آنچه چین نمیخواهد
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «آنچه چین نمیخواهد» به قلم دیوید سی. کانگ (David C. Kang)، جکی اس. اچ. وونگ (Jackie S. H. Wong) و زینوبیا تی. چان (Zenobia T. Chan) در فارن افرز (Foreign Affairs) منتشر شده است. این مقاله به بررسی اهداف واقعی چین در سیاست خارجی و نقد برداشت نادرست واشنگتن از این کشور میپردازد؛ جایی که بسیاری از سیاستگذاران آمریکایی چین را تهدیدی بازنگر و نیتدار برای کنارزدن ایالات متحده تصور میکنند، در حالی که واقعیت اهداف چین محدودتر و داخلیتر است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
در واشنگتن این تصور رایج وجود دارد که چین قصد دارد ایالات متحده را بهعنوان قدرت برتر جهانی کنار بزند و قلمروی خود را گسترش دهد. این باور در میان دموکراتها و جمهوریخواهان پذیرفته شده و سیاستهای آمریکا، از بازدارندگی نظامی تا جداسازی اقتصادی، بر پایه این برداشت شکل گرفته است. اما بررسی مواضع رسمی و سخنرانیهای رهبران چین نشان میدهد که این کشور قدرتی حامی وضعیت موجود و با اهداف محدود است و نه یک کشور بازنگر جهانی. چین تمرکز خود را بر ثبات داخلی، حفظ تمامیت سرزمینی، امنیت حزب کمونیست و توسعه اقتصادی و اجتماعی گذاشته است و علاقهای به تصرف یا حمله به کشورهای دیگر ندارد.
چین در عرصه بینالمللی برای افزایش نفوذ و رشد اقتصادی تلاش میکند، اما این اقدامات بیشتر برای تضمین امنیت داخلی و مشروعیت حکومت است. برنامههایی مانند ابتکار کمربند و جاده برای بهرهگیری از نفوذ اقتصادی و جلب حمایت بینالمللی از ادعاهای سرزمینی چین، بهویژه درباره تایوان، طراحی شدهاند و نه برای گسترش مدل حکمرانی چین یا ارزشهای آن. رهبران چین هرگز هدفی برای جایگزینی ایالات متحده یا اعمال هژمونی جهانی بیان نکردهاند و تأکیدشان بر همکاری چندجانبه و مدیریت اختلافات است.
تاریخچه ادعاهای سرزمینی چین نیز نشان میدهد که تمرکز این کشور بر حفظ تمامیت تاریخی و مشروعیت داخلی است. تایوان، هنگکنگ، ماکائو، تبت و سینکیانگ موضوعاتی هستند که ریشههای تاریخی و ملی دارند و نه صرفاً منافع اقتصادی یا موقعیت راهبردی جدید. حتی ادعاهای دریایی در شرق و جنوب چین با سابقهای کوتاهتر و قابل مذاکره هستند، و چین در گذشته حاضر به سازش و حل اختلافات مرزی با همسایگان خود بوده است؛ از جمله ویتنام و کره شمالی.
بهدلیل برداشت نادرست واشنگتن از اهداف چین، سیاستهای آمریکا که بر بازدارندگی نظامی و انزواسازی چین تمرکز دارند، غیرکارآمد و تحریکآمیز است. این راهبردها منابع را هدر میدهند و احتمال تشدید تنشها را افزایش میدهند، در حالی که بسیاری از مسائل عمده با دیپلماسی و همکاری اقتصادی، تکنولوژیک و زیستمحیطی قابل مدیریت هستند. حفظ وضعیت موجود در تایوان بهترین راهکار است، زیرا ادعاهای چین تاریخی و ایدئولوژیک است و نه صرفاً راهبردی.
آمریکا باید چین را همانطور که هست ببیند، نه آنطور که تصور میکند. رقابت سالم اقتصادی، تکنولوژیک و علمی میتواند مفید باشد، اما تمرکز بیش از حد بر جنگ و تهدید نظامی به روابط دوجانبه و امنیت منطقهای آسیب میزند./ منبع



