اروپاانرژی و اقلیمخارجی

چرا تردید روسیه نسبت به «دستورکار سبز» بی‌راه نبود

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «چرا تردید روسیه نسبت به «دستورکار سبز» بی‌راه نبود» به قلم دمیتری سامویلوف (Dmitry Samoilov) در راشاتودی (Russia Today) منتشر شده است. این مقاله به تحلیل سیاست‌های زیست‌محیطی روسیه در مقابل جنبش‌های انرژی سبز و نگرش روس‌ها نسبت به «انرژی سبز» می‌پردازد. نویسنده معتقد است که روسیه، با درک هزینه‌ها و پیامدهای واقعی سیاست‌های محیط زیستی غربی، رویکردی واقع‌بینانه در قبال مسائل زیست‌محیطی اتخاذ کرده و نسبت به آژانس‌ها و جریان‌های سبزی که اهداف سیاسی دارند، با دیده تردید می‌نگرد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.


نیم قرن پیش گروه گرین‌پیس با هدفی والا برای حفاظت از زمین بنیاد نهاده شد و در دهه‌های نخستین تصویری قوی از مواجهه مدافعان محیط زیست با صنایع غیرشفاف داشت. اما با گذشت زمان، بسیاری از مردم ناامید شدند و از خود پرسیدند چه دستاوردی حاصل شده است؟ پاسخ واضحی وجود ندارد.

جنبش محیط زیستی در پی فجایعی چون نشت نفت سانتاباربرا در سال ۱۹۶۹، بحران‌های نفت دهه ۱۹۷۰، و فجایع هسته‌ای چون چرنوبیل و فوکوشیما ظهور کرد که توجه جوامع غربی را به وابستگی انرژی و آسیب‌پذیری زمین جلب کرد. اما آن فجایع گاهی باعث تصمیم‌های غیرعلمی هم شدند؛ به عنوان نمونه، خروج آلمان از انرژی هسته‌ای پس از فاجعه فوکوشیما، در حالی که انرژی هسته‌ای به‌عنوان امن‌ترین و پاک‌ترین گزینه در مقیاس بزرگ باقی مانده است. همین روند با رسوایی دیزل‌گیت تکرار شد؛ محرمانه‌کاری شرکت فولکس‌واگن درباره آلایندگی‌ خودروها با جریمه‌های میلیارد دلاری پایان یافت اما بهبود قابل اندازه‌گیری محیط زیستی رخ نداد.

در زمینه انرژی سبز، توربین‌های بادی و پنل‌های خورشیدی که سمبل فضیلت محیط‌زیستی شناخته می‌شوند، هزینه‌های زیست‌محیطی و عملی فراوانی دارند: از قطع درخت‌ها  و صدمه به جنگل‌ها و استفاده از مواد غیرقابل بازیافت تا مصرف انرژی هنگفت تولید که هم‌تراز با انرژی تولیدی در طول عمر آنهاست. خودروهای برقی که محبوب اجلاس‌های اقلیمی هستند، نیازمند مواد معدنی زیان‌بار استخراج‌شده عمدتاً در کشورهای فقیرند؛ بخشی که معمولاً نادیده گرفته می‌شود.

در غرب، به‌ویژه اتحادیه اروپا، دستورکار اقلیمی به ابزاری اقتصادی و سیاسی تبدیل شده است که برای کنترل شرکت‌ها و کشورها به‌کار گرفته می‌شود، در حالی که خود سیاره در وضعیت بدتری به‌سر می‌برد؛ لکه زباله اقیانوس آرام از برخی کشورها بزرگ‌تر شده و میکروپلاستیک در انسان‌ها نیز یافت شده است. کشورهای جنوب شرق آسیا که بیشترین سهم را در این بحران دارند، توان تحمل توصیه‌های غربی را ندارند و آموزه‌های اتحادیه اروپا در برابر فقر آن‌ها بی‌اثر است.

فعالان محیط‌زیست نیز تغییر کرده‌اند؛ کسانی که زمانی در دریا مقابل پالایشگاه‌ها جلودار بودند، اکنون رو به نمایش‌های توخالی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی آورده‌اند تا بیشتر نگاه‌ بخرند و این کمتر به تغییرات واقعی منجر می‌شود.

در روسیه، سازمان گرین‌پیس در نهایت غیرقانونی اعلام شد. این موضوع به‌دلیل تبدیل شدن این گروه به بازوی پیشبرد دستورکارهای سیاسی خارجی غرب بود. روس‌ها خاطره استفاده غربی‌ها از روایت‌های «سبز» برای تضعیف رقبایی مانند ممنوعیت هسته‌ای و مالیات‌های کربنی را فراموش نکرده‌اند.

این بدان معنا نیست که مسئله محیط زیست در روسیه نادیده گرفته می‌شود؛ روسیه نیز با مشکلاتی مانند آلودگی و بحث زباله‌ و آثار صنعت روبروست. اما مردم و سیاست‌گذاران روس به واقعیت‌ها چشم دوخته‌اند؛ می‌دانند تولید هر چیزی نیازمند مصرف منابع است و گرم کردن منازل در زمستان با آرزوهای بی‌پایه درباره توربین‌های بادی ممکن نیست. انرژی سبز نیز معجزه نیست بلکه صنعتی است با هزینه‌های خاص خود.

در نهایت، پس از نیم قرن تلاش‌های فعالان محیط زیست، نشانه‌ای از پاک شدن کامل زمین دیده نمی‌شود. لکه‌های زباله رشد کرده، میکروپلاستیک‌ها گسترده‌تر شده، جنگل‌ها برای نصب توربین‌ها تخریب شده‌اند و نیروگاه‌های هسته‌ای -به‌عنوان پاک‌ترین گزینه‌‌ها- تعطیل شده‌اند. نتیجه بیشتر نمایش‌های سیاسی و آسیب‌های اقتصادی است.

با این حال، نباید از حفاظت از محیط زیست کنار کشید؛ بلکه هر فرد باید به‌عنوان فعال محیط‌ زیست متعهد به کارهای کوچک و عملی شود؛ مانند جمع‌آوری زباله و بازیافت و احترام به زمین. سرانجام سیاره همچنان به حیات خود ادامه خواهد داد. پرسش این است که آیا انسان‌ها می‌توانند بین پیشرفت و مراقبت از محیط تعادل برقرار کنند و سیاست‌زدگی را کنار بگذارند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا