سه سناریوی احتمالی برای برنامه هستهای ایران پس از حملات آمریکا
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «سه سناریوی احتمالی برای برنامه هستهای ایران پس از حملات آمریکا» نوشته امیر اسمر (Amir Asmar)، در اندیشکده شورای آتلانتیک (Atlantic Council)، منتشر شده است. این یادداشت به بررسی تأثیر حملات آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران، بهویژه فردو و سه سناریوی احتمالی برای آینده برنامه هستهای این کشور با تمرکز بر میزان خسارت وارده و پیامدهای دیپلماتیک و نظامی آن میپردازد. در ادامه، گزیده این مطلب را میخوانید.
با برقراری آتشبس شکننده بین ایران و اسرائیل، پرسش اصلی این است که آیا حملات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به تأسیسات هستهای جمهوری اسلامی، بهویژه فردو، موفقیت راهبردی به همراه خواهد داشت یا خیر. آمریکا آخر هفته گذشته، در حمایت از هدف اسرائیل برای جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هستهای، تأسیسات فردو (تولید و ذخیره اورانیوم با غنای بالا)، نطنز (غنیسازی اورانیوم) و اصفهان (تبدیل اورانیوم) را بمباران کرد. فردو، که در عمق هشتاد تا صد متری زیر کوه ساخته شده و با بتنِ تقویتشده محافظت میشود، مقاومترین تأسیسات است و با حدود دو هزار سانتریفیوژ، از جمله ۳۵۰ دستگاه پیشرفته IR-6، اورانیوم را تا ۶۰ درصد غنی میکرد؛ سطحی که توجیه غیرنظامی ندارد.
گزارشها درباره میزان خسارت به فردو متناقض است. ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، مدعی «خسارت و تخریب بسیار شدید» در هر سه سایت شد. رافائل گروسی، رئیس آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز به دلیل حساسیت سانتریفیوژها به ارتعاشات ناشی از بمبها، خسارت قابلتوجهی را پیشبینی کرد. اما یک ارزیابی اولیه اطلاعاتی آمریکا نشان داد که حمله، فردو را کاملاً تخریب نکرده و ایران بخش زیادی از اورانیوم غنیشده خود را پیش از حملات به مکانی دیگر انتقال داده که در این صورت برنامه هستهای جمهوری اسلامی تنها چند ماه عقب افتاده است. کاخ سفید این ارزیابی را «کاملاً نادرست» خواند. وضعیت فردو تأثیر مستقیمی بر احتمال کنارگذاشتن یا ازسرگیری برنامه هستهای ایران دارد. سه سناریو در ادامه بررسی میشوند.
سناریوی اول: فردو و اورانیوم غنیشدهاش آسیب دیده، اما قابل استفاده است.
آمریکا از بمبهای سنگرشکن GBU-57 برای هدف قراردادن فردو استفاده کرد، اما اگر این حمله تنها بخشی از تأسیسات را تخریب کرده یا ایران بخشی از اورانیوم غنیشده را نجات داده باشد، تهران بعید است بدون حملات بعدی برنامه هستهای خود را کنار بگذارد. ایران از پیش از انقلاب اسلامی بهدنبال توانایی هستهای بوده و این برنامه با غرور ملی و مقاومت در برابر مداخله خارجی گره خورده است. حکومت تحت رهبری آیتالله خامنهای سابقه مقاومت در برابر چالشها را دارد. اگر سالنهای آبشاری (محل سانتریفیوژها) در فردو همچنان فعال باشند، ایران ممکن است خود را در برابر قدرت نظامی آمریکا و اسرائیل تابآور ببیند و دوباره به آستانه تسلیحات هستهای یا حتی ساخت بمب حرکت کند، بهویژه اگر بخشهایی از برنامه تسلیحاتی و موشکیاش نیز جان سالم به در برده باشند. فعالیتهای پساجنگ در فردو یا دیگر سایتها بهراحتی قابلشناسایی است، اما اگر سالنهای آبشاری آسیب دیده و غیرفعال باشند، ایران ممکن است به دلیل ناتوانی در ازسرگیری سریع غنیسازی، محدودیتهای مذاکراتی را بپذیرد. با این حال، بدون تهدید مستقیم نظام، کنارگذاشتن دائمی برنامه هستهای بعید است. این سناریو احتمالاً تنها مکثی در برنامه هستهای ایران ایجاد میکند و با توجه به دکترین نظامی اسرائیل، حملات آینده اجتنابناپذیر خواهد بود.
سناریوی دوم: فردو کاملاً تخریب شده و اورانیوم غنیشده از بین رفته است.
اگر فردو، از جمله سالنهای آبشاری، به حدی آسیب دیده باشد که بدون بازسازی گسترده غیرقابل استفاده شود و ایران نتوانسته باشد اورانیوم غنیشده را منتقل کند، تهران احتمالاً در مذاکرات، برنامه هستهای خود را کنار میگذارد، بهویژه اگر تضمینهایی برای امنیت نظام، رفع تحریمهای اقتصادی و حفظ مزایای غیرنظامی انرژی هستهای دریافت کند. بازسازی برنامه هستهای در این حالت سالها زمان میبرد، بهخصوص اگر سامانههای موشکی و تسلیحاتی نیز آسیب دیده باشند. هر تلاش برای بازسازی فردو قابلشناسایی است و میتواند حملات جدید آمریکا یا اسرائیل را تحریک کند. با این حال، به دلیل تعهد دیرینه ایران به توانایی هستهای بومی، نظارت گسترده آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای جلوگیری از ازسرگیری مخفیانه برنامه ضروری است. ایران به احتمال زیاد تخصص لازم برای بازسازی سریعتر در آینده را حفظ کرده است که این امر نظارت مداوم را حیاتی میکند.
سناریوی سوم: فردو تا حد زیادی سالم مانده است.
احتمال این سناریو هرچند کم باشد، فرض میکند که فردو، بهویژه بخشهای زیرزمینی آن، به دلیل آمادگیهای ایران (مانند مسدودکردن ورودیها یا شفتهای تهویه) یا ناکارآمدی بمبهایGBU-57، عمدتاً سالم مانده است. در این صورت، ایران ممکن است نتیجه بگیرد که تسلیحات متعارف نمیتوانند برنامه غنیسازیاش را تهدید کنند. این پیامدها شامل حفظ توانایی غنیسازی اورانیوم در سطح بالا، تحریک بنیامین نتانیاهو و جانشینانش برای اقدامات نظامی بیشتر و عدم ثبات منطقهای به دلیل ادامه برنامه هستهای ایران است. ایران احتمالاً تأسیسات هستهای آینده خود را مقاومتر میسازد، مانند تأسیسات زیرزمینی کوه کلنگ گز لا (Pickaxe Mountain)نزدیک نطنز، که در سال ۲۰۲۴ کشف شد و عمیقتر از فردو است. این تأسیسات با ورودیهای متعدد و فضای بیشتر، در برابر حملات مقاومتر است و تاکنون بازرسان بینالمللی به آن دسترسی نداشتهاند.
ایران سابقه مخفیکردن تأسیسات هستهای مانند لویزان-شیان، ورامین و تورقوزآباد را دارد که در حملات اخیر هدف قرار نگرفتند و ممکن است برای استفاده دوباره فعال شوند. در این سناریو، ایران بعید است در مذاکرات برنامه هستهای خود را کنار بگذارد و شاید به سمت آستانه تسلیحات هستهای یا حتی آزمایش بمب حرکت کند تا توانایی هستهای خود را به دشمنان نشان دهد و آنها را از حملات آینده بازدارد. این دقیقاً نتیجه همان چیزی است که اسرائیل و آمریکا با هدف قراردادن فردو قصد جلوگیری از آن را داشتند./ منبع


