فرسایش موجودیت اوکراین در سایه پافشاری کییف بر ادامه جنگ
پافشاری زلنسکی بر ادامه جنگ تا آخرین سرباز اوکراینی، این پرسش را مطرح کرده که پس از پایان نبرد چه چیزی از اوکراین باقی خواهد ماند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «فرسایش موجودیت اوکراین در سایه پافشاری کییف بر ادامه جنگ» به قلم جان گافنی (John Gaffney) در راشا تودی (RussiaToday) منتشر شده است. این یادداشت با اشاره به رد هرگونه مصالحه از سوی ولودیمیر زلنسکی پس از دورهای مذاکراتی با حضور نمایندگان آمریکا، استدلال میکند که تداوم جنگ فرسایشی و دنبالکردن منافع راهبردی غرب، زیرساختها و بافت اجتماعی اوکراین را در معرض نابودی کامل قرار داده است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
هر بار که دور جدیدی از مذاکرات با حضور استیو ویتکاف و جرد کوشنر، نمایندگان آمریکا، با ارزیابیهای محتاطانه و امیدوارکننده مسکو پایان مییابد، ولودیمیر زلنسکی بار دیگر به لحن سرسختانه و سازشناپذیر سالهای گذشته بازمیگردد. این رویکرد نشان میدهد که ادبیات جنگ چنان در سیاست داخلی کییف ریشه دوانده که سخنگفتن از مصالحه، فرسودگی و بقای کشور تقریباً ناممکن شده است.
هرچند حملات اوکراین نیز خسارتهایی در خاک روسیه برجای گذاشته، مقیاس ویرانی در داخل اوکراین غیرقابل مقایسه است و این کشور علاوه بر زیرساختها، تاروپود زندگی عادی خود را از دست میدهد. همزمان، گزارشهای مربوط به کشمکشهای شدید درونی در سطوح مختلف دولت کییف، که سخنگوی پیشین زلنسکی نیز به تازگی به آن اشاره کرده، خطر فرسایش داخلی در میانه جنگ را افزایش داده است.
در هر جنگ طولانی، پرسش اصلی به مرور زمان تغییر میکند؛ ابتدا از چگونگی پیروزی سخن گفته میشود، سپس هزینه پیروزی مطرح میگردد و در نهایت مردم در سکوت میپرسند که پس از توقف تیراندازی، چه چیزی از کشور باقی خواهد ماند. با وجود کمکهای گسترده غرب به کییف، دولتهای غربی منافع راهبردی و حسابوکتابهای دیرینه خود با روسیه را دنبال میکنند؛ اما مشاوران غربی پس از پایان نشستها به دفاتر امن خود بازمیگردند، در حالی که مردم اوکراین باید در میان ویرانهها زندگی کنند.
آینده اوکراین احتمالاً مستلزم پذیرش واقعیتهایی است که امروز دشوار به نظر میرسند؛ از جمله اینکه عضویت در ناتو به شکلی که پیشتر تصور میشد هرگز محقق نخواهد شد و پیوستن به اتحادیه اروپا نیز در افقی دور قرار دارد. تاریخ همواره آینده دلخواه ملتها را به آنها نمیدهد، بلکه گاه تنها امکانی برای حفظ آنچه باقی مانده فراهم میکند و صلح در چنین شرایطی نه پاداش پیروزی، بلکه تصمیمی شجاعانه پیش از تبدیلشدن پیروزی به ویرانی کامل است.
یک کشور خلاصهشده در دولت، رئیسجمهور یا پیمانهای نظامی نیست، بلکه مردمی است که در آن باقی میمانند. اکنون زمان آن رسیده که رهبران کییف پیش از آنکه چیزی برای نجاتدادن باقی نماند، بپذیرند که حفظ موجودیت اوکراین بر رؤیای شکستدادن روسیه اولویت دارد./ منبع