خارجیخاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

ترامپ، غرب‌آسیا و «تحول بزرگ»

به گزارش اطلس دیپلماسی و با استناد به مقاله منتشرشده در المجله(Majalla)، با عنوان « ترامپ، غرب‌آسیا و «تحول بزرگ» نوشته ابراهیم حمیدی، این مقاله با ترجمه ژورنالیستی «افق تازه ترامپ برای غرب‌آسیا» به تحلیل رویکرد نوین دولت ترامپ درباره سیاست آمریکا در قبال خاورمیانه می‌پردازد و تبیین می‌کند که تاکید بر ابتکار عمل بازیگران منطقه‌ای، فرصت‌ها و تحولات آینده را در سیاست، امنیت و اقتصاد منطقه رقم خواهد زد. در ادامه چکیده‌ای از مقاله را می‌خوانید.


وزارت امور خارجه آمریکا نکات کلیدی سخنرانی اخیر دونالد ترامپ با عنوان «چشم‌انداز رئیس‌جمهوری ترامپ برای آینده‌ای شکوفا در غرب‌آسیا» را منتشر کرد. این سخنرانی به صراحت اولویت‌ها و نگاه دولت آمریکا به منطقه برای چهار سال آینده را روشن می‌کند و تفاوت رویکرد ترامپ نسبت به روسای‌جمهور پیشین آمریکا را نشان می‌دهد. ترامپ به‌جای آنکه مانند جو بایدن یا باراک اوباما، از واشینگتن یا قاهره مخاطب جهان اسلام باشد، نخستین سفر خارجی خود را به عربستان، قطر و امارات اختصاص داد. بایدن در آغاز ریاست‌جمهوری خود در سال ۲۰۲۱ از بازگشت آمریکا به صحنه جهانی سخن گفت و اشاره کرد که آمریکا بعد از چهار سال سیاست «اول آمریکا» ترامپ، دوباره حضوری فعال خواهد داشت. باراک اوباما نیز سال‌ها پیش و در ۲۰۰۹، با سخنرانی در دانشگاه قاهره تلاش کرد رابطه آمریکا با جهان اسلام را پس از دوران تنش‌آلود بوش پسر ترمیم کند و آغاز جدیدی را رقم بزند.

در این شرایط، ترامپ رویکردی متمایز اتخاذ کرد و نخستین سفر خود را به قلب غرب‌آسیا اختصاص داد تا پیامی روشن درباره اولویت منطقه‌ای خود ارسال کند. یک رویداد قابل توجه در این سفر، دیدار ترامپ با احمد الشرع رئیس‌جمهور سوریه بود؛ دیداری که درست ۲۰ سال پس از بازداشت الشرع توسط نیروهای آمریکایی در عراق انجام شد. این دیدار نه تنها از باب تلاش برای احیای روابط و لغو تحریم‌ها علیه سوریه اهمیت داشت، بلکه نشانی از تغییر رویکرد آمریکا و مخالفت با سیاست‌های مداخلاتی پیشین بود.

ترامپ، به انتقاد مستقیم از سیاست‌های گذشته آمریکا در منطقه، به‌ویژه ایده «کشور‌سازی»، پرداخت و گفت تلاش برای صدور دموکراسی و تغییر رژیم‌ها نه تنها به آبادانی منطقه نیانجامید، بلکه ویرانی گسترده‌ای درپی داشت. او بر ظهور نسل جدیدی از رهبران منطقه تاکید کرد که از تقابل‌ها و تقسیم‌های قدیمی عبور کرده‌اند و به جای آشوب و خشونت، آینده غرب‌آسیا را مبتنی بر تجارت و فناوری می‌سازند. ترامپ و نمایندگانش بر این موضوع تاکید کردند که دوران مداخله‌گری غرب سپری شده و آینده منطقه باید به‌دست خود بازیگران غرب‌آسیا و بر اساس راه‌حل‌های بومی رقم بخورد. همچنین نسبت به سیاست‌های گذشته غرب که بر تحمیل نقشه‌ها و ترسیم مرزها مبتنی بود، انتقاد شد.

