اروپاامنیت و دفاعخارجی

چتر هسته‌ای اروپا: جست‌وجوی خودکفایی راهبردی

تلاش اروپا برای ایجاد چتر هسته‌ای مستقل در سایه بی‌ثباتی پیوندهای ترانس‌آتلانتیک نشانه سلب وابستگی امنیتی است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «چتر هسته‌ای اروپا: جست‌وجوی خودکفایی راهبردی» به قلم آدریانو بوسونی (Adriano Bosoni) در اندیشکده استراتفور (Stratfor) منتشر شده است. این مطلب به تحلیل چرخش بنیادین در دکترین دفاعی قاره سبز می‌پردازد که در جریان کنفرانس امنیتی مونیخ توسط رهبرانی چون فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان و امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، برجسته شد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

بحث درباره «چتر هسته‌ای اروپا» از یک موضوع آکادمیک به متن اصلی سیاست‌گذاری در پایتخت‌های اروپایی نقل مکان کرده است. برای بیش از هفت دهه، امنیت اروپا بر پایه بازدارندگی هسته‌ای ایالات متحده و اصل دفاع جمعی ناتو استوار بود؛ مدلی که در آن واشنگتن با استقرار تسلیحات خود، هرگونه حمله به اروپا را معادل حمله به خاک آمریکا تلقی می‌کرد. اما اکنون، رویارویی طولانی‌مدت با روسیه، غیرقابل پیش‌بینی بودن سیاست داخلی آمریکا و تردید در پایبندی کاخ سفید به ماده ۵ ناتو، زیربنای روانی این اعتماد را سست کرده است. بازدارندگی بیش از آنکه به توانایی فنی وابسته باشد، به «باور» متکی است و با تضعیف این باور، اروپا ناگزیر به بازتعریف معماری امنیتی خود شده است. ایده فعلی، جایگزینی ناتو یا ساخت بمب اتمی توسط اتحادیه اروپا نیست، بلکه ایجاد یک لایه بازدارندگی تکمیلی است که وابستگی به تصمیمات واشنگتن را کاهش دهد.

در این میان، فرانسه و انگلیس به‌عنوان دو قدرت هسته‌ای اروپا نقشی کلیدی دارند. فرانسه با حدود ۲۹۰ کلاهک و انگلیسا با ۲۲۵ کلاهک، اگرچه از نظر عددی با پنج هزار کلاهک آمریکا قابل مقایسه نیستند، اما برای نابودی زیرساخت‌های هر متجاوزی کفایت می‌کنند. چالش اصلی، تبدیل این توانمندی‌های ملی به یک تضمین جمعی است. دکترین فرانسه همواره بر حفاظت از «منافع حیاتی» تأکید داشته که می‌تواند شامل کل اروپا شود. انگلیس نیز به‌رغم وابستگی فنی به زیرساخت‌های آمریکا، در هماهنگی با متحدان می‌تواند اعتبار این چتر را افزایش دهد. آلمان نیز به‌عنوان ستون اقتصادی قاره، با مشارکت در تصمیم‌گیری و هزینه‌ها، می‌تواند به این طرح مشروعیت سیاسی ببخشد؛ هرچند این امر تناقض‌‌هایی را برای برلین در زمینه حق وتو یا واگذاری اقتدار به پاریس و لندن ایجاد می‌کند.

با این حال، بزرگترین موانع پیش روی این طرح، اعتبار و مسائل فنی است. این پرسش که آیا پاریس یا لندن حاضرند امنیت خود را برای دفاع از ورشو یا تالین به خطر اندازند، هسته سخت بازدارندگی است. ساختار تصمیم‌گیری در اروپا بر پایه اجماع است، در حالی که استفاده از سلاح هسته‌ای نیازمند تصمیم‌گیری متمرکز و آنی است. علاوه بر این، نفوذ جریان‌های سیاسی ملی‌گرا و فشار افکار عمومی که سلاح هسته‌ای را نه عامل ثبات بلکه منشأ خطر می‌بینند، کار را دشوار می‌کند. از نظر فنی نیز اروپا همچنان به شبکه‌های هشدار سریع و ماهواره‌های آمریکایی وابسته است و ایجاد یک سیستم مستقل، نیازمند سرمایه‌گذاری‌های میلیاردی در دهه‌های متمادی است که با توجه به رشد اقتصادی کند و بدهی‌های دولتی، فروش سیاسی آن به مالیات‌دهندگان دشوار خواهد بود.

مسیر پیش رو احتمالاً در سه مرحله طی خواهد شد؛ مرحله نخست که هم‌اکنون آغاز شده، شامل تعمیق رایزنی‌ها و هماهنگی دکترین‌ها میان فرانسه، انگلیس و سایر اعضاست. در مرحله دوم، احتمالاً در اواخر دهه ۲۰۳۰ میلادی، یک دکترین بازدارندگی رسمی اروپایی در چارچوب ناتو شکل می‌گیرد که با بودجه و حمایت سیاسی دولت‌های قاره تقویت می‌شود. مرحله سوم که دور و نامشخص است، تنها در صورت فروپاشی کامل روابط ترانس‌آتلانتیک به‌سمت یک فرماندهی هسته‌ای کاملاً مستقل حرکت خواهد کرد. در نهایت، هدف اصلی این تحولات تبدیل اروپا به یک ابرقدرت هسته‌ای نیست، بلکه پایان‌دادن به یک آسیب‌پذیری ساختاری است تا سرنوشت قاره دیگر تنها با یک تصمیم سیاسی در آن سوی اقیانوس اطلس گره نخورد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا