مصر اکنون اسرائیل را یک تهدید فوری میبیند
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «مصر اکنون اسرائیل را یک تهدید فوری میبیند» به قلم احمد عبودو (Ahmed Aboudouh) در اندیشکده چتم هاوس (Chatham House) منتشر شده است. این مقاله به بررسی تغییر نگرش مصر و دیگر کشورها نسبت به اسرائیل پس از حمله ۹ سپتامبر به مذاکرهکنندگان حماس در قطر میپردازد و نشان میدهد که چگونه این تحولات امنیتی و دیپلماتیک میتواند جایگاه مصر، نقش میانجیگری آن و راهبردهای منطقهای آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۵، رهبران غرب آسیا در نشست اضطراری دوحه گرد هم آمدند تا حمله ۹ سپتامبر اسرائیل به مذاکرهکنندگان حماس در قطر را محکوم کنند. در بیانیه مشترک این نشست، کشورها از همه دولتها خواستند «روابط دیپلماتیک و اقتصادی» خود با اسرائیل را بازنگری کرده و «اقدامات قانونی» علیه آن آغاز کنند. در این نشست، عبدالفتاح السیسی، رئیسجمهور مصر بهطور بیسابقهای اسرائیل را دشمن توصیف کرد؛ نخستین بار از زمان تصدی مقام ریاستجمهوری در سال ۲۰۱۴ که چنین لحنی بهکار برد. او هشدار داد که سیاستهای دولت اسرائیل «فرصت هرگونه توافق صلح جدید را از بین برده و حتی توافقهای موجود را باطل میکند» و به نگرانی از آوارهکردن اجباری فلسطینیها اشاره کرد و با ریشهکنکردن آنان از سرزمینهایشان مخالفت نمود.
این مواضع نشاندهنده احساس تهدید مصر است که پس از حمله اسرائیل به دوحه و هشدار بنیامین نتانیاهو درباره امکان حمله دوباره به حماس، شکل گرفته است. مصر، با وجود پیمان صلح با اسرائیل، بهطور جدی احتمال هدف قرارگرفتن رهبران حماس در قاهره را مدنظر دارد و همچنین نگران است که در پی حمله گسترده به شهر غزه، اسرائیل فلسطینیها را بهسوی سینای مرزی مصر منتقل کند. به همین دلیل، قاهره احتمالاً از دیپلماسی، توان نظامی و نقش میانجیگری خود برای دفع این تهدیدها استفاده خواهد کرد و ممکن است تلاش کند با بهرهگیری از تغییر دیدگاه کشورهای حاشیه خلیج فارس نسبت به اسرائیل، پیشنهادهای خود برای ایجاد ائتلاف نظامی عربی مشابه ناتو را احیا کند. با این حال، این تلاشها با چالشهایی روبهروست؛ برخی کشورهای عربی اولویتهای امنیتی متفاوتی دارند و منافع آمریکا نیز میتواند مداخله کند.
حمله به قطر احتمالاً موجب شده که کشورهای عربی اسرائیل را بهعنوان تهدید اصلی خود ارزیابی کنند؛ نخست آنکه این حمله نشان داد دولت نتانیاهو اکنون تمرکز خود را بر الحاق سرزمینها برای جلوگیری از شکلگیری دولت فلسطین گذاشته است، نه عادیسازی روابط با عربستان و دیگر کشورها. برخی اعضای ائتلاف راستگرای نتانیاهو، مانند بتسالل اسموترچ، وزیر دارایی، برنامهای برای الحاق ۸۲ درصد کرانه باختری ارائه کردهاند و خود نتانیاهو نیز در روز یازده سپتامبر اعلام کرد «هیچگاه دولت فلسطین تشکیل نخواهد شد».
دوم، حمله به قطر سؤالات جدی درباره تعهد آمریکا به امنیت کشورهای حاشیه خلیج فارس ایجاد میکند. ایالات متحده نتوانست از حمله اسرائیل به متحد مهم منطقهای خود جلوگیری کند و برخی گزارشها نشان میدهد که واشنگتن پیشاپیش از حمله مطلع بوده است. هدف اصلی حمله، با وجود منافع سیاسی داخلی نتانیاهو، بهنظر میرسد مختلکردن مذاکرات آتشبس و فراهمکردن زمینه عملیات نظامی جدید در شهر غزه و مجبورکردن فلسطینیها به مهاجرت به جنوب نوار غزه و نزدیکی مرز مصر بوده است.
مصر نگران است که جابجایی گسترده پناهندگان فلسطینی به سینا امنیت و ثبات کشور را تهدید کند و امید به تشکیل دولت فلسطین را از بین ببرد. این وضعیت میتواند کابوس سیاسی برای السیسی و تهدیدی امنیتی از سوی نیروهای حماس باشد که ممکن است از سینا علیه اسرائیل عمل کنند. قاهره برای مقابله با این تهدید، امنیت پیرامون رهبران حماس را افزایش داده و به اسرائیل و آمریکا هشدار داده است که هر حمله به خاک مصر با واکنش مواجه خواهد شد.
با کاهش نقش قطر در مذاکرات، مصر اکنون بهعنوان میانجی اصلی بین اسرائیل و حماس شناخته میشود و میتواند از این موقعیت برای افزایش فشار آمریکا بر اسرائیل جهت پایان درگیری و تسهیل ارسال کمکهای انسانی بهره گیرد؛ هرچند حمایت واشنگتن بعید بهنظر میرسد. در نشست، السیسی پیشنهاد ایجاد «سازوکار عربی-اسلامی برای هماهنگی و همکاری» در زمینه چالشهای امنیتی، سیاسی و اقتصادی کلان را مطرح کرد و احتمالاً به بحثهای تازه برای احیای ابتکار سال ۲۰۱۵ خود در ایجاد ائتلاف نظامی عربی مشابه ناتو با هدف ایجاد لایهای اضافی از امنیت که با نظام منطقهای تحت حمایت آمریکا تداخلی نداشته باشد، باز خواهد گشت. با وجود چالشها، ظهور ترتیبات دیپلماتیک و نظامی جدید در غرب آسیا برای مقابله با اقدامات اسرائیل، امری اجتنابناپذیر بهنظر میرسد./ منبع



