آیا ترامپ در حال از دست دادن همه متحدان اروپایی خود است؟
اروپا در حال دور شدن از آمریکای ترامپ است
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا ترامپ در حال از دست دادن همه متحدان اروپایی خود است؟» نوشته پائولو موسِتی (Paolo Mossetti) در فارن پالیسی این فوکس (Foreign Policy In Focus) منتشر شده است. تلاش دونالد ترامپ برای بازآرایی سیاسی اروپا از مسیر تقویت جریانهای ملیگرا و راست افراطی، با مقاومت فزاینده، کاهش جذابیت سیاسی و تضعیف پیوندهای پیشین با متحدان اروپایی روبهرو شده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
دور دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ با تلاشی گسترده برای بازآرایی چشمانداز سیاسی اروپا همراه بوده است؛ تلاشی که بر تقویت جنبشهای ملیگرا و راست افراطی و همزمان تضعیف ائتلافهای سنتی میانهرو استوار بود. نشانههای اولیه این راهبرد در مواضعی چون سخنرانی جیدی ونس در مونیخ آشکار شد؛ جایی که نخبگان سیاسی داخلی اروپا بهعنوان تهدید اصلی معرفی شدند و بهصورت ضمنی از حرکت قاره بهسوی دولتهایی راستگراتر حمایت شد. در پس این رویکرد، چشماندازی وسیعتر قرار داشت که هدف آن صدور نوعی همراستاسازی سیاسی بود تا دولتهای اروپایی را بیش از پیش با جهانبینی ایدئولوژیک ترامپ منطبق کند.
با این حال، تحولات اخیر نشان میدهد این راهبرد با مقاومت جدی روبهرو شده و حتی ممکن است شکست بخورد. مجموعهای از رویدادها از تضعیف نفوذ ترامپ در اروپا حکایت دارد؛ از جمله تنشهای دیپلماتیک با متحدان کلیدی، ناکامیهای انتخاباتی چهرههای همسو و افزایش تردید میان رأیدهندگان اروپایی. نمونه قابل توجه، تیرگی روابط با ویکتور اوربان، رهبر مجارستان، است که زمانی یکی از قدرتمندترین حامیان ترامپ در اروپا بهشمار میرفت. مهمتر از آن، فروپاشی روابط با جورجینا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، است که پیشتر بهعنوان نمونه موفق یک رهبر محافظهکار شناخته میشد که توانسته بود میان سیاست ملیگرایانه و حکمرانی متعارف اروپایی تعادل ایجاد کند.
جایگاه ملونی برای راهبرد اروپایی ترامپ اهمیت ویژهای داشت. او رهبری پسافاشیست تلقی میشد که ضمن حفظ دستورکار راستگرایانه، توانسته بود در نهادهای اروپایی ادغام شود و در عین حال روابط نزدیکی هم با واشنگتن و هم با بروکسل حفظ کند. ایتالیا در دوره رهبری او اغلب شریک باثبات آمریکا در منطقه مدیترانه توصیف میشد. اما زمانی که ملونی اظهارات ترامپ درباره واتیکان را مورد انتقاد قرار داد و همچنین گامهایی در جهت نمایش استقلال بیشتر در سیاست خارجی برداشت، از جمله بازنگری در همکاری دفاعی با اسرائیل در واکنش به درگیریهای غربآسیا، تنشها افزایش یافت.
واکنش ترامپ به انتقاد ملونی تقابلی بود و الگویی گستردهتر از روابط پرتنش با متحدان اروپایی را نشان داد؛ متحدانی که زمانی خود را با دولت او همسو کرده بودند. فروپاشی این رابطه، شکنندگی آنچه «ائتلاف نامتقارن» توصیف شده را آشکار کرد؛ وضعیتی که در آن رهبران اروپایی میکوشیدند از نزدیکی به ترامپ سود ببرند، در حالی که هزینههای سیاسی و اقتصادی ناشی از سیاستهای غیرقابل پیشبینی او را نیز جذب میکردند. این ترتیبات، بهویژه با قطبیتر شدن وجهه بینالمللی ترامپ، ناپایدار از کار درآمد.
در سراسر اروپا الگوهای مشابهی از فاصلهگیری از ترامپ دیده میشود. در آلمان، اعتماد عمومی به آمریکا بهعنوان شریک قابل اتکا بهطور محسوسی کاهش یافته و حتی بر احزاب راست افراطی که زمانی از پیوند با برند سیاسی ترامپ سود میبردند اثر گذاشته است. در لهستان، رهبران سیاسی میان حفظ روابط فراآتلانتیکی و واکنش به مواضع مناقشهبرانگیز ترامپ، بهویژه درباره روسیه و اوکراین، با فشارهای متعارض مواجهاند. در فرانسه نیز چهرههای راستگرا آشکارا انسجام راهبرد ترامپ در قبال ایران را زیر سؤال بردهاند؛ امری که بازتاب سردرگمی گستردهتر درباره جهتگیری سیاست خارجی آمریکا است.
کاهش نفوذ ترامپ با تحول در افکار عمومی اروپا نیز پیوند دارد. در بسیاری از کشورها، ارتباط با ترامپ بهجای آنکه سود سیاسی به همراه آورد، به هزینهای سیاسی تبدیل شده است. احزابی که زمانی از طریق همسویی با جنبش او دیده میشدند، اکنون با بازدهی کاهنده روبهرو هستند، زیرا رأیدهندگان نسبت به رهبری پوپولیستی آمریکایی بدبینتر شدهاند. این روند بهویژه در مواردی آشکار است که با وجود همسویی ایدئولوژیک با دستورکار ترامپ، دستاورد انتخاباتی قابل توجهی حاصل نشده است. تحولات سیاست خارجی، بهویژه درگیری مرتبط با ایران، نیز موقعیت ترامپ را پیچیدهتر کرده و همزمان شکافهای درونی محافظهکاری آمریکا میان انزواگرایان پوپولیست و نومحافظهکاران مداخلهگرا را نمایان ساخته است. همچنین این جنگ، روایت «اول آمریکا» را تضعیف و تردیدهای اروپایی درباره ثبات و قابلیت اتکای رهبری آمریکا را تشدید کرده است. در کنار این عوامل، مواضع رهبران کاتولیک اروپا، از جمله پاپ، و مخالفت افکار عمومی در کشورهایی چون ایتالیا با نحوه مدیریت بحرانهای بینالمللی از سوی ترامپ، بر انزوای سیاسی او افزوده است. هرچند جریانهای ملیگرا و محافظهکار در اروپا همچنان فعال و اثرگذارند، رابطه آنان با ترامپ پیچیدهتر شده و مسیر کلی، از تضعیف پیوند محافظهکارانه دو سوی آتلانتیک حکایت دارد./ منبع