از مهم‌ترین محورها و اقدامات این چشم‌انداز، امضای مجموعه‌ای از توافق‌نامه‌های نظامی، اقتصادی و علمی به‌ویژه در حوزه تراشه‌های هوشمند در جریان سفر به کشورهای خلیج فارس بود. ترامپ پیشنهاد داد مسیر تازه‌ای برای غرب‌آسیا ترسیم شود؛ مسیری که ارتباط مستقیمی با تجارب گذشته آمریکا در عراق و افغانستان دارد. او معتقد بود آمریکا در این کشورها مداخله کرد و میلیاردها دلار هزینه نمود، بی‌آنکه شناخت دقیقی از جوامع محلی داشته باشد و سرانجام نتیجه مطلوبی نیز حاصل نشد. تحول بزرگ منطقه اما به باور ترامپ نه از مداخلات خارجی، بلکه از درون و مبتنی بر احترام به سنت‌های ملی و ارزش‌های بومی پدید آمده است.

در بخش دیگری از این چشم‌انداز، ترامپ بر توافق‌های جدید نظامی، اقتصادی و علمی با کشورهای منطقه تأکید کرد. او همچنین پیشنهاد کرد تحت شروطی معین، راهی برای رفع تحریم‌ها علیه ایران در برابر توقف غنی‌سازی اورانیوم ایجاد شود. در موضوع یمن و حوثی‌ها خواستار تثبیت آتش‌بس و پایان درگیری شد و یادآوری کرد که پیش‌تر با شدت بیشتری با آن‌ها مقابله شده است. کمک به توسعه لبنان، گسترش روابط مسالمت‌آمیز با همسایگان و فراهم‌ساختن مقدمات حضور سوریه در پیمان ابراهیم و جلوگیری از بازگشت داعش از دیگر محورهای مورد توجه بود.

این نگاه تازه همچنین به آینده منطقه غرب‌آسیا اشاره دارد؛ آینده‌ای که در آن به جای بازگشت به گذشته و تکرار بحران‌ها، حرکت به سوی توسعه، بازسازی و ثبات رقم خواهد خورد. موفقیت چنین چشم‌اندازی مشروط بر آن است که کشورهای منطقه اختلافات فرساینده را کنار بگذارند و بر منافع مشترک، بازسازی و حرکت به‌سوی شکوفایی متمرکز شوند تا بتوانند دستاوردهایی خلق کنند که مایه شگفتی جهان باشد.

تحولات سال‌های اخیر نشان می‌دهد بسیاری از مردم سوریه و لبنان به دنبال مسیری متفاوت از گذشته‌اند؛ مسیری که به‌جای درگیری با همسایگان، بر بازسازی، توسعه و ثبات تاکید دارد. حتی رهبران دمشق و بیروت نیز دیگر تمایلی به جنگ با همسایگان، از جمله اسرائیل، ندارند. همزمان جمهوری اسلامی ایران در یکی از بحرانی‌ترین و ضعیف‌ترین دوره‌های خود در چند دهه اخیر قرار گرفته و توان مداخله مؤثر مانند گذشته را ندارد.

در مجموع، تصویر ارائه‌شده از خاورمیانه جدید، منطقه‌ای است که با ابتکار عمل بازیگران محلی و رها شدن از سیطره سیاست‌های تحمیلی غرب، به سوی ثبات، توسعه اقتصادی، پیوندهای عمیق‌تر منطقه‌ای و کاهش درگیری‌های مزمن حرکت می‌کند. امضای توافق‌نامه‌های راهبردی در زمینه‌های نظامی، علمی و فناوری، تلاش برای حل منازعات منطقه‌ای و گشودن درهای همکاری بین قدرت‌های منطقه‌ای با هدف عبور از گذشته بحران‌خیز، نشانه‌هایی از این رویکرد تازه است.

همزمان با ارائه این چشم‌انداز و ایجاد بستر جدیدی برای گفت‌وگو و همکاری، پرسشی اساسی مطرح است: آیا این بار غرب‌آسیا می‌تواند با استفاده از فرصت‌های بازسازی و توسعه، از چرخه تکراری بحران‌ها عبور کند و آینده‌ای متفاوت را رقم بزند یا بار دیگر فرصت‌های پیش‌رو از دست خواهد رفت؟ آینده منطقه و موفقیت این رویکرد نوین وابسته به آمادگی کشورها برای بهره‌گیری از ظرفیت‌های مشترک و عبور از اختلافات گذشته است تا تحقق تحولی که جهان را شگفت‌زده کند ممکن شود./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا