معامله بزرگ سوریه-غزه
بهگزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «معامله بزرگ سوریه-غزه» که بهقلم جاشوا یافه (Joshua Yaphe) در مجله تحلیلی-فکری نشنال اینترست (National Interest) منتشر شده است، به موضوع طرح احتمالی دولت ترامپ برای اسکان فلسطینیهای غزه در سوریه میپردازد؛ طرحی که با هماهنگی ضمنی با اسرائیل و با نقشآفرینی ترکیه و عربستان دنبال میشود و نویسنده معتقد است که خطر بازگشت بیثباتی و جنگ داخلی به سوریه را بههمراه دارد. این طرح بخشی از تلاش واشنگتن برای کسب دستاوردهای سریع سیاست خارجی بدون درگیری مستقیم با اسرائیل یا بحرانهای طولانیمدت است. در ادامه چکیده این مقاله را میخوانید.
معامله بزرگ سوریه–غزه در چارچوب سیاست خاورمیانهای دولت ترامپ، در پی دستیابی به دستاوردهای سریع و ملموس در سیاست خارجی است؛ حتی اگر این رویکرد بهمعنای نادیده گرفتن اولویتهای اسرائیل یا واگذاری مسئولیت به کشورهایی مانند ترکیه و عربستان سعودی باشد.
در قلب این سیاست، طرحی نهفته است که میکوشد صدها هزار فلسطینی را از غزه خارج کرده و نسخهای جدید از طرح «صلح برای رفاه» را احیا کند. با این حال، بخشی از این برنامه شامل انتقال این جمعیت به سوریه است؛ اقدامی که در صورت اجراییشدن، میتواند ثبات شکننده دولت در دمشق را تهدید کرده و منجر به شعلهور شدن دوباره جنگ داخلی شود. این همان نوع بحران درازمدت و پرهزینهای است که کاخ سفید علاقهای به درگیر شدن با آن ندارد و همین مسئله نشاندهنده واگرایی روزافزون میان رویکرد آمریکا و اسرائیل در خاورمیانه است.
مشکل غزه
دولت آمریکا بهوضوح علاقه دارد که فلسطینیها از نوار غزه خارج شوند تا شرایط برای بازسازی این منطقه فراهم شده و شاید برخی از پناهجویان در فرآیندی گزینشی به آن بازگردند. این نگاه با رویکرد دولت اول ترامپ هماهنگ است که بهدنبال روشی یکپارچه برای مدیریت رابطه اسرائیل با سرزمینهای اشغالی بود؛ روشی که وعده ثبات امنیتی و سیاسی را میداد، بدون آنکه به تشکیل کامل دولت فلسطینی بینجامد.
این طرح، بر پایه نگرشهای جناح راست میانه در اسرائیل طراحی شده که سعی دارند میان واقعیتهای میدانی و نگرانیهای امنیتی جامعه اسرائیلی تعادلی برقرار کنند. در همین راستا، گزارشهایی وجود دارد که دولت اسرائیل در تلاش است برخی کشورهای آفریقایی نظیر سودان جنوبی و سومالی را برای پذیرش فلسطینیها متقاعد کند. پیشنهاد جدیتری هم از سوی نماینده ویژه آمریکا استیو ویتکاف درباره اندونزی مطرح شد، اما در نهایت جاکارتا آن را رد کرد. همچنین در ماه مارس شایعاتی درباره تماس با سوریه از طریق یک واسطه منتشر شد که دولت دمشق آن را تکذیب کرد.
محاسبات راهبردی اسرائیل
اسرائیل برخلاف آمریکا، از موضعی متفاوت وارد این معادله شده است. پس از پایان آتشبس در ۱۷ مارس، حدود ۳۰ درصد از خاک غزه به منطقه حائل نظامی تبدیل شده که طبق طرح اسرائیل، حتی پس از هر گونه توافق صلح، باز هم تحت کنترل آن باقی خواهد ماند.
با توجه به نابودی گسترده زیرساختها، حتی اگر هزینه بازسازی قابل تأمین باشد، هیچ کشوری حاضر نیست در شرایط فعلی در این پروژه سرمایهگذاری کند. «بتسالل اسموتریچ» -وزیر دارایی اسرائیل- پیشبینی کرده که ظرف شش ماه، ساکنان غزه در منطقهای کوچک و پرجمعیت در مرز مصر متمرکز خواهند شد و برای شروع زندگی جدید، به مهاجرت رضایت خواهند داد.
بسیاری اسرائیل را به فقدان طرح پس از جنگ متهم میکنند، اما این یک تصور نادرست است و شواهدی از برنامهریزی راهبردی اسرائیل بهویژه در قبال سوریه وجود دارد. بهطور مشخص، اسرائیل اعلام کرده که کوه حرمون و منطقه امنیتی اطراف قنیطره را بهطور نامحدود اشغال خواهد کرد. همچنین، نتانیاهو اقدامات نمادینی در تعامل با اقلیتهای قومی سوری نظیر دروزیها و کردها انجام داده است.
هر چند آمریکا و اسرائیل درباره رژیم جدید در دمشق تردید دارند، اما آمریکا مسیر خود را جدا کرده است. تصمیم ترامپ برای کاهش تحریمها علیه سوریه و دیدار با «احمد الشرع» در عربستان سعودی، نشان میدهد که دولت او قصد دارد فارغ از خواستههای اسرائیل، گامهایی برای عادیسازی روابط بردارد.
معامله بزرگ
نشانههایی وجود دارد که اسرائیل در حال بررسی امکان توافقی با دمشق است. اطلاعرسانیهای عمومی مقامات اسرائیلی درباره تحرکاتشان در سوریه نشان میدهد که دولت نتانیاهو در حال «ارسال سیگنال» به بازیگران منطقهای است: اگر شرایط مهیا شود، ممکن است برخی امتیازات راهبردی در سوریه را واگذار کند.
طرح پیشنهادی، شامل خروج نظامی اسرائیل از بخشهایی از سوریه، کاهش تماس مستقیم با اقلیتهای قومی و مذهبی، تنشزدایی با ترکیه و موافقت با عادیسازی روابط آمریکا-سوریه در ازای پذیرش صدها هزار فلسطینی غزه از سوی سوریه است.
این ایده بیسابقه نیست. پیش از جنگ داخلی، سوریه میزبان حدود ۴۳۸ هزار فلسطینی بود که طبق گزارشهای سازمان ملل متحد، شرایط زندگیشان نسبت به بسیاری از کشورهای دیگر بهتر بود. با این حال، چنین طرحی اکنون در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس با نگرانی زیادی روبهروست. برخی منابع منطقهای معتقدند که این معامله میتواند شکافهای قومی-فرقهای در سوریه را عمیقتر کند، موجی از فشارهای داخلی بر عربستان ایجاد کند و زمینهساز بازگشت ناامنی به سوریه باشد.
راهحل پیشنهادی برای مهار پیامدهای منفی این توافق، حمایت ترکیه از آن است؛ هم از نظر مالی و هم در عرصه رسانهای. اما سؤال اساسی این است که آیا کاخ سفید آگاه است که جابهجایی گسترده فلسطینیان ممکن است بحران جدیدی در منطقه ایجاد کند؟ یا آیا صرفا به امید توافق اسرائیل و ترکیه، خود را از درگیری احتمالی آینده در سوریه کنار کشیده است؟
در پایان، باید بدانیم که پیوند خوردن سیاست آمریکا با جاهطلبیهای منطقهای اسرائیل میتواند بهجای سودمندی، منجر به شکلگیری یک نظم جدید خوشخیالانه ولی بیثبات در منطقه شود. /منبع



