رویکردهای نوین آمریکا در اوراسیا و پیامدهای تنشهای فراآتلانتیک
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «رویکردهای نوین آمریکا در اوراسیا و پیامدهای تنشهای فراآتلانتیک» نوشته شایری مالهوترا (Shairee Malhotra) و الکسی زاخارووف (Aleksei Zakharov) در بنیاد آبزرور (Observer Research Foundation) منتشر شده است. این یادداشت تحلیلی، رویکردهای آمریکا در منطقه اوراسیا و تأثیر تنشهای فراآتلانتیک بر امنیت، اقتصاد و سیاست منطقهای را بررسی میکند و نشان میدهد که تعادل قدرت و همکاریهای چندجانبه در این پهنه جغرافیایی در حال بازتعریف است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
اوراسیا، پهنهای گسترده و پیچیده است که از سواحل آتلانتیک اروپا تا پهنههای اقیانوس آرام آسیا امتداد دارد و بهعنوان یک ابرقاره، مرزهای جغرافیایی آن همواره با واقعیتهای سیاسی و تلاشهای اقتصادی همخوانی ندارد. این منطقه با تنشها و گسستهای سیاسی و تأثیرات ایدئولوژیک، بهجای صرفاً یک قلمرو جغرافیایی، عرصهای رقابتی است که در آن منافع راهبردی، پیوندهای تاریخی و فرهنگی بهطور مداوم در تقابل قرار دارند. هویت اوراسیا، با تأکید بر تجربیات تاریخی مشترک و تنوع فرهنگی، از پارادایمهای غربی متمایز است و با فروپاشی اتحاد شوروی، حوزهای پسا-شوروی شکل گرفت که همچنان از نظر اقتصادی و فرهنگی پیوندهایی را حفظ میکند. مراکز آموزشی و ساختارهای دولتی در غرب، اغلب اروپا و اوراسیا را بهعنوان یک حوزه واحد تحت نظر دارند و این اتحاد ظاهری نشاندهنده پیوستگی نسبی این منطقه است.
با این حال، تمرکز تحلیلها معمولاً بر زیرمنطقههای خاصی مانند اروپا، روسیه، آسیای میانه و قفقاز جنوبی است که بهدلیل منابع، مسیرهای راهبردی و جمعیت متنوع، نقش مهمی در دینامیکهای جهانی ایفا میکنند. اتحاد فراآتلانتیک که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت، اکنون با فشارهای داخلی و خارجی روبهروست و شکافها در حوزههای نظامی، تجاری، فناوری و محیطزیست، بهویژه در اروپا، عمیق شده است. درخواست افزایش سهم دفاعی اروپا از دو به پنج درصد تولید ناخالص داخلی و فروش تسلیحات برای تقویت کمکهای اروپایی به مناطق درگیری، بیانگر تمرکز آمریکا بر تهدید روسیه و فشار بر متحدان اروپایی است. با وجود تلاشها برای همکاری، ابهامات و تغییرات سیاستهای نظامی، نگرانیهایی درباره قابلیت اتکا به رهبری آمریکا در امنیت اروپا ایجاد کرده است.
در حوزه تجارت، اختلافات همچنان برجسته است و اعمال تعرفههای سنگین بر واردات فلزات و خودروها و توافقات یکطرفه، محور تنشها را تشکیل میدهد. حاکمیت فناوری و قوانین دیجیتال در اروپا، همراه با اقدامات مقابلهای آمریکا، بر رقابتهای اقتصادی افزوده و مسیرهای توسعه دیجیتال و کنترل اطلاعات را دستخوش پیچیدگی کرده است. تفاوتهای زیستمحیطی نیز با گرایش اروپا به انرژیهای تجدیدپذیر و تمایل آمریکا به سوختهای فسیلی، همکاریها را محدود کرده است. همچنین، خروج از نهادهای فراملی، کاهش کمکها و تهدید به تحریمها، رویکرد ملیگرایانه و مقابله با انسجام بینالمللی را تقویت کرده است.
روابط با روسیه با نوساناتی همراه بوده است؛ مذاکرات و تعاملات دیپلماتیک فرصتهایی برای کاهش تنشها فراهم کرده اما اختلافات بر سر پیمانهای تسلیحاتی و مواضع دفاعی ادامه دارد. در مورد اوکراین و امنیت گستردهتر، ملاحظات سیاسی و نظامی، محدودیتهایی در توسعه پیمانها و مشارکتهای منطقهای ایجاد کرده و تمرکز بر مقابله با اتحاد چین و روسیه، پیچیدگیهای بیشتری به همراه دارد. در غرب آسیا، نقش روسیه در تعامل با ایران و حمایت از اسرائیل و دیگر متحدان، به تثبیت موقعیت منطقهای و کاهش نفوذ آمریکا منجر شده است.
فعالیتهای اقتصادی در اوراسیا، از استخراج منابع معدنی تا سرمایهگذاریهای زیرساختی، با هدف مقابله با نفوذ رقبای منطقهای و تقویت مسیرهای ترانزیتی اروپا-آسیا انجام میشود. تحریمها، تعرفهها و محدودیتها بر تجارت، فشارهایی بر کشورها وارد کرده و همزمان فرصتهایی برای تعاملات تجاری و اقتصادی فراهم آورده است. کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی نیز با بازتعریف روابط خود، از نفوذ روسیه و چین متعادلسازی میکنند و در مسیر توسعه اقتصادی و امنیتی بهطور فعال عمل میکنند. پروژههایی مانند مسیر ترنس-کاسپین و توافقات زیرساختی طولانیمدت، تلاشها برای تضمین عبور و اتصال امن میان اوراسیا و اروپا را نمایان میکند.
در مجموع، اوراسیا بهعنوان منطقهای پویا، با جابهجایی قدرتها، روابط اقتصادی پیچیده و تغییرات امنیتی، نیازمند دیپلماسی سازگار و سیاستهای متوازن است. این تحولات نشان میدهد که حفظ همکاریها و مدیریت منابع و مسیرهای راهبردی، کلید ثبات و رشد منطقهای است و همگرایی جغرافیایی باید به همگرایی عملی و اقتصادی منجر شود./ منبع



