پنج افسانه درباره رقابت هوش مصنوعی آمریکا و چین
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «پنج افسانه درباره رقابت هوش مصنوعی آمریکا و چین» نوشتهی کریگ سینگلتون (Craig Singleton) و جک برنهام (Jack Burnham) در بنیاد دفاع از دموکراسیها (Foundation for Defense of Democracies) منتشر شده است. برخلاف تصورات رایج، کنترلهای صادراتی آمریکا نهتنها مانع پیشرفت چین نمیشوند بلکه با ایجاد نقاط گلوگاهی، هزینهها و زمانبندی، توسعه فناوری هوش مصنوعی چین را بهشدت افزایش داده و مزیت نسبی آمریکا را حفظ میکنند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
برتری آمریکا در حوزه هوش مصنوعی با چالشی جدی از سوی شی جینپینگ مواجه است. رهبر چین بر «خودکفایی علمی و فناورانه در سطح بالا» تأکید کرده و این دستورالعمل از مدتها پیش در سیاستهای حزب کمونیست چین ریشه داشته است. از آنجا که چین در پی ادغام هوش مصنوعی پیشرفته در روند نوسازی نظامی است، واکنش درست آمریکا استفاده از کنترلهای صادراتی هدفمند برای محروم کردن پکن از این فناوریهاست. این کنترلها با تمرکز بر گلوگاههای فناورانه همچون تراشهها، شبکههای ارتباطی، حافظههای پیشرفته و دانش مدلسازی، هزینهها و زمان توسعه چین را افزایش داده و توانایی آن برای بهکارگیری سریع هوش مصنوعی را به تأخیر میاندازد.
با وجود روایتهایی مبنی بر ناکارآمدی یا خودزنی این سیاست، شواهد حتی در منابع چینی خلاف آن را نشان میدهند. برای رد این روایتها پنج افسانه بررسی میشود.
افسانه نخست آن است که «کنترلهای صادراتی تنها چین را به سمت توسعه صنعت نیمهرسانای داخلی سوق میدهد». در واقع، تلاش چین برای خودکفایی از سال ۲۰۱۴ آغاز شد و در برنامه «ساخت چین ۲۰۲۵» و برنامههای پنجساله تثبیت گردید. کنترلهای صادراتی آمریکا که پس از ۲۰۱۹ شکل گرفتند این روند را ایجاد نکردند، بلکه تحقق آن را دشوارتر ساختند، چراکه ابزار حیاتی مانند لیتوگرافی، حافظههای پهنباند و نرمافزارهای طراحی پیشرفته همچنان خارج از دسترس چین قرار دارند. نتیجه آن است که شرکتهای چینی به تراشههای ضعیفتر متکیاند و توان رقابت هزینهای با آمریکا را ندارند.
افسانه دوم میگوید «کنترلها مانع گسترش جهانی مدلهای هوش مصنوعی آمریکا میشوند». در عمل، این سیاست تنها دسترسی کاربران پرریسک مانند ارتش چین را محدود کرده است. شرکتهای آمریکایی همچون مایکروسافت، انویدیا، آلفابت و آمازون همچنان بازار جهانی و ظرفیت ابررایانهای را در دست دارند و مدلهای خود را از طریق پلتفرمها توزیع میکنند. بنابراین، کنترلها مانع انتشار جهانی هوش مصنوعی آمریکا نشده و صرفاً مسیر دسترسی را هدایت میکنند.
افسانه سوم آن است که «کنترلها نتوانستهاند توسعه مدلهای پیشرفته چین را متوقف کنند». هدف این سیاست حذف کامل نبوده، بلکه کندسازی و کوچکسازی روند چین بوده است. محدودیت اصلی چین اکنون ظرفیت محاسباتی است. نمونههایی چون شرکت دیپسیک ناچار به استفاده از ظرفیتهای پیشین انویدیا یا اجاره خارجی بودهاند و جایگزینهای داخلی همچون تراشههای هواوی از ضعفهای اساسی رنج میبرند. در غیاب ابزارهای لیتوگرافی فرابنفش و حافظههای پیشرفته، چین قادر به تولید یا بازتولید خوشههای عظیم نیست.
افسانه چهارم ادعا میکند که «چین با دورزدن کنترلها، آنها را بیاثر کرده است». هرچند بازار سیاه و قاچاق تراشه وجود دارد، اما عرضه نامنظم، گران و پرریسک بوده و امکان ساخت سیستمهای پایدار و بزرگمقیاس را نمیدهد. هدف این سیاستها مهر و موم کامل نیست، بلکه افزایش هزینه و زمان است و در این زمینه مؤثر بودهاند.
افسانه پنجم این است که «لغو کنترلها وابستگی چین به فناوری آمریکا را افزایش داده و اهرم فشار ایجاد میکند». در واقع، پکن بهدنبال «فناوری بومی و قابلکنترل» است و حتی با دسترسی محدود، از اتکا به آمریکا پرهیز دارد. لغو کنترلها تنها به انبارسازی، مهندسی معکوس و بومیسازی سریعتر منجر میشود و شکاف نوآوری را کاهش میدهد.
در مجموع کنترلهای صادراتی، حتی اگر کامل نباشند، کارآمدند؛ آنها توانایی چین را محدود کرده و مزیت آمریکا را حفظ میکنند./ منبع



