اروپاخارجیسیاست داخلی و جامعه

فرانسه: ساعت پوپولیسم فرا می‌رسد

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «فرانسه: ساعت پوپولیسم فرا می‌رسد» اثر امیر طاهری در مؤسسه گیت‌استون (Gatestone Institute) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی موج تازه پوپولیسم در فرانسه و تلاش گروه‌های سیاسی برای جلوگیری از اصلاحات اقتصادی و اجتماعی می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه بحران‌های نهادی و نارضایتی اجتماعی زمینه رشد رهیافت‌های پوپولیستی را فراهم کرده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.


فرانسه در ماه‌های اخیر با موج تازه‌ای از پوپولیسم مواجه شده است که هم جناح راست و هم چپ را در بر می‌گیرد و تلاش می‌کند اصلاحاتی را که ممکن است منافع اجتماعی از پیش کسب‌شده مانند بازنشستگی زودهنگام و تعطیلات طولانی را تهدید کند، مانع شود. برنامه کاهش دو روز از تعطیلات سالانه که برای جبران بخشی از کسری بودجه ارائه شد، عامل اصلی سقوط دولت فرانسوا بایرو بود و همزمان مخالفت دولت با کاهش سن بازنشستگی به ۶۲ سال، در حالی که پوپولیست‌ها خواستار بازنشستگی در ۶۰ سال بودند، زمینه‌ساز اعتراضات شد.

 مردم معمولاً انقلاب را برای ایجاد تغییر انجام می‌دهند، اما در شرایط پوپولیستی فرانسه، شعارهای انقلابی به‌طور غیرمستقیم برای جلوگیری از تغییر به صدا در می‌آید. پس از پایان ۹ ماه نخست وزارت، بایرو پس از رأی عدم اعتماد گسترده مجلس ملی کناره‌گیری کرد و رئیس‌جمهور امانوئل مکرون با چالشی فوری برای انتخاب سباستین لکورن، نخست‌وزیر جدید، که وزیر دفاع پیشین بود، مواجه شد. مکرون عجله دارد تا به نیویورک سفر کند و درباره جنگ اوکراین، به‌رسمیت‌شناختن دولت فلسطین، حل مسئله هسته‌ای ایران و ارائه طرح بازسازی لبنان و سوریه اقدامات دیپلماتیک انجام دهد. در همین حال، مردم فرانسه به واکنش کلاسیک خود در بحران‌های سیاسی بازگشته و با اعتراضات خیابانی، خرابکاری در خطوط ریلی، غارت فروشگاه‌های لوکس و اعتصابات سراسری پاسخ داده‌اند. بحث‌ها درباره اعتصاب عمومی و فضای انقلابی در پاییز به‌طور گسترده مطرح است و واژه‌های نظامی مانند مبارزه، مقاومت، محاصره و انقلاب در زبان سیاسی فرانسه، روایت حوادث کنونی را پررنگ‌تر کرده است.

تحلیل‌گران سیاسی مانند رولان کایرول معتقدند سیستم سیاسی فرانسه فلج شده است و برخی دیگر خواستار انقلاب نهادی شده‌اند. ژان-لوک ملانشون، رهبر جبهه مردمی نوین، خواستار لغو جمهوری پنجم و تأسیس جمهوری ششم شده است. تاریخ فرانسه نشان می‌دهد این کشور همواره در جستجوی ناجی بوده است و حذف سلطنت شکاف بزرگی در زندگی ملی ایجاد کرده که هیچ نظام بعدی نتوانسته آن را پر کند. مکرون نیز تلاش کرده این خلأ را با تمرکز قدرت در دست رئیس‌جمهور، پر کند و لقب ژوپیتر به او داده شده است.

شرایط برای رشد پوپولیسم فراهم است؛ احساس ناکارآمدی و فساد نخبگان، حس محرومیت بخشی از جامعه و ضعف ساختاری احزاب سیاسی زمینه‌های اصلی این رشد هستند. جابه‌جایی رأی‌دهندگان از چپ رادیکال به راست افراطی و گرایش بخشی از چپ به راست اقتدارگرا، افزایش تبلیغ مشکلات، ترس از آینده و ایجاد تنفر از «دیگری» و حسادت نسبت به ثروتمندان از دیگر ویژگی‌های این شرایط است. در نهایت، بحران‌های سیاسی و اعتراضات خیابانی در فرانسه نمی‌تواند مشکلات ساختاری کشور را حل کند و تغییرات اساسی نیازمند اصلاحات نهادی و بازنگری در ساختار جمهوری پنجم است که نه کاملاً ریاستی است و نه پارلمانی، و تجربه گذشته نشان می‌دهد تنها با دولت‌های ائتلافی قوی یا نظام ریاست‌جمهوری کامل می‌توان ثبات سیاسی را تضمین کرد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا