آسیاامنیت و دفاعخارجی

هدف پاکستان و عربستان از شراکت چیست؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «هدف پاکستان و عربستان از شراکت چیست؟» نوشته‌ ضیاءالحق طنین (Ziaulhaq Tanin) در گلوبال سکیوریتی ریویو (Global Security Review) منتشر شده است. این مقاله به بررسی ابعاد راهبردی، اهداف پنهان و پیامدهای منطقه‌ای و جهانی توافق اخیر میان پاکستان و عربستان می‌پردازد و نشان می‌دهد که این همکاری نه صرفاً یک پیمان نظامی، بلکه تلاشی برای بازتعریف توازن قدرت و استقلال راهبردی در غرب‌آسیا است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.


توافق تازه میان پاکستان و عربستان فراتر از رزمایش‌های نظامی و تبادل اطلاعات، بازتابی از واقعیت‌های پیچیده منطقه و اولویت‌های متفاوت دو کشور است. عربستان در پی تقویت استقلال راهبردی، ارتقای توان اطلاعاتی و مدیریت تهدیدات، بدون اتکا به قدرت‌های خارجی است، در حالی که پاکستان به‌دنبال نفوذ سیاسی، فرصت‌های اقتصادی و افزایش توان نظامی خود است. این توافق با وجود آن‌که مستقیماً علیه ایران، ترکیه یا اسرائیل تنظیم نشده، در پی ایجاد اهرم تعامل با رقبا و شکل‌دهی به توازن قدرت جدید است.

عربستان در شرایطی به این همکاری روی آورده که نیاز به بازدارندگی مستقل بیش از هر زمان احساس می‌شود. تهدیدهای فزاینده از سوی رقبای منطقه‌ای، بحران یمن، وابستگی تاریخی به آمریکا و نگرانی از ایران هسته‌ای، ریاض را به سمت یافتن چتر بازدارندگی مستقل سوق داده است. پاکستان با برخورداری از توان هسته‌ای و تجربه عملیاتی در محیط‌های پرتنش، شریک قابل اتکایی برای تحقق این هدف است. این همکاری پیامی آشکار به رقبا و قدرت‌های جهانی می‌فرستد مبنی بر عزم عربستان برای حفظ استقلال راهبردی خود.

در مقابل، پاکستان نیز از این توافق به‌منظور افزایش نفوذ منطقه‌ای و دسترسی به منابع اقتصادی و فناوری‌های پیشرفته بهره می‌گیرد. در کنار مزایای فوری، این همکاری جایگاه اسلام‌آباد را در معادلات امنیتی خلیج فارس و جنوب آسیا تثبیت می‌کند و ظرفیت استفاده از توان هسته‌ای و متعارف را به‌عنوان ابزار چانه‌زنی راهبردی فراهم می‌آورد.

محاسبات دو طرف در این توافق متقابل و سنجیده است: عربستان با بهره‌گیری از ظرفیت پاکستان به‌دنبال بازدارندگی هسته‌ای غیرمستقیم و مدیریت تهدیدات بدون نقض قواعد بین‌المللی است، در حالی که پاکستان نفوذ سیاسی و دسترسی به منابع راهبردی را تقویت می‌کند. این شراکت در عمل توازنی میان فرصت‌ها و مخاطرات برقرار کرده است.

در سطح پنهان، عربستان می‌کوشد بازدارندگی کنترل‌شده‌ای ایجاد کند که ضمن جلوگیری از واکنش‌های منفی، جایگاهش را در خلیج فارس و عرصه جهانی تثبیت کند. پاکستان نیز با بهره‌گیری از سرمایه‌گذاری‌ها و حمایت اقتصادی ریاض، فشارهای داخلی خود را کاهش داده و توان مالی برای مدیریت چالش‌های امنیتی و سیاسی را افزایش می‌دهد.

پیامدهای این توافق چندلایه است. در سطح منطقه‌ای، پیام هشدارآمیزی به ایران و هند دارد؛ ایران از احتمال نزدیکی نظامی ریاض و اسلام‌آباد نگران می‌شود و هند بیم دارد که عربستان به سمت رقیب سنتی‌اش متمایل شود. امارات این توافق را عاملی برای کاهش نقش مستقل امنیتی خود می‌داند و ترکیه آن را تهدیدی برای جایگاه رهبری‌اش در جهان اهل سنت تلقی می‌کند. هم‌زمان، غرب با پروژه‌هایی مانند کریدور اقتصادی هند-غرب‌آسیا-اروپا با چالشی جدید روبه‌رو می‌شود، زیرا عربستان دیگر امنیت خود را منحصراً در چارچوب غرب تعریف نمی‌کند.

در سطح جهانی، آمریکا از کاهش نفوذ مستقیم خود نگران است، در حالی که چین این توافق را فرصتی برای تعمیق پیوندهای اقتصادی و راهبردی از مسیر ابتکار کمربند و جاده می‌بیند.

با وجود اهمیت راهبردی، اجرای توافق با چالش‌هایی چون حساسیت بعد هسته‌ای، بی‌ثباتی سیاسی پاکستان و تغییرات در ساختار تصمیم‌گیری عربستان روبه‌روست. با این حال، تأکید بر بعد دفاعی و اصل «حمله به یکی، حمله به هر دو» نشان می‌دهد که هدف اصلی ایجاد بازدارندگی مشترک و مهار مخاطرات است.

در نهایت، مسیر محتمل آینده، حفظ همکاری در سطح رزمایش‌ها، تبادل اطلاعات و بازدارندگی محتاطانه است؛ مدلی که امنیت نسبی و نفوذ منطقه‌ای را تأمین می‌کند و ظرفیت گسترش همکاری راهبردی در آینده را نیز باز می‌گذارد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا