چرا رهبر آلمان با چین درباره اوکراین تماس گرفت ؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت «چرا رهبر آلمان با چین درباره اوکراین تماس گرفت ؟» نوشته توماس او. فالک (Thomas O. Falk)، منتشرشده در ساوث چاینا مورنینگ پست (South China Morning Post)، با لحنی رسمی و بیطرف بر اقدام مرز برای جلب حمایت چین در جهت پایان دادن به جنگ اوکراین تأکید میکند که نمادی از تغییر رویکرد از ایدئالیسم ارزش محور به واقعگرایی استراتژیک در سیاست خارجی آلمان است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
در دورانی که دیپلماسی اغلب به نمایش رفتار شایسته بدل شده و سیاست خارجی کم و بیش از بیان مواضع پیچیده و دقیق پرهیز میکند، تماس مرز بسیار جسورانه و روشن بوده است. برخلاف رویکردهای سنتی که بر برملا کردن رفتارهای حقوق بشری یا تبلیغ لیبرالیسم غربی متمرکز میشدند، مرز در این مکالمه از زبان ملایم همکاری بینالمللی بهره برد و از چین خواست تا از تلاشهای مشترک آمریکا و اروپا برای برقراری آتشبس در اوکراین پشتیبانی کند. مرز صراحتاً تأکید کرد که جنگ تجاوزکارانه روسیه علیه اوکراین تهدیدی برای امنیت ملی آلمان است و خواستار دخالت چین در ترغیب مسکو به پذیرش آتشبس شد.
مرز علاوه بر موضوع اوکراین، بر مسائل دیگری همچون همکاری در زمینههای تغییرات اقلیمی، تجارت و ثبات جهانی نیز صحبت کرده است. در پاسخ، شی جینپینگ رابطه چین و آلمان را شراکتی مهم توصیف کرد و بر لزوم حفظ رابطهای «سالم و پایدار» در زمانهای که دنیا در حال تغییر و ناپایداری است، تأکید نمود. حجم مبادلات تجاری چین و آلمان در سال گذشته حدود ۲۴۶ میلیارد یورو (۲۷۸ میلیارد دلار) بوده و این نکته اهمیت استراتژیک چین برای اقتصاد آلمان را برجسته میسازد.
این تماس تلفنی تنها یک مکالمه معمولی دو رهبر نبوده، بلکه در حکم اعلامیهای ایدئولوژیک است که نشان میدهد سیاست خارجی آلمان از چارچوب «ارزشمداری» کلاسیک فاصله گرفته و به سمت «واقعگرایی استراتژیک» به معنای پراتیک بالاتر و محوریت منافع حرکت کرده است. وی این تغییر رویکرد را با معیارهای بیزمارکیِ واقعگرایی مطابقت میدهد و آن را بازگشتی به اصول سیاست قدرت میداند. رویکرد مرز با دوره دولت قبلی آلمان تفاوت فاحشی دارد.
بائربوک، رئیس حزب سبز و وزیر خارجه سابق، بارها شی جینپینگ را «دیکتاتور» خوانده بود و گروههای حقوق بشری از شولتس میخواستند که مسائل نقض حقوق بشر در شینجیانگ و هنگکنگ را به آینده روابط آلمان و چین پیوند بزند. پیام نهایی دولت شولتس این بود که آلمان میتواند با چین تعامل کند اما تنها بر اساس شرایط اخلاقی اروپا. اما مرز این چارچوب را رد کرده و رویکردی مبتنی بر منافع مادی را در پیش گرفته است؛ بدون نصیحت و پیش شرط، تنها با محوریت منافع مشترک.
در مواجهه با این پویاییهای جدید ژئوپلیتیکی، آلمان اخیراً قانون اساسی خود را تغییر داده تا بتواند یک برنامه سر ریز یک تریلیون یورویی برای تقویت دفاع و زیرساختها کلید بزند. مرز همچنین وعده داده که آلمان را به قویترین ارتش متعارف در قاره اروپا تبدیل کند. به این ترتیب، تلاش مرز برای تماس با چین بخشی از بازنگری بزرگتر است که نه به معنای عقب نشینی از غرب، بلکه به مثابه یک «بیمه» در برابر بیثباتی واشنگتن تعبیر میشود.
تجارت چین و روسیه به رکورد بیسابقهای رسیده و در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۳۷ میلیارد دلار برآورد شده است. چین نفت روسیه را با تخفیف میخرد و کالاهای دو کاربردهای صادر میکند که برای ادامه فعالیت صنایع نظامی روسیه حیاتی است. کیف بارها از پکن خواسته میانجیگری کند و دیپلماتهای غربی نیز همین درخواست را تکرار کردهاند، اما طرح صلح ۱۲ بندی چین بیشتر شعارهای قدیمی را تکرار میکند و مهمتر از همه، خروج نیروهای روسیه از خاک اوکراین را پیششرط نکرده است. نکته بدتر این است که اطلاعات سرویسهای اطلاعاتی اوکراین نشان میدهد صنایع چینی، تفنگ باروت و ماشینآلات خاصی را به روسیه صادر میکنند که به تسلیح ارتش این کشور کمک میکند.
شی ممکن است نخواهد که روسیه پیروز قطعی باشد، اما بیتمایل است که شکست بخورد. جنگ اوکراین ناتو را تضعیف میکند و جایگاه چین را در جنوب جهانی (Global South) تقویت مینماید. با اینحال، ادامه طولانی مدت درگیری هزینههایی نیز در پی دارد: قیمت انرژی را بالا نگه میدارد، زنجیرههای تأمین جهانی را مختل میکند و وجهه چین را در اذهان جهانی به عنوان شریک روسیه تقویت مینماید. از دیدگاه مرز، محاسبه روشن است: اگر فرصتی وجود داشته باشد که پکن برای فشار آوردن به مسکو جهت پایان دادن به جنگ استفاده کند، این فرصت باید با شرکت در میز مذاکره شکل بگیرد.
از نظر درونی، ممکن است مرز به اتهام سادهدلی یا فروختن ارزشها به معاملهگری متهم شود. منتقدان در بوندستاگ و رسانهها خواهند پرسید که آیا آلمان تصمیم دارد اصل را فدای عمل کند و به چه قیمتی؟ اگر این ابتکار بینتیجه بماند یا بدتر، بهانهای برای تفرقه درون اتحادیه اروپا فراهم آورد، واکنشها سریع و شدید خواهند بود.
با قرار دادن چین در معادلات استراتژیک، آلمان به کسانی که میتوانند نتایج را رقم بزنند هرچقدر هم که ایراد داشته باشند اهمیت میدهد. اینکه آیا شی جینپینگ پاسخی مشابه ارائه میدهد یا نه، موضوع دیگری است.
اگر مرز توانسته باشد یک کانال دیپلماتیک نوین ایجاد کند، هرچند شکننده، ارزش پیگیری دارد. اروپا به اهرمی برای تأثیرگذاری بر روسیه نیاز دارد و در حال حاضر هیچ بازیگری تا این حد توانایی ندارد جز چین. اگر این اقدام به نتیجه برسد، مرز نقشه راهبردی اروپا را بازنویسی خواهد کرد. اگر شکست بخورد، دستکم او به جای ایستادن و نصیحت کردن، در سمت عمل ایستاده است./ منبع



