اروپا چگونه باخت
آیا قاره اروپا میتواند از دام ترامپ فرار کند؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «اروپا چگونه باخت» به قلم ماتیاس ماتیس (Matthias Matthijs) و ناتالی توچی (Nathalie Tocci) در فارن افرز (Foreign Affairs) منتشر شده است. این مقاله استدلال میکند که بازگشت دونالد ترامپ به ریاستجمهوری آمریکا، باعث شد که رهبران اروپایی بهجای موضعگیری جمعی و مذاکره بهعنوان یک شریک برابر، رویه تسلیم و مماشات را در قبال خواستههای ترامپ (مانند افزایش هزینههای دفاعی و تعرفههای تجاری) در پیش بگیرند. نویسندگان هشدار میدهند که این راهبرد، «تلهای خودویرانگر» است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
پس از بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید در ماه ژانویه ۲۰۲۵ و درخواستهای سختگیرانه او برای افزایش هزینههای دفاعی و وضع تعرفههای تجاری جدید، رهبران اروپایی، از ترس پیامدهایی مانند خروج آمریکا از ناتو یا قطع حمایت از اوکراین، بهطور مداوم موضع تسلیم و مماشات را در پیش گرفتند. این انتخاب، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت بهدلیل احتیاط و جلوگیری از بدترین سناریوها منطقی بهنظر برسد، اما یک تله خودویرانگر است. این راهبرد نهتنها نقش نیروهای راست افراطی داخلی را در تصمیمگیریهای اروپا نادیده میگیرد، بلکه بهطور مستقیم به تقویت همان نیروهای ملیگرایی میانجامد که هدفشان تضعیف اتحادیه اروپا از درون و خنثیکردن هرگونه تلاش برای انسجام فراملی بیشتر است. بهعنوان مثال، پذیرش هدف ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی برای هزینههای نظامی ناتو، که توسط ترامپ تحمیل شد نه بر اساس ارزیابی داخلی اروپا، خطر تضعیف بودجه عمومی برای بخشهای حیاتی مانند سلامت و آموزش را در پی دارد که خوراک گفتمان پوپولیستی «سلاح در برابر نان» را فراهم میکند.
این کمبود جاهطلبی در اروپا بهویژه در سه حوزه اصلی مشهود است: ۱. دفاع: رهبران اروپایی، با وجود تشکیل جبههای متحد برای متقاعد کردن ترامپ، نتوانستند حمایت قاطع آمریکا از اوکراین را تضمین کنند و همچنان فاقد یک راهبرد دفاعی منسجم و بلندمدت هستند که به آمریکا متکی نباشد؛ بسیاری از کشورهای بزرگ، از جمله فرانسه، ایتالیا و انگلیس، هدف ۵ درصدی را پذیرفتند در حالی که در موقعیت مالی لازم برای رسیدن به آن نیستند.
۲. تجارت: با وجود قدرت اقتصادی اتحادیه اروپا و ابزارهای تجاری موجود مانند «ابزار ضد اجبار»، اروپاییها در پاسخ به تعرفههای ترامپ، ماهها بر سر تلافیجویی با یکدیگر اختلافنظر داشتند. این تفرقه (که توسط بازیگران راست افراطی مانند جورجا ملونی و دولت محتاط آلمان تقویت شد) باعث شد بروکسل با تعرفه ۱۵ درصدی آمریکا موافقت کند که ۵ واحد درصد بالاتر از توافق انگلیس بود. این امر نهتنها قدرت بازار اروپا را تضعیف کرد، بلکه باعث شد شهروندان تعجب کنند که در صورت کسب نتایج تجاری بهتر توسط انگلیس پس از برگزیت، دلیل چسبیدن به بروکسل چیست.
۳. ارزشهای دموکراتیک: در مواجهه با حملات ترامپ به نهادهای آزاد آمریکا و مداخله صریح معاون رئیسجمهور و وزیر امنیت داخلی (کریستی نوئم) ایالات متحده در انتخابات کشورهای اروپایی (مانند آلمان، لهستان و رومانی)، رهبری اتحادیه اروپا تا حد زیادی سکوت اختیار کرد. این رویکرد معاملهگرایانه، در تلاش برای حفظ همکاریهای دیگر، به عادیسازی اقدامات غیرلیبرال در ایالات متحده کمک کرد و فضای اروپا برای دفاع از استانداردهای لیبرال در داخل و خارج را محدود ساخت.
برای خروج از این چرخه، اروپا باید حاکمیت خود را احیا کند. بهجای تمرکز بر طرحهای حداکثری (مانند گزارشهای لتا و دراگی)، اروپا باید بر آنچه از نظر سیاسی قابل دستیابی است، تمرکز کند. این امر مستلزم ایجاد «ائتلافهای داوطلبانه» برای تقویت و یکپارچهسازی نیروهای متعارف و مقابله با سختترین سؤال پیش روی اروپا است: بازدارندگی هستهای (از طریق گسترش گفتوگوهای دوجانبه مانند پیمان فرانسه-لهستان). در حوزه تجارت، اروپا باید تلاشهای تنوعبخشی تجاری خود را با شرکایی مانند هند، اندونزی و مرکوسور تعمیق بخشد و یک سازوکار حل اختلاف جایگزین برای سازمان تجارت جهانی (WTO) با همکاری اعضای «توافق پیشرو گسترده برای پیمان تجاری اقیانوس آرام» (CPTPP) ایجاد کند. همچنین، اروپا باید یک سیاست مستقل در قبال چین را دنبال کند (با هدفقراردادن صادرات کالاهای دوگانه به روسیه) و وابستگی انرژی خود به گاز طبیعی مایع آمریکا را از طریق تنوعبخشیدن به تأمینکنندگان و تمرکز مجدد بر «توافق سبز» اروپا کاهش دهد. حاکمیت راهبردی بهمعنای «نه» گفتن در مواقع لزوم و اقدام مستقل هنگام واگرایی منافع است؛ مماشات برای اروپا خودویرانگر بوده و به واکنش پوپولیستی دامن زده است./ منبع



