خاورمیانهداخلینظام بین‌الملل و نهادها

نشست دوحه؛ اظهار قدرت یا اعمال قدرت؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «نشست دوحه؛ اظهار قدرت یا اعمال قدرت؟» به قلم جلال خوش‌چهره در دیپلماسی ایرانی منتشر شده است. این یادداشت به بررسی نشست اضطراری سران کشورهای اسلامی و عرب در دوحه پس از حمله اسرائیل به خاک قطر می‌پردازد و پرسش از توان و اراده واقعی این دولت‌ها برای عبور از بیانیه‌های نمادین به اقدامات عملی را مطرح می‌کند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.


نشست اضطراری سران کشورهای اسلامی و عرب در دوحه با هدف واکنش سریع به نقض حاکمیت قطر توسط اسرائیل برگزار شد. حمله جنگنده‌های اسرائیل به پایتخت قطر و ترور رهبران حماس، در مجاورت بزرگ‌ترین پایگاه نظامی آمریکا، شوک جهانی ایجاد کرد و ماهیت اتحادهای امنیتی میان واشنگتن و متحدان حاشیه خلیج فارس را زیر سوال برد. اکنون این پرسش مطرح است که سقف واقعی حمایت آمریکا از متحدان منطقه‌ای در شرایط بحرانی چیست و آیا تجربه اروپا در جنگ اوکراین، سرخوردگی مشابهی برای دولت‌های عرب به‌همراه خواهد داشت.

اقدام نظامی اسرائیل در خاک قطر حاکی از، دست باز نخست‌وزیر این رژیم در اقدامات ماجراجویانه، با حمایت آشکار واشنگتن، است. دیدار وزیر امور خارجه دولت پیشین آمریکا از اسرائیل و اعلام پشتیبانی از رویکرد تل‌آویو، نشانه‌ای از استمرار ترجیح بی‌ثباتی در غرب‌آسیا از سوی دو متحد به‌شمار می‌رود.

در چنین شرایطی، سوال اساسی این است که خروجی نشست دوحه صرفاً به بیان مواضع سنتی و کلیات محدود می‌شود یا نشانه‌ای از تغییر رویکرد و تمایل به مقابله عملی با روندی است که اسرائیل را به‌ قدرت برتر منطقه‌ای بدل می‌کند. از منظر راهبردی، اقدامات اسرائیل به‌ویژه پس از روز هفتم ماه اکتبر سال ۲۰۲۳ بر قاعده «ایجاد هرج‌ومرج و بهره‌برداری از آن» استوار بوده و بی‌پروایی این رژیم عمدتاً بر پشتیبانی آمریکا متکی است. بر این اساس، کشورهای عرب حوزه جنوبی خلیج فارس باید بپرسند که در غیاب حمایت مؤثر آمریکا در بحران‌های امنیتی، فایده اتحاد با این قدرت چیست.

پیش‌تر، مسئله فلسطین به‌عنوان هویت عربی-اسلامی نقش محوری در سیاست دولت‌های منطقه داشت، اما اکنون بسیاری از آن‌ها در میان شرکای اقتصادی و متحدان نظامی واشنگتن-تل‌آویو جای گرفته‌اند. این همگرایی، رویکرد محافظه‌کارانه را جایگزین اراده اعمال قدرت کرده و واکنش‌ها به تجاوزات مکرر اسرائیل را به نشست‌ها و بیانیه‌های بی‌اثر محدود ساخته است. ویرانی غزه و آوارگی فلسطینیان، تاکنون واکنش مؤثری از حامیان ادعایی آنان برنینگیخته است.

ارائه راه‌حل‌های مبهم تنها نشان می‌دهد که نشست‌هایی مانند دوحه بیشتر نمایشگر نبود اراده برای آزمودن قدرت در برابر اسرائیل است. همچنین ضرورت پرهیز از واکنش‌های مقطعی، بی‌برنامه و بدون راهبرد روشن تأکید می‌شود. نشست دوحه فرصتی برای نشان‌دادن قاطعیت دولت‌های اسلامی و عرب در رد دلخوشی به حمایت‌های نمایشی است، در حالی که تهدیدات همچنان پابرجاست. پرسش نهایی آن است که آیا زمان نمایش قدرت واقعی این کشورها در برابر تلاش اسرائیل برای تثبیت هژمونی منطقه‌ای فرارسیده یا محافظه‌کاری همچنان بر تصمیمات حاکم خواهد ماند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا