اروپاامنیت و دفاع

شکاف در غرب: واکنش ضدآمریکایی و خودتخریبانه اروپا در مواجهه با ایران

در حالی که آمریکا با اعزام بزرگترین ناو هواپیمابر خود برای رویارویی با ایران آماده می‌شود، یک تحلیلگر اروپایی از شکاف در اتحاد غرب و موضع ضدآمریکایی و خودتخریبانه اروپا انتقاد می‌کند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «شکاف در غرب: واکنش ضدآمریکایی و خودتخریبانه اروپا در مواجهه با ایران» به قلم فیاما نیرنستاین (Fiamma Nirenstein) در مرکز امنیت و امور خارجه اورشلیم(Jerusalem Center for Security and Foreign Affairs)  منتشر شده است. نویسنده از «واکنش ضدآمریکایی» اروپا انتقاد می‌کند و معتقد است در لحظه‌ای که خطر ایران به اوج رسیده، اروپا به جای اتحاد ترنس‌آتلانتیک، با فاصله‌گرفتن از واشنگتن، به توهم و تفرقه پناه برده است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

پس از کنفرانس امنیتی مونیخ، کلماتی مانند «چالش» و «شکاف» در سرفصل رسانه‌های اروپایی قرار گرفت. مفسران با رضایتی از خود، از «اروپای صلح» در مقابل موضع جنگ‌طلبانه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، سخن گفتند. از فایننشال تایمز تا روزنامه‌های فرانسوی و اسپانیایی، یک رفلکس قدیمی دوباره ظاهر شد: احیای اروپا بر پایه فاصله گرفتن از واشنگتن بنا خواهد شد و ضدآمریکایی‌گری بار دیگر به مد روز تبدیل شده است، اما واقعیت کنونی، نه لفاظی‌های گذشته، در حال حرکت به سوی دریای عرب است.

پس از دو ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن و جورج اچ.دبلیو. بوش، اکنون سومین ناو، یواس‌اس جرالد فورد، بزرگترین و قدرتمندترین کشتی جنگی که تاکنون ساخته شده، از کارائیب به سمت غرب آسیا در حرکت است. این یک نمایش نیست، بلکه استراتژی است. ترامپ به طور علنی به رهبران ایران ۳۰ روز فرصت داده تا پیشنهاد آمریکا را بپذیرند یا رد کنند.

مذاکرات قرار است از سر گرفته شود، اما رئیس‌جمهور به وضوح اعلام کرده که اگر توافقی حاصل نشود، عواقب «تروماتیک» خواهد بود. خواسته‌های واشنگتن گسترده و تقریباً غیرممکن است: پایان دادن به جاه‌طلبی‌های هسته‌ای ایران، برچیدن برنامه موشک‌های بالستیک و توقف حمایت از نیروهای نیابتی نشدنی است.

ترامپ همچنین تأکید کرده که بهتر است حکومت تهران به طور کلی ناپدید شود. او می‌داند که دستیابی به این اهداف تقریباً محال است، زیرا رهبران ایران مأموریت خود را نه در چارچوب یک معامله، بلکه در راستای تحقق یک سرنوشت مقدس می‌بینند: پیشبرد اسلام شیعی به سوی بازگشت آخرالزمانی. سلاح‌های هسته‌ای، موشک‌ها، نیروهای نیابتی منطقه‌ای و وعده نابودی اسرائیل، ستون‌های ایدئولوژی آن‌ها هستند، نه ابزارهای چانه‌زنی. تهران بارها نشان داده که برای رسیدن به اهدافش، حاضر است یک رویارویی فاجعه‌بار را به جان بخرد.

اروپا می‌داند که در چنین سناریویی، پایتخت‌هایش که در تیررس زرادخانه موشکی رو به گسترش ایران قرار دارند، در امان نخواهند بود، اما در حالی که ناو جرالد فورد به منطقه نزدیک‌تر می‌شود، اروپا به دلیل فاصله لفظی خود از واشنگتن، به خود تبریک می‌گوید. این یک توهم است، نه خرد. در لحظه‌ای که خطر ژئوپلیتیکی عمیقی وجود دارد و ایران و روسیه به‌طور فزاینده‌ای خواسته‌های خود را هماهنگ می‌کنند، اتحاد غرب نمی‌تواند متحمل شکست‌های نمادین شود.

پرچم ضدآمریکایی‌گری، قدرت را به اروپایی که با بحران‌های داخلی دست‌وپنجه نرم می‌کند، باز نخواهد گرداند. امنیت اروپا پس از جنگ جهانی دوم با مشارکت آمریکا بازسازی شد و به اصطلاح «تعطیلات از تاریخ» تنها به لطف اتحاد ترنس‌آتلانتیک ممکن گشت. اکنون ناو جرالد فورد در افق نمایان است و این سؤال مطرح است که آیا اروپا وضوح و شفافیت را انتخاب می‌کند یا راحتی و آسایش حاصل از توهم را./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا