اروپااوراسیاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

قفقاز جنوبی؛ اولویت راهبردی فراموش‌شده اتحادیه اروپا

در حالی که اتحادیه اروپا در قفقاز جنوبی به ارائه گزارش‌ها و وعده‌ها بسنده کرده، آمریکا با اقدامات عملی در حال پیشی‌گرفتن از بروکسل در این منطقه راهبردی است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «قفقاز جنوبی؛ اولویت راهبردی فراموش‌شده اتحادیه اروپا» به قلم لوک کافی (Luke Coffey) در عرب نیوز (Arab News) منتشر شده است. نویسنده استدلال می‌کند که اتحادیه اروپا با وجود اهمیت راهبردی قفقاز جنوبی در حوزه‌های انرژی و ترانزیت، در عمل از آمریکا عقب مانده و نتوانسته است ایده‌های بزرگ خود را به نتایج ملموس سیاستی تبدیل کند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

تناقض میان رویکرد بروکسل و واشنگتن در قفقاز جنوبی به‌وضوح قابل مشاهده است؛ در حالی که اتحادیه اروپا گزارشی درباره لزوم سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های منطقه برای اتصال بهتر اروپا به بازارهای آسیای مرکزی منتشر می‌کند، مقامات آمریکایی در باکو و ایروان حضور دارند و درباره یک مسیر ترانزیتی جدید، روابط اقتصادی و گام‌های بعدی توافق صلح گفتگو می‌کنند. این تفاوت، نمادی از تعامل دو طرف در سال‌های اخیر است: گزارش‌های متعدد از بروکسل و حضور میدانی از سوی واشنگتن.

قفقاز جنوبی، به‌ویژه در فضای ژئوپلیتیک کنونی، باید یک اولویت راهبردی برای اتحادیه اروپا باشد. این منطقه یک منبع کلیدی انرژی در زمانی است که اروپا به دنبال تنوع‌بخشی و دوری از نفت و گاز روسیه است. بلافاصله پس از تهاجم روسیه به اوکراین، اروپا برای تأمین انرژی بیشتر به آذربایجان روی آورد و توافقی برای دو برابر کردن منابع انرژی از این کشور تا سال آینده امضا کرد. علاوه بر این، قفقاز جنوبی برای تجارت و ترانزیت نیز اهمیتی حیاتی دارد. به‌طور خاص، مسیر حمل‌ونقل بین‌المللی ترانس‌خزر که به «کریدور میانی» معروف است، بازارهای شرق آسیا را با عبور از کنار روسیه و ایران به قلب اروپا متصل می‌کند و با توجه به جستجوی بازارهای اروپایی برای فرصت‌های اقتصادی جدید، این کریدور و کشورهای منطقه نقش مهمی ایفا خواهند کرد. با این حال، مشکل اصلی این است که اتحادیه اروپا در تبدیل ایده‌های بزرگ خود به نتایج سیاستی به‌موقع و قابل‌اندازه‌گیری ناکام مانده است.

نمونه بارز این ناکامی، ابتکار «دروازه جهانی» است که با هدف شناسایی مناطق راهبردی برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها طراحی شد. اگرچه اتحادیه اروپا حدود ۱۴ میلیارد دلار بودجه برای این طرح در قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی اعلام کرده، اما تبدیل این ارقام به پیشرفت ملموس بسیار کندتر از لفاظی‌های اولیه بوده است. دلایل متعددی برای این ناکامی وجود دارد. اعلامیه‌های سیاسی اغلب از اجرای واقعی پیشی می‌گیرند که منجر به انتظارات بالا و سپس ناامیدی بیشتر می‌شود. این مشکل با تعدد نهادهای اروپایی که هرکدام بر بخش‌های مختلفی از طرح‌ها صلاحیت دارند، پیچیده‌تر می‌شود.

علاوه‌براین، اولویت‌های کشورهای عضو اتحادیه اروپا گاهی با پیشرفت کلی اتحادیه در تضاد قرار می‌گیرد؛ برای مثال، نزدیکی فرانسه به ارمنستان، روابط بروکسل با باکو را پیچیده می‌کند. این عدم قطعیت سیاسی و پراکندگی بوروکراتیک، بسیج سرمایه خصوصی را نیز کند کرده است. در مقابل، ایالات متحده در پیام‌رسانی راهبردی و جذب سرمایه‌گذاری بسیار موفق‌تر عمل کرده است. پیشرفت دولت ترامپ در دوازده ماه گذشته، از دستاوردهای چندین ساله اتحادیه اروپا پیشی گرفته است. نمونه آن، موفقیت در کشاندن ارمنستان و آذربایجان به میز مذاکره و پیشبرد پروژه «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بین‌المللی» است که می‌تواند به یک حلقه ترانزیتی کلیدی در قفقاز جنوبی تبدیل شود. این در حالی است که دستاوردهای اتحادیه اروپا اغلب از شتاب سیاسی اولیه عقب می‌ماند.

این وضعیت گیج‌کننده است، زیرا اروپا بیش از آمریکا از ابتکاراتی مانند کریدور میانی و دسترسی به منابع انرژی و مواد معدنی کمیاب در قلب اوراسیا سود می‌برد. اکنون زمان آن فرا رسیده است که اروپایی‌ها در منطقه‌ای که برای ثبات و رفاه کلی آن‌ها اهمیت ژئوپلیتیکی آشکاری دارد، فعالانه‌تر عمل کنند. با توجه به منافع مشترک فراوان، این منطقه می‌تواند به عرصه‌ای برای اعتمادسازی میان بروکسل و واشنگتن تبدیل شود. دو سوی اقیانوس اطلس باید برای پیشبرد یک دستور کار مشترک و تعمیق روابط با کشورهای منطقه با یکدیگر همکاری کنند، زیرا قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی در سال‌های آینده اهمیت بیشتری خواهند یافت و اروپا نمی‌تواند یک بازیگر ثانویه در همسایگی خود باقی بماند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا