جهانخاورمیانه

ایران شاید کلید آینده پیمان مکه باشد

پیوستن احتمالی ایران به پیمان مکه می‌تواند یک توافق دفاعی شکننده را به هسته نظم امنیتی مستقل غرب آسیا تبدیل کند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «ایران شاید کلید آینده پیمان مکه باشد» نوشته میشل بیچکووا (Mishel Bychkova) در راشا تودی (Russia Today) منتشر شده است و به پیامدهای احتمالی مشارکت ایران در توافق دفاعی مکه و تأثیر آن بر شکل‌گیری یک معماری امنیتی منطقه‌ای می‌پردازد. نویسنده استدلال می‌کند که حضور ایران می‌تواند این پیمان را از یک ائتلاف بازدارنده به سازوکاری برای خویشتن‌داری متقابل، همکاری اقتصادی و کاهش وابستگی امنیتی منطقه به آمریکا تبدیل کند، هرچند تحقق چنین نظمی به ایجاد قواعد روشن و حل اختلافات میان اعضا بستگی دارد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

گزارش‌ها درباره دعوت احتمالی از ایران برای پیوستن به توافق دفاعی مشترک مکه، چشم‌انداز تازه‌ای از آینده این پیمان ایجاد کرده است. مهدی رحیمی، رئیس خبرگزاری مجلس ایران، گفت این پیشنهاد در حال بررسی است و ایجاد یک چتر امنیتی منطقه‌ای را پیروزی جمهوری اسلامی دانست. با این ‌حال، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اعلام کرد تهران دعوت رسمی دریافت نکرده، هرچند پیشنهادهایی برای گفت‌وگو درباره امنیت جمعی منطقه مطرح شده است. بنابراین، در شرایط کنونی، موضوع بیشتر یک ابتکار سیاسی برای سنجش واکنش‌هاست تا آغاز روند عضویت رسمی. با این‌ وجود، نشان می‌دهد پیمان لزوماً علیه ایران طراحی نشده و می‌تواند با مشارکت تهران به پایه یک نظام امنیتی منطقه‌ای تبدیل شود.

توافق مکه در روز ۷ آگوست میان محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، و شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، امضا شد و مقرر می‌کند حمله مسلحانه به یک عضو، حمله به همه اعضا تلقی شود. این توافق از نظر نظری ظرفیت‌های مالی عربستان، توان نظامی و صنایع دفاعی ترکیه و تجربه نظامی و زرادخانه هسته‌ای پاکستان را کنار هم قرار می‌دهد، اما درباره سازوکار تصمیم‌گیری و تعهدات عملی اعضا در بحران توضیحی ارائه نمی‌کند. از این ‌رو، فعلاً بیشتر یک اعلامیه سیاسی بازدارندگی جمعی است تا یک ائتلاف نظامی واقعی.

دونالد ترامپ از توافق استقبال کرده و آن را نشانه مسئولیت‌پذیری بیشتر کشورهای منطقه در قبال دفاع خود دانسته است. با این ‌حال، شکل‌گیری این پیمان نشان‌دهنده روندی عمیق‌تر است: قدرت‌های منطقه‌ای دیگر چتر امنیتی آمریکا را کافی نمی‌دانند و در حال ایجاد مراکز مستقل قدرت هستند. جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران نیز این روند را تشدید کرد، زیرا نشان داد تضمین‌های امنیتی آمریکا ضمن بازدارندگی، می‌توانند کشورهای خلیج فارس را درگیر بحران‌هایی کنند که زمان و اهداف آنها بدون مشارکت مؤثرشان تعیین می‌شود. عربستان، ترکیه و پاکستان روابط خود با واشنگتن را کنار نمی‌گذارند، اما سازوکاری می‌خواهند که حتی در صورت اختلاف اولویت‌هایشان با آمریکا نیز کارآمد باشد.

مشارکت ایران می‌تواند ماهیت پیمان را تغییر دهد. حضور تهران احتمال تبدیل توافق به ائتلافی فرقه‌ای علیه ایران را کاهش می‌دهد و آن را به سازوکاری برای خویشتن‌داری متقابل تبدیل می‌کند. تحقق این هدف مستلزم کانال‌های ارتباط اضطراری، قواعد جلوگیری از برخورد نظامی، تبادل اطلاعات درباره پرتاب موشک، تضمین آزادی کشتی‌رانی و تعهد به خودداری از حمایت از اقدام مسلحانه اعضا علیه یکدیگر است. مسئله دشوارتر، گروه‌های مسلح غیردولتی همسو با ایران خواهد بود و تهران در صورت عضویت باید مسئولیت سیاسی اقدامات نیروهای تحت حمایت خود را بپذیرد.

از نظر اقتصادی نیز همکاری میان سرمایه عربستان، صنعت ترکیه، بازار پاکستان و ظرفیت انرژی و ترانزیتی ایران می‌تواند مسیرهای تازه‌ای میان آسیای مرکزی، خلیج فارس، مدیترانه و اقیانوس هند ایجاد کند و امنیت تنگه هرمز را از ابزار فشار متقابل به منفعت مشترک تبدیل سازد. با این ‌حال، تحریم‌های ایران، رقابت بر سر مسیرهای حمل‌ونقل و اختلافات میان اعضا می‌توانند مانع شوند.

در نهایت، رابطه این پیمان با اسرائیل تعیین‌کننده خواهد بود. پیوستن ایران احتمالاً برای اسرائیل نگران‌کننده است، اما توافق الزاماً نباید به ائتلافی ضداسرائیلی تبدیل شود. انتخابات کنست در ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ می‌تواند بر این مسیر اثر بگذارد. پیمان مکه هنوز نظم جدید غرب آسیا نیست، بلکه وعده‌ای برای ایجاد آن است؛ وعده‌ای که در صورت پذیرش ایران، تدوین قواعد روشن و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز با اسرائیل می‌تواند به شکل‌گیری نخستین نظام امنیتی منطقه‌ای عمدتاً مبتنی بر ابتکار کشورهای غرب آسیا منجر شود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا