آیا مذاکرات هستهای ایران دوباره در دستور کار قرار گرفته است؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت با عنوان «آیا مذاکرات هستهای ایران دوباره در دستور کار قرار گرفته است؟» به قلم یوسی مکلبرگ (Yossi Mekelberg) در عرب نیوز (Arab News) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی پیامدهای فعال شدن سازوکار «بازگشت خودکار تحریمها» علیه ایران، فروپاشی عملی برجام و چشمانداز بازگشت به مسیر دیپلماسی میپردازد و با رویکردی تحلیلی توضیح میدهد که تحریمها بدون احیای مذاکرات، نهتنها برنامه هستهای ایران را مهار نمیکنند بلکه ممکن است به تقویت تندروها در تهران بینجامند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
در اواخر ماه آگوست، سه کشور اروپایی شامل بریتانیا، فرانسه و آلمان (E3) به سازمان ملل اطلاع دادند که ایران تعهدات خود در برجام را نقض کرده است. این اقدام، مقدمهای بر فعال شدن سازوکار «بازگشت خودکار تحریمها» بود که یک ماه بعد بهدلیل «نقض مداوم و قابل توجه تعهدات ایران» اجرایی شد و تحریمهای گستردهای علیه تهران وضع کرد. با این حال، کمتر کسی باور دارد که تحریمهای جدید بتواند تأثیر فوری بگذارد. اما پس از چند سال اختلاف، اکنون آمریکا و اروپا بیش از گذشته در هدف جلوگیری از دستیابی ایران به توان هستهای نظامی همسو شدهاند. با این حال، بدون یک مسیر دیپلماتیک، این فشارها ممکن است سرسختی حاکمان ایران را تقویت کند، بهویژه پس از جنگ ماه ژوئن با اسرائیل که آسیبپذیریهای امنیتی ایران را آشکار کرد و به تاسیسات هستهایاش خسارت زد.
تصمیم دونالد ترامپ برای خروج از برجام در سال ۲۰۱۸، که تا حد زیادی تحت تأثیر بنیامین نتانیاهو اتخاذ شد، سرنوشت توافق را به حیات مصنوعی سپرد و اکنون فعال شدن سازوکار بازگشت تحریمها آن را رسماً از بین برد. علت اصلی این اقدام شتاب ایران در برنامه نظامی نبود، بلکه ماهیت خود توافق بود. طبق بند «غروب» در توافق سال ۲۰۱۵، برخی محدودیتها بر برنامه هستهای ایران قرار بود در ماه اکتبر ۲۰۲۵ پایان یابد؛ بندی که شاید با خوشبینی تنظیم شده بود تا ۱۰ سال اعتماد متقابل ایجاد شود و روابط ایران و جهان را دگرگون کند. اما این گذار از توافقی موقت به رابطهای پایدار هرگز تحقق نیافت. از منظر تاکتیکی، حسن روحانی آن را دستاوردی داخلی معرفی کرد که پس از یک دهه تبعیت، برنامه هستهای غیرنظامی ایران را از قید محدودیتها رها میکند.
این وضعیت تا حدی ناشی از سادهانگاری و تفاوت دیدگاه میان تهران و غرب بود. برای حفظ توافق، باید پیش از پایان بند غروب، مذاکرات جدیدی آغاز میشد، اما چنین نشد. با بیمیلی آمریکا و نزدیک بودن تاریخ انقضای برجام، سه کشور اروپایی چارهای جز بازگرداندن تحریمها ندیدند. با این حال، این اقدام باید سرآغازی برای جستوجوی توافقی تازه باشد. نزدیکی زمانی این تحریمها با جنگ ماه ژوئن، هرچند بیارتباط مستقیم، شائبه پیوند میان آنها را تقویت کرد. اسرائیل و آمریکا مدعیاند جنگ دوازدهروزه، برنامه هستهای ایران را به عقب رانده است، اما شواهدی در این باره وجود ندارد. نگرانی اصلی، سرنوشت ۴۰۸ کیلوگرم اورانیوم غنیشده نزدیک به درجه تسلیحاتی است که ممکن است زیر آوار تأسیسات بمبارانشده یا در مکانی دیگر پنهان مانده باشد.
با وجود آسیبها، ایران موضعی سختگیرانهتر در برابر بازرسیها اتخاذ کرده و اجازه دسترسی مجدد به سایتهای هستهای را نداده و گزارشی به آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارائه نکرده است. برجام عملاً با خروج یکجانبه آمریکا فروپاشید و به جای مهار، موجب تسریع غنیسازی شد. اکنون بدون هیچ توافق الزامآوری، مهار پیشرفت هستهای ایران دشوارتر شده است. ضعف پدافند هوایی ایران در جنگ ماه ژوئن ممکن است اسرائیل یا حتی آمریکا را به اقدام نظامی بیشتر ترغیب کند، بهویژه با تضعیف محور مقاومت و خروج سوریه از مدار ایران. اما این تحولات، در عین حال، تندروهای ایران را به تسریع برنامه هستهای برای جبران ضعف امنیتی تشویق کرده است. چنین محاسبهای میتواند خطرناک باشد، اما این نگرش در میان رهبران تهران رواج دارد.
با این حال، تشدید تنش اجتنابناپذیر نیست. تحریمها راهحل بلندمدت محسوب نمیشوند مگر آنکه همه طرفها به بازگشت به مذاکرات دیپلماتیک تن دهند. ادامه تحریمها زندگی مردم ایران را دشوارتر کرده و نفوذ سپاه پاسداران بر اقتصاد را افزایش داده است. توافقی جدید با نظام نظارتی سختگیرانه میتواند راه رفع تدریجی تحریمها و کاهش نقش بیثباتکننده ایران در منطقه را هموار کند و زمینهساز بهبود امنیت منطقهای شود./ منبع



