جنگ اوکراین و بازی معاملهگرانه ترامپ با پوتین
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جنگ اوکراین و بازی معاملهگرانه ترامپ با پوتین» نوشته رافائل بهر (Rafael Behr)، منتشرشده در نشریه گاردین (Guardian)، به بررسی تأثیر تعهدات مالی ناتو بر موضعگیریهای دونالد ترامپ در قبال جنگ اوکراین و تقابل با ولادیمیر پوتین میپردازد. این یادداشت نقش فشارهای اقتصادی و استراتژیهای معاملهگرانه را در شکلدهی به سیاست خارجی آمریکا تحلیل میکند. در ادامه، چکیده مطلب ارائه میشود.
جنگ اوکراین صحنهای از تقابل راهبردهای متضاد بین دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا و ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، است. ترامپ با پیشینهای در معاملات املاک، ابتدا پیشنهاد کرد که با واگذاری بخشی از خاک اوکراین به روسیه، آتشبسی برقرار شود تا خود را بهعنوان میانجی صلح معرفی کند. این پیشنهاد با دیدگاه پوتین که ریشه در آرمانهای امپریالیستی و بازسازی اقتدار روسیه دارد، همخوانی ندارد. پوتین که فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را یک فاجعه میداند، به دنبال سلطه کامل بر اوکراین است و به پیشنهادهای معاملهگرانه پاسخ مثبت نداده است. این عدم همکاری باعث نارضایتی ترامپ شده، نه به دلیل جنایات جنگی، بلکه به دلیل ناکامی در نمایش اقتدار خود.
در نتیجه، آمریکا تصمیم گرفته است سیستمهای دفاع موشکی پاتریوت را به اوکراین ارائه دهد و تهدید کرده که در صورت عدم برقراری آتشبس در مدت پنجاه روز، تعرفههای شدیدی بر روسیه اعمال خواهد کرد. با این حال، این تغییر موضع ممکن است موقتی باشد، زیرا ترامپ پیشتر ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین را به دلیل دریافت کمکهای نظامی آمریکا مورد انتقاد قرار داده بود.
اروپا و ناتو نقش مهمی در تغییر رویکرد آمریکا ایفا کردهاند. ایجاد صندوق سرمایهگذاری مشترک برای بهرهبرداری از منابع معدنی، نفت و گاز اوکراین پس از جنگ، بهعنوان راهی برای جبران کمکهای نظامی آمریکا معرفی شده است. علاوه بر این، در اجلاس اخیر ناتو، اعضا تعهد کردند که بودجه دفاعی خود را طی یک دهه به پنج درصد تولید ناخالص داخلی افزایش دهند، اقدامی که به عنوان ادای احترام به ترامپ ارائه شد. این تعهدات مالی، همراه با تأمین سیستمهای پاتریوت توسط متحدان اروپایی، باعث شده است که ترامپ، اروپا را شریکی قابل اعتمادتر از کرملین بداند. این تغییر موضع، هرچند شکننده، برای اوکراین امیدی موقتی ایجاد کرده است، اما سیستمهای پاتریوت تنها میتوانند از شهرهای اوکراین در برابر بمباران محافظت کنند و تأثیر چندانی بر تعادل کلی جنگ ندارند.
راهبرد پوتین در اوکراین بر جنگ فرسایشی استوار است که در آن نیروهای روس با هزینه انسانی بالا به پیشرویهای تدریجی ادامه میدهند. این رویکرد که به «گوشتکوب» تشبیه شده، به دلیل برتری جمعیتی روسیه و اقتصادِ جنگی آن ممکن است ادامه یابد، اما با چالشهایی مواجه است. تحریمهای اقتصادی، بهویژه در بخش نفت و گاز، توانایی روسیه برای تأمین مالی جنگ را محدود کرده است. با این حال، پوتین به دلیل نیاز به حفظ مشروعیت داخلی و وعدههای پیروزی ملی، نمیتواند بهراحتی با پیشنهادهای صلح موافقت کند.
توقف جنگ بدون کسب دستاوردهای بزرگ میتواند به نارضایتی عمومی، از جمله از سوی خانوادههای سربازان کشتهشده و کهنهسربازان، منجر شود. در مقابل، اوکراین با دفاع قهرمانانه و حملات متقابل خود، مقاومت میکند، اما نمیتواند بهطور نامحدود در برابر فشار روسیه تاب بیاورد. بنابراین، فشار اقتصادی و حمایت مداوم متحدان اوکراین، بهویژه از سوی آمریکا، برای تضعیف راهبرد پوتین حیاتی است. ناکامی پوتین در پیشبینی مقاومت اوکراین و مدیریت روابط با ترامپ ممکن است به ضرر او تمام شود، اما پایداری حمایت آمریکا همچنان نامطمئن است./ منبع



