ایالت بیهار از نخستین قربانیان این روند بودند که در سال ۱۹۴۶ هدف حملات شدید هندوها قرار گرفتند و برای نجات جان خود به بنگال شرقی مهاجرت کردند. پس از تشکیل پاکستان، آنان به‌عنوان گروهی مجزا با هویت اسلامی و زبانی خاص در مناطق سند و بنگلادش کنونی ساکن شدند اما در جامعه‌های میزبان ادغام نشدند. در سال ۱۹۷۱، همزمان با جدایی پاکستان شرقی و تشکیل کشور بنگلادش به رهبری مجیب‌الرحمن و حمایت ایندیرا گاندی، بیهاری‌ها که از حامیان ارتش پاکستان بودند، در معرض انتقام ارتش آزادی‌بخش بنگلادش قرار گرفتند. در جریان خشونت‌ها و پاکسازی‌های قومی، حدود پانصد هزار نفر از آنان کشته شدند، سیصد هزار نفر به هند بازگشتند و پانصد هزار نفر به‌تدریج به پاکستان مهاجرت کردند. حدود دویست هزار نفر نیز در اردوگاه‌های موقت بنگلادش باقی ماندند و به مرور از جامعه طرد شدند.

پس از به‌رسمیت‌شناختن بنگلادش در سال ۱۹۷۴، دولت پاکستان تنها بخشی از بیهاری‌ها را پذیرفت و سایرین را به تبعیت از دولت جدید بنگلادش واداشت. این جمعیت که خود را پیرو نظریه دوملتی و از پایه‌گذاران ایدئولوژیک پاکستان می‌دانستند، همچنان به حقوق برابر با دیگر مسلمانان پاکستانی باور داشتند، اما به‌دلیل سابقه همکاری با ارتش پاکستان، در بنگلادش به‌عنوان تهدیدی امنیتی شناخته شدند. تا امروز بخشی از آنان بدون تابعیت رسمی و محروم از حقوق اولیه در بنگلادش زندگی می‌کنند و نه امکان بازگشت به هند دارند و نه راهی قطعی برای ورود به پاکستان.

در دهه ۱۹۹۰، با توافق‌نامه‌ای میان گروه مهاجران و دولت پاکستان، تعدادی از این آوارگان در پنجاب اسکان یافتند، ولی مخالفت اقوام بومی، به‌ویژه در سند، روند پذیرش آنان را دشوار کرد. دولت پاکستان از اعطای کارت ملی و تابعیت به بسیاری از آنان خودداری کرد، درحالی‌که از حضور آنان در معادلات سیاسی داخلی برای ایجاد توازن با جریان‌های قومی مخالف بهره می‌گرفت.

در دوره نخست‌وزیری نواز شریف، بیهاری‌ها گاه به‌عنوان شهروند پذیرفته و گاه طرد می‌شدند و سیاست دولت نسبت به آنان تابع توازن‌های سیاسی بود. سندی‌ها این رفتار را تلاشی برای مقابله با احزاب محلی دانستند، زیرا بیم داشتند که پذیرش گسترده پناهندگان ترکیب قومی سند را تغییر دهد. در فضای بی‌ثبات سیاسی پاکستان، بیهاری‌ها به ابزاری سیاسی تبدیل شدند که دولت‌ها از آن در نزاع‌های داخلی بهره‌برداری می‌کردند. بسیاری از آنان هویت خود را میان سه کشور از دست دادند و اکنون نیز به‌عنوان قومی بی‌وطن در وضعیت نامشخصی به‌سر می‌برند. آنان که روزگاری در رؤیای سرزمین اسلامی متحد به‌سوی پاکستان حرکت کردند، سرانجام در مرزهای تقسیم‌شده شبه‌قاره گرفتار ماندند. در بنگلادش از حقوق اجتماعی محروم، در پاکستان با موانع قانونی و قومی روبه‌رو هستند و در هند به حاشیه رانده شده‌اند. سرنوشت بیهاری‌ها نمایانگر استمرار گسست فرهنگی و قومی در جنوب آسیا است که از زمان خط‌کشی‌های استعماری لرد مونت‌باتن تا کنون ادامه یافته است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا